ارباب حلقه!
اولین حلقه ازدواج را چه کسی به دست کرد؟

ارباب حلقه!

نویسنده : mossayeb

به دست کردن حلقه ازدواج یکی از قدیمی‌ترین و جهانی‌ترین رسوم است. این رسم مربوط به زمان‌های خیلی قدیم است. در واقع کسی نمی‌تواند زمان درست آن را بگوید؛ اما استفاده از انگشتری در مراسم ازدواج به شکل حلقه، علامت کمال در زندگی انسانی به شمار می‌رفت.

اولین مردمی که در تاریخ، حلقه ازدواج را به کار بردند مصریان بوده‌اند. گویا در نوشته‌های هیروگلیف که نوشته‌های تصویری مصریان است، حلقه علامت ابدیت بود. یعنی حلقه ازدواج به انگشت زوجین کردن، به نوعی رمز زناشویی پایدار و ابدی بوده است و پس از مصریان، مسیحیان نیز در حدود سال 900 میلادی شروع به دست کردن و استفاده انگشتر و حلقه در مراسم ازدواج خود کردند.

شاید برای بسیاری این سوال پیش بیاید که چرا حلقه ازدواج را در انگشت چهارم دست چپ می‌اندازند؟ تحقیقات نشان داده است که یونانیان قدیم عقیده داشتند که رگ مخصوصی از این انگشت می‌گذرد و مستقیماً به قلب وارد می‌گردد و برخی‌ها نیز بر این معتقدند که چون این انگشت را کمتر از سایر انگشتان دست خود مورد استفاده قرار می‌دهیم حلقه در آن قرار می‌گیرد و به طور کلی برای به دست کردن یک وسیله زینتی مناسب‌تر از سایر انگشتان دست است .

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
مچکر...
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
ممنون جالب بود...
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
ممنون
FAHIME.N
FAHIME.N
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
ممنون جالب بود
sorme
sorme
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
من یه چیز دیگه در این رابطه شنیدم...اما طولانیه....ممنون از مطلبتون
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
ممنون جالب بود
Milad
Milad
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
جالب بود
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
سپاس
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
خوب بود.مچکر.ولی ای کاش اون موقع فکر الانم میکردن که حلقه ها اینقدر گرون میشه و این رسمو بوجود نمیاوردن:))))))
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
مرسی
mahshid
mahshid
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
ممنونم/جالب بود.
باران
باران
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
سپاس
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
سپاس
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٠٤
٠
٠
چی جالب...مرسی
mahshid2
mahshid2
٩٢/٠٢/٠٤
٠
٠
ممنون
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/٠٤
٠
٠
جالی بود. تشکر.
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/٠٦
٠
٠
مرسی.
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠