من مجبورم عرصه را خالی کنم...
به مناسبت خداحافظی رسمی «شکیل اونیل» از دنیای بسکتبال، سرکی به زندگی شخصی او کشیدیم!

من مجبورم عرصه را خالی کنم...

نویسنده : مجید حسین زاده

«انگار توپ به دست‌هایش چسبیده است... همین‌طور جلو می‌رود و بازیکنان حریف را جا می‌گذارد... حالا فرصت... یک پرتاب 3 امتیازی دیگر... و باز هم مثل همیشه سوراخ شدن تور تیر بسکتبال تیم مقابل این بازیکن!»

این‌ها صحبت‌های گزارشگر آمیریکایی لیگ NBA در سال 2005 درباره اسطوره‌ای به نام «شکیل اونیل» بوده است. ابتدای این هفته در بازی تیم لیکرز در مقابل دالاس، «شک» بی‌نظیر برای همیشه از دنیای بسکتبال خداحافظی کرد. به همین بهانه چند نکته‌ای را از زندگی این ورزشکار قد بلند، خوش قواره بخوانید بد نیست...

 

***

- نام: شکیل اونیل

- لقب اول او «شک» و لقب دومش «دیزل» است. 

- تولد: ۶ مارس ۱۹۷۲

- اونیل 2 متر و 16 سانتی‌متر قد و ۱۵۴ کیلوگرم وزن دارد. او تا هفته قبل سنگین وزن‌ترین بازیکن لیگ به شمار می‌رفت.

- پدر شکیل اونیل یک درجه‌دار ارتش آمریکا است.

- شک مسلمان است و دین اسلام را بهترین دین می‌داند.

- عناوین و افتخارات: 

کسب عنوان یکی از ۵۰ بازیکن بزرگ تاریخ NBA در سال ۱۹۹۶ 

موثرترین بازیکن در سال ۲۰۰۰ 

قهرمانی NBA در سال‌های ۲۰۰۰، ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲

۱۳بار حضور در میان بهترین بازیکن NBA در سال‌های ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۶

۳ بار انتخاب به‌عنوان موثرترین بازیکن NBA در تیم برگزیدگان ۲۰۰۰ و ۲۰۰۴

اولین بازیکن تاریخ NBA با کسب میانگین ۲۰ امتیاز و ۱۰ ریباند در هر مسابقه در ۱۳ فصل حضور

- شکیل اونیل در جوانی خود 2 مرتبه به عنوان مرد سال آمریکا انتخاب شده است و در سال 1991به عنوان بهترین بازیکن مرد بسکتبال مسابقات دانشگاهی آمریکا NCAA Basketball شناخته شد.

 

** شک آچار فرانسه همه کاره دنیای دنیا!

پلیس هست، هنرپیشه هم هست، خواننده هم هست، تازه بسکتبال هم بازی می‌کند! شکیل اونیل مرد ۲ متر و ۱۶ سانتی‌متری NBA به خدمت پلیس آمریکا درآمده تا در خدمت شهروندان باشد. این خبر در نوع خودش خیلی‌ها را شگفت زده کرد! شما را چه طور!؟

شکیل ۳۴ ساله که به اسطوره بسکتبال NBA تبدیل شده است، در نیوجرسی آمریکا به دنیا آمد. پس از تولد مادرش که از همسرش جدا شده بود با «فلیپ هریسون» آشنا شد و این آشنایی به ازدواج آن دو انجامید. هر چند «شک» رابطه خوبی با ناپدری‌اش نداشت ولی به ‌دلیل گرایش وی به اسلام او نیز به این دین گرایش یافت.

او دوران کودکی خود را در آلمان و در ایالت باواریا سپری کرد و تا سال ۱۹۸۷ در این کشور ماند. او بسکتبال را در این کشور یاد گرفت، مدت زمان زیادی طول نکشید که او به کالج لوییزیانا رفت و به شهرت غیرقابل وصفی دست یافت. از این تیم بود که او به تیم اورلاندو مجی فلوریدا راه یافت و بسکتبال حرفه‌ای‌اش را با این تیم آغاز کرد. تیم لس‌آنجلس لیکرز تیمی بود که اونیل همیشه از آن به‌عنوان سکوی موفقیتش یاد می‌کند. او با قراردادی ۱۲۰ میلیون دلاری و به مدت ۷ سال با این تیم همراه شد. 

در این زمان تیم لیکرز از اعجوبه دیگری به‌نام «کوب برایانت» بهره‌مند بود. حضور «شک» و «کوبی» در این تیم، جان تازه‌ای را به آن داد و این تیم از بهترین و موثرترین گاردهای وسط موجود در تیم‌های حاضر در NBA بهره‌مند شده بود. حضور اونیل و برایانت برای تیم لیکرز چنان خوش‌یمن بود که در سال‌های ۲۰۰۰تا ۲۰۰۲ این تیم توانست ۳ بار عنوان قهرمانی در مسابقات حرفه‌ای لیگ بسکتبال آمریکا را از آن خود کند.

شکیل اونیل در سال ۲۰۰۵ به‌عنوان اولین بازیکن NBA که در ۱۲ فصل متوالی به‌طور میانگین در هر بازی ۲۰ امتیاز و ۱۰ ریباند را داشته رکوردی قابل توجه را از خود به‌جای گذاشت و نیز در ۱۳ فصل حضورش در این بازی‌ها 11 بار به‌عنوان بازیکن برگزیده دست یافت. اما همگان در شگفت بودند که او چطور با ۲ متر و ۱۶سانتی‌متر قد و حدود ۱۵۰ کیلو گرم وزن می‌تواند این‌گونه چابک و با سرعت باشد. شکیل اونیل که از القاب زیادی از جمله سوپرمن، ارسطوی بزرگ، دیزل و دکتر شک برخوردار است علاوه بر بسکتبال در عرصه‌های دیگری نیز فعالیت دارد. او خوانندگی و هنرپیشگی را نیز تجربه کرده و در آن‌ها نیز موفق بوده است.

شکیل در سال ۲۰۰۵ عنوان افتخاری معاون کلانتر آمریکا را از آن خود کرد. او علاقه زیادی به برخورد با جرایمی که علیه کودکان است دارد. او در ابتدای قرن ۲۱ با «شاونی نلسون» ازدواج کرد و هم‌اکنون ۵ فرزند به نام‌های «شکور»، «شریف»، «امیره»، «طاهره» و «نلسون» دارد. انتخاب اسامی فرزندانش نشان از ارادت او به دین اسلام دارد (نلسون و طاهره از همسر قبلی او هستند)

شکیل در کارهای عام‌المنفعه نیز شرکت مستمر دارد و در تهیه غذا، مسکن و دیگر مایحتاج طوفان‌زدگان کاترینا شرکت فعال داشت.

 

** گزیده‌ای از صحبت‌ها شکیل اونیل درباره لیگ NBA :

شکیل در پاسخ به این سوال که چرا این روزها شاهد حضور بازیکنانی که بتوانند به‌خوبی خود را به معرض نمایش گذارند و در پست میانه نمایش فوق‌العاده‌ای از خود بروز دهند، نیستیم. می‌گوید: «بازیکنان امروزی خیلی آرام هستند اما من در زمین برخلاف آنان هستم. من فعالیتم را همانند یک بازیکن فوتبال آمریکایی شروع می‌کنم و پرتاب‌هایم را با پرش و قدرت انجام می‌دهم. این‌ها چیزهایی است که تماشاگران از من می‌خواهند.»

او در پاسخ به این سوال که آیا دوست دارید بازیکنانی از خود بزرگتر را ببینید می‌گوید: اگر بازیکنانی که از من بهتر باشند بیابند، من مجبورم که عرصه را خالی کنم.

 

** دعوا بکستبالیستی با قلم شکیل اونیل!

دلخوری بین شکیل اونیل و کوبی برایانت، برای کسانی که پیگیر خبرهای لیگ NBA هستند حرف جدیدی نیست. اما شکیل تازگی‌ها با چاپ کتاب زندگی نامه‌اش پرده از این مشکلات برداشته و در آن کتاب توضیحاتی را درباره این داده است. خواندن این قسمت از کتاب زندگی‌نامه‌اش را به هیچ وجه از دست ندهید شاید در آینده به دردتان خورد:

 

من و «کوبی» هر دو اعصابمون به همه ریخته بود. من برای فصل  بعدی قرارداد نداشتم و او هم نگرانه زندان رفتن بود (اشاره به موضوع اتهام تجاوز جنسی از سوی کوبی و دادگاهش در کلرادو). درست پیش از شروع فصل 2004 «فیل جکسون» هر دوی ما را کشید کنار و گفت که دیگه همدیگه را در جمع ضایع نمی‌کنید، و الا هر دو تا تون را جریمه می‌کنیم. «فیل جکسون» از دست ما خسته شده بود. خوب. می‌دونید بعدش چی شد؟

کوبی بلافاصله رفت پیش جیم‌گری (گزارشکر ورزشی ان‌بی‌سی) و با او مصاحبه کرد. کوبی گفت: شک چاق شده، این آسیب دیدگی انگشت پاهاش خیلی هم جدی نیست و او داره تمارض می‌کنه؛ من موندم لیکرز با داشتن کسانی مثل کارل ملون و گری پیتون برای چی باید با یک همیچین بازیکنی قرار دادشو تمدید کنه. من همین‌طور که نشسته بودم و مصاحبه را نگاه می‌کردم نزدیک بود از عصبانیت منفجر بشم. انگار نه انگار همین چند ساعت پیش به مربی قول داده بودیم که دیگه قصه درست نکنیم. این کوبی بود که دهنشو باز کرد؛ من هم گفتن دهنت صافه!

 

فرداش کوبی اومد توی صورت من و با پر رویی تمام گفت: تو همیشه بهم میگفتی برادر بزرگتر من هستی؛ ولی هیچ کاری برای من نکردی؛ وقتی موضوع کلرادو برام  پیش اومد، حتی به من یک تلفن خشک و خالی هم نکردی. این حرف‌ها همه‌اش برای من تازه بود. من وقتی گرفتاری قضیه کلرادو براش پیش اومده بود بهش زنگ زدم. بعد که اینو بهش گفتم جواب داد: نه! تو نیامیدی توی تلویزیون از من دفاع کنی، اخه تو چطور رفیقی هستی؟

برایان شاو (کمک مربی تیم) در این لحظه قاطی می‌کنه رو به کوبی می‌گه: کوبی، این چرت و پرت‌ها چیه می‌گی؟ شک صد بار مهمونی گرفت و تو را دعوت کرد ولی تو نیامدی، حتی وقتی با تیم در سفر بودیم تو با ما شام نمی‌خوردی، وقتی شک عروسی کرد و تو را دعوت کرد تو حتی عروسی شک هم نیامیدی. وقتی خودت عروسی کردی هیچ کدام از ماها رو حتی دعوت نکردی. حالا وسط این مشکلات یادت افتاده ما رفیقتیم و انتظار داری پشت تو وایسیم . ما اصلا نمی‌دونیم تو چه چور آدمی هستی؟

وقتی همه آروم شدند من به کوبی گفتم: اگر یک دفعه دیگه حرف‌هایی را که به جیم گری زدی تکرار کنی، خودم شخصا حالتو می‌گیرم... این‌جا بود که کوبی شانه‌هاشو بالا انداخت و گفت: بشین بینیم بابا... و اون‌جا را ترک کرد...

از اون روز به بعد من دور کوبی خط کشیدم. دور جیم گری را هم خط کشدیم. جالبه که جیم گری بچه پر رو وقتی که اخراجش کردند با کمال وقاحت به من زنگ زد و ازم کمک خواست تا کار پیدا کنه 

کوبی اون موقع‌ها خیلی بچه بود و بچه گانه رفتار می‌کرد ولی اینو می‌تونم بگم که تمام کارهایی را که الان انجام داده را به من گفته بود. ما توی اتوبوس نشسته بودیم که کوبی به من گفت که می‌خواد بالاترین امتیاز آور تاریخ لیکرز بشه، بهم گفت که می‌خواد پنج یا شش قهرمانی کسب کنه، و گفت که می‌خواد بهترین بازیکن لیگ بشه. آخرش هم توی چشم‌هام زل زد و گفت من «ویل اسمیت» بسکتبال خواهم شد.

 

ما توی لیکرز یه رسمی داشتیم که بازیکن‌های تازه وارد را می‌گذاشتیم سر کار. خیلی از تیم‌های ان‌بی‌ای این کار رو می‌کنن. مثلا بهشون می‌گفتیم برو ساک ما را بیار یا ازشون می‌خواستیم برن برامون ساندویج بخرن. کاری نداریم که بعضی وقتا زیاده روی می‌کردیم، ولی همه تیم‌ها یک جورهایی از این کارها می‌کنن. یکی از بازیکن‌های تازه وارد، «دریک فیشر» (که الان نماینده اتحادیه بازیکنان ان‌بی‌ای هست) گوش می‌داد و چیزی نمی‌گفت، ولی اون یکی بازیکن تازه وارد، «کوبی برایات»، یک کله رفت و چقلی ما را به جری وست (مدیر عامل وقت تیم) کرد. این آدم این‌جوریه...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
ممنون از مطلبتون....
m-o
m-o
٩٢/٠١/٢١
١
٠
بازیکن فوق العاده ای بود ... یه بسکتبالیست بی نظیر !
wolf
wolf
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
چرا خالکوبی این اقا رو سانسور کردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میثم
میثم
٩٢/٠١/٢١
٢
٠
از آدمهایی که در رشته خودشون موفق هستند خوشم میاد
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٢١
٢
٠
خیلی بسکتبال دوست دارم یک زمانی عضو تیم بودم...هیی امان از درس خوندن! اگر رفته بودم دنبال بسکتبال الان به یه جایی رسیده بودم....
parisa
parisa
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
جاهلب بود.......................
mo_so
mo_so
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
بازیکن محبوب من از قدیم.مایکل جردن و اسکاتی پیپن را هم هنوز به یاد دارم
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
خیلی طولانیه!عمری باشد میخوانم!
http://lunette-carrera3.webnode.fr
http://lunette-carrera3.webnode.fr
٩٢/٠٣/١١
٠
٠
I much like the precious information you provide you with as part of your articles.I’ll bookmark your weblog and take a look at once again below continually.I’m quite guaranteed I’ll learn considerably of new things suitable here! Great luck to the next!
http://maillotdefoot.lunette-desoleil.fr/
http://maillotdefoot.lunette-desoleil.fr/
٩٢/٠٤/٠٦
٠
٠
Appreciate you sharing, great blog.Thanks Again. Cool.
http://maillotdefoot.1x.fr/
http://maillotdefoot.1x.fr/
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
index.php?app=forums
http://www.sixsigmadss.com/
http://www.sixsigmadss.com/
٩٢/٠٥/١٢
٠
٠
You know I love your blog!!!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣