فاطمیه در راهیان نور
راهیان نور امسال من

فاطمیه در راهیان نور

نویسنده : بامعرفت

خدایا شکرت. خیلی لطف کردی. 

گاهی اوقات خدا برای تو یک چیزی می‌خواهد که تو شاید خیلی خوشت نیاید یا این‌که یک چیز دیگر بخواهی  و همش ناراحت باشی که چرا آن یکی را نمی‌دهد .ولی خدا حکیم است و ما نادان .

حکایت راهیان نور امسال من هم همین است و من چقدر نادان بودم که چیزی دیگر می خواستم .امسال عجب صفایی کردیم، با این‌که طلبه بودم و با این‌که بچه مذهبی بودم ولی این‌قدر که در راهیان نور امسال حس کردم با حضرت زهرا(س) آشنا شدم تا حالا این‌طور نبود .

 

یک قراری هم اتوبوس ما گذاشت و آن هم این‌که چشمان‌مان را نذر فاطمه زهرا(س) کنیم .خیلی حرفا برای گفتن دارم ولی مجالش نیست .با دو تا شهید رفیق شدیم . که جنازه‌های‌شان هنوز بر نگشته .شهید مصطفی ردانی پور و شهید ابراهیم هادی .هر دو هم عاشق فاطمه زهرا (س). شهید برونسی را هم بیشتر شناختم .

=============================

پ.ن : راهیان نور باعث شد مطالعاتم را بیشتر کنم .

یک چیزی را امسال فهمیدم ، آن هم اینکه، هدف شهدا شهادت نبود؛ هدف، اعتلای اسلام و جهاد در راه عقیده بود . شهادت، مزد است و جایزه کسانی که خوب در راه عقیده، هزینه می‌کنند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢١
١
٠
من که چند سالی هست طلبیده نشدم. خدا قسمت کنه . خیلی با صفاست.
بامعرفت
بامعرفت
٩٢/٠١/٢١
١
٠
کافیه از خدا بخواین . از همین الآن از خدا بخواین که سال دیگه راهی بشین . حتی راهیان نور غرب هم خوب است . تو تابستون برگزار میشه. موفق باشین. راستی اول نگفتین .
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
میگن دیگه نگین اول .بی کلاسیه مال ورودی های جدیده! ما هم تابع جمع ایم. ممنون ان شاا... هر چی خدا بخواد
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
اگه از ته دل بخواین مطمئن باشین قسمتتون میشه شک نکنین دوست من
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٢١
١
٠
دلمون رو هوایی کردید..خدا خیرتان دهد..از همه جا بیشتر شلمچه بوی مادر میدهد..
بامعرفت
بامعرفت
٩٢/٠١/٢١
١
٠
و البته طلاییه هم قدمگاه فاطمه زهراست . میگن یکی از خادمین داشت مهر درست می کرد از خاک طلاییه . شبش خواب شهید همت رو می بینه . شهید همت میاد میگه یه مهر شکسته هم به من بده . میگه چرا شکسته ؟ میگه اینا همشون ارزش مند هستند . . چون اینجا قدمگاه مادرم فاطمه زهراست .
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
من که چند باز تا مرز رفتن رفتم اما هر بار یکجوری کنسل شد... خوشا به سعادتتون...
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
من که تا حالا نرفتم . سپاس
Paeez
Paeez
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
منم دوست دارم برم پارسال تو دانشگاه ثبت نام کردم به دلایلی قسمت نشد
....
....
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
ممنون
بامعرفت
بامعرفت
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
خب به جیم بگین یه کاروان برای سال بعد راه بندازه . کاروان اردویی بروبچ جیم که تا حالا جنوب نرفتن .
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
من کاملا موافقم.... چون من هم تا حالا نرفتم.....
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
پس اونایی که رفتن چی؟):
بامعرفت
بامعرفت
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
البته اولویت با کسانی باشه که نرفتند ، بقیه اتوبوس ، کسانی باشند که رفتند .
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
من که تا حالا قسمت نشده برم.... اما خیلی دلم می خواد که برم..... :((((( انشالله ما رو هم بطلبن.....
raaahil.m
raaahil.m
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
منم دلم دوباره ازین تذکرها میخواد.ازین یادآوریها....
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
جالب نوشته بودید/ممنونم.
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
خدا عشق به حضرت زهرا را به همه نمیده!خوشبحال عاشقاش!چه مزدی هم گرفتند!شهادت!
hamid_f
hamid_f
٩٢/١٢/٠٦
٠
٠
من یه بار در دوران محصلی رفتم خیلی خوب بود،تا چند ماه پر از معنویت شده بودم. خدا دوباره قسمت کنه.
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات