زمان مي‌گذرد و تو را با خود مي‌برد!

زمان مي‌گذرد و تو را با خود مي‌برد!

نویسنده : maryam

گاهي دلم از گذر زمان مي‌گيرد، از عبور ثانيه‌هاي كه تو را از من دورتر و با من غريبه‌تر مي‌سازد. گذر زماني كه فقط خاطرات را براي من به جا مي‌گذارد، دوست داشتم به جنگ زمان مي‌رفتم  و آن را به روزهايي كه شوخي‌هاي تو مرا به خنده مي‌آورد بر مي‌گرداندم. الان هم به شوخي‌هايت مي‌خندم اما خنده‌ام ديگر مثل قبل نيست، خنده من بازي سرنوشت است، سرنوشتي كه مرا متعجب كرد...

كاش مي‌شد سرنوشت را آن‌گونه كه دوست داريم رغم مي‌زديم!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
زیبا بود مرسی
javad agha
javad agha
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
کـــــــــــــــــــــــــــــــــــاش مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
حیف که نمیشه.../زیبا بود ممنونم.
maryam
maryam
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
خواهش ميكنم
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
کاش میشد.....هی
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠١/٢٦
١
٠
کاااااااااااااااش....ولی هیچ وقت نمیشود....زیبا بود ممنون.
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
واقعا .
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٢٦
٥
٠
خنده بر لب می‌زنم تا کس نداند درد من.... تشکر.
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٢٦
٢
٠
باریکلا شاگرد!همه یکی بکوفن رو این مثبت
maryam
maryam
٩٢/٠١/٢٨
٠
٠
كوفونديم:))))))
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
کاش واقعا میشد سرنوشت را از سر نوشت.کاش میشد...ممنون
sorme
sorme
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
ممنون قشنگ بود
mahshid
mahshid
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
کاش میشد....سپاس
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
کاش یه طوری زندگی میکردیم که دیگه حسرتش رو نمیخوردیم...
radmehr
radmehr
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
میشه...احتیاجی به کاش نداره
Paeez
Paeez
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
سرنوشت رو خودمون می سازیم..
wolf
wolf
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
حرف دل من بود ممنون
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
زیبا نوشتی!مچکر
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
زیبا بود ولی اگه زمان نگذره واقعا بعضی اتفاقات رو تو زندگی نمیتونی تحمل کنی!
maryam
maryam
٩٢/٠١/٢٧
٠
٠
اره حق باشماست..گذشتن زمان گاهي اوقات خيلي خوبه!
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠١/٢٧
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات