آوینی بدون روتوش!
این بار به آوینی خارج از گفتمان تکراری نگاه کنید

آوینی بدون روتوش!

نویسنده : حامد نادری راد

امروز بیستم فروردین ماه، روزی است که سید مرتضی آوینی 20 سال پیش، در قتلگاه فکه به یاران شهیدش پیوست. سالگرد شهادت آوینی در طی این بیست سال همواره فرصتی بوده است تا هر بار زاویه‌ی دیگری از شخصیت و افکارش رمز گشایی شود. البته نترسید! ما دنبال رمزگشایی و مچ گیری نیستیم! شاید دوست داریم کمی درد ودل، کمی غرغر و شاید کمی گلایه کنیم!

 

آوینی و تغییر

ابتدا بگذاریم کمی آوینی را آنطوری که بوده نگاهش کنیم. سید مرتضی آوینی فوق لیسانس معماری از دانشگاه تهران داشت و به گفته خودش در قبل از انقلاب حال و روز دیگری داشت، پز روشنفکری و قیافه آنچنانی و متن‌های فلسفی و ادبی و درگیری‌ در چیزهایی که به قول خودش «حدیث نفس» هستند! این‌ها را خودش نوشته:

«من هم سالهای سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام، به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته ام. موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام. ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و کتاب «انسان تک ساختی» هربرت مارکوز را - بی‌آنکه آن زمان خوانده باشم‌اش- طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند:«عجب فلانی چه کتاب هایی می‌خواند، معلوم است که خیلی می‌فهمد!»

 

آوینی و حقیقت

خوب! همین آوینی عزیز در سال‌های منتهی به انقلاب حسابی تغییر می‌کند طوری که تمامی نوشته‌های و آثارش را می‌سوزاند و به حقیقتی می‌رسد که تا انتهای عمرش آن را دنبال و از آن دفاع می‌کند!

این حقیقت باور به تعهد اسلامی، باور به کارایی اسلام در عصری که ژست‌های مارکسیستی و پزهای لیبرالی نقل محافل فرهیختگان است. آوینی به این خاطر از جانب رهبر معظم انقلاب لقب سید شهیدان اهل قلم را دریافت کرد که حقیقت آنچه او به دنبالش رفته بود، نه در مستندهای تصویری اش بلکه در آثار قلمی‌اش نهفته است.

آوینی در آن دوره دو گروه مخالف داشت. گروهی که از سر دلسوزی و شاید هم از سر حسادت در مقابلش بودند و او را در دایره حزب الهی‌ها حساب نمی‌کردند و گروهی نیز در زمره روشنفکران و غربزده‌ها بودند که اتفاقاً در آن زمان گفتمان رسمی در اختیار آن‌ها نیز بود. البته آوینی آنقدر که به روشنفکران غربزده تاخته است هرگز از منتقدان حزب الهی اش انتقاد نکرده است. آن‌هایی که کتاب‌هایی چون «حلزون‌های خانه به دوش»، « حکومت فرزانگان» و « فتح خون» را خوانده‌اند، تا حد زیادی با حقیقتی که آوینی به دنبال آن بود آشنا شده‌اند.

 

آوینی و نسل ما

نسل جنگ ندیده‌ای چون ما، از وقتی چشم بازکرده از سید مرتضی آوینی، همان لقب سید شهیدان اهل قلم و چند تا اسم دیگر مثل «روایت فتح» را شنیده است. اگر خیلی هنر کرده باشد تا فکه و محل شهادت آوینی هم رفته است. دیگر اگر خیلی بچه‌ی مثبتی بوده دو سه تا از کتاب‌های آوینی را محض کلاس گذاشتن خوانده است. اگر هم اهلش نبوده به آوینی و آثار و تفکراتش کاری نداشته است!

آیا به راستی آوینی‌ها از نسل ما این را می‌خواستند؟ آیا پیام آن‌ها در چند دلنوشت و روایت فتح خلاصه می‌شود؟ شاید خودش بهتر از هر کسی پیامش را به ما می‌دهد:

« «تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با «تحصیل فلسفه» حاصل نمی‌آید. باید در جست و جوی حقیقت بود و این متاعی است که هرکس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت، و در نزد خویش نیز خواهد یافت...  بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایه تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر!»

این بود آوینی ما بدون روتوش!

پی نوشت: قبل از اینکه پای سید مرتضی آوینی روی مین برود و شهید شود، پای سه نفری که جلوترش حرکت می‌کردند روی همان مین رفت و هیچ اتفاقی نیفتاد! این است که می‌گویند شهادت هنر مردان خداست! شهادت مرد می‌خواهد در حد آوینی!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
FAHIME.N
FAHIME.N
٩٢/٠١/٢٠
٣
٠
راستشو بخواین چیززیادی ازشهیداوینی نمیدونستم فقط عکسشون باتوضیح مختصری پشت کتاب فارسیمونه اما الان خیلی چیزافهمیدم از مطلب زیباتون هم ممنون بازم حرف همی شگیم /صلوات/
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
روحش شاد.. خدا شفاعت شهدا رو برای ما قبول کنه..
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
آمین
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
الهی آمین....
mhv
mhv
٩٢/٠١/٢٠
٢
٠
یکی از انسان های دوست داشتنی والبته از الگو های زندگی من/حلزون های خانه به دوش و فتح خون رو پیشنهاد می کنم بخونید
PAEEZ
PAEEZ
٩٢/٠١/٢٠
١
٠
به تی وی بگین که 100بار روایت فتحو پخش کرد خوب چرا مثل دا کتاباشو یه جور کتاب خوانی نمی کنن تا آشنا شن باهاش فتح خونو خوندم بقیه رو نه متاسفانه مرسی
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/٢٠
١
٠
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.....
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٢٠
١
٠
ممنون اقای نادری..دلمون راهی فکه شد و قلبمان در رمل های فکه فرو رفت..هییی فقط نمیدانم جواب شهدا را چه بدهم ..
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
اوهوم)))))):
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٢١
١
٠
ممنون جناب نادری
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
ممنون از قلم زیباتون و البته قلم زیبا تر شهید...
بامعرفت
بامعرفت
٩٢/٠١/٢١
٢
٠
ممنون . یادش بخیر . اول دبیرستان بودیم که رفتیم راهیان نور . فکه ... مقتل سید مرتضی آوینی ...شهیدی که از قافله جامانده بود و حدود 5 سال بعد از جنگ . در راه نگه داشتن یاد و خاطره شهدا که کمتر از شهادت نیست ، شهید شد . و البته کاش در موردش حداقل فیلمی ساخته می شد . تا نسل جوان ما بدانند آن عارف واصل ، همین طوری از اول خوب نبوده است و مسیری را طی کرده است تا به اینجا رسیده است .
بی حوصله
بی حوصله
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
لایک هامو زدم
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
هر وقت میام انجمن میزنه ناشناس! امیر حسین کیانیم! و به حق که سید شهیدان اهل قلم!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
این جمله "«تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود" رو خیلی خوب امدی آقای نادری ،من که برای خودم متاسفم...
میثم
میثم
٩٢/٠١/٢١
١
٠
آوینی و نسل حاضر!!! نمونه ای از چیزهایی که نسل بی خاطره ما با آنها غریبه س
Nika
Nika
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
من نمیدونم این کاربرای ناشناس چرا عضو نمیشن
کانگورو به تربیت فرزند خود اهمیت ده
کانگورو به تربیت فرزند خود اهمیت ده
٩٢/٠٢/٠٣
٠
٠
شایدم عضو شدنااا
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤