باید فلنگ رو بست!
وقتی سر از محل اشتباهی در می‌آوریم...

باید فلنگ رو بست!

نویسنده : ati

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
خنده دار بودن..ممنون اتی جون
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
خیلی بامزه بود.خصوصا عکس چهارم.ممنون:)))
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
.......................................................... شاید اول ...
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
از اون لاکپشته و اون شتره خوشم اومد ...
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
عکسای قشنگی بود . مرسی .
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
ووووووووووویییییییییی.... از عکس اولیه ترسیدم..... من از ماااااااااااااااااااااار می ترسم..... ووووووووویییییییی...........
sorme
sorme
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
خیلی قشنگ بود ممنونم
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
عسکای باحالی بود...!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
خیلی باحال بودن!مخصوصا اون شیره که داره در میره:)))))مچکر
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
گهی پشت به زین و گهی زین به پشت!!! :)
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
خیلی قشنگ بودن تشکر.
ati200
ati200
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
لطف داری
firuze
firuze
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
چ شیر بی غیرتی چرا فرار میکنه؟ مرسی
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
شیر و ترس؟ نچ نچ نچ!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
اون قوچِِ رفته رو کوهان شتره فکر کرده صخرست! :دی ! چه جالب بود :))) ممنونم.
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
یعنی مار باید تیکش کنن.....
Paeez
Paeez
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
لاک پشتا:))))))))مرسی
ati200
ati200
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
خواهش میکنم..لاک پشتا وماره ازهمشون باحال ترن
mo_so
mo_so
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
بله.ممنونم خانم اتی
ati200
ati200
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
خواهش میکنم
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
جالب بود :))
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
سپاس
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
جالب بودن ممنون آتی جان(:
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
چالبناک
m-mousavi
m-mousavi
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
خیلی جالب بود.
parisa
parisa
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
اییییییییییییییییییییی جان..............................خوکشل بود............
mahshid2
mahshid2
٩٢/٠١/٢٧
٠
٠
با مزه بود ممنون
ati200
ati200
٩٢/٠١/٣١
٠
٠
خواهش میکنم
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
نوشابه ها رو دیدم سخت تشنه شدم ...ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
نمی خواهم برگردم

حجره بهشت

٩٦/٠٣/٢٧
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
تبلیغات
تبلیغات