دلم برای خودم تنگ شده!
دنیای عجیبی است

دلم برای خودم تنگ شده!

نویسنده : h_nim82

سال‌ها می‌آیند و می‌گذرند ولی گاهی می‌بینی هیچ چیز عوض نمی‌شود. مثل آرامشی که من سال‌هاست گمش کردم. دلم برای خودم تنگ شده است. هنوزم آرزو دارم بروم یک جای دور که کسی من را نشناسد و یک زندگی جدید و دور از آدم‌هایی که می‌شناسم شروع کنم. یک جایی که آرام باشد و آدم بتواند هر روز طلوع و غروب خورشید را به نظاره بشیند. خسته‌ام از بوق و دود و دغدغه و دویدن در این دنیا. دلم می‌خواهد خودم را پیدا کنم، میان این همه شلوغی...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٠٧
١
٠
ماها هنوز خودمون نشناختیم ولی سالهاست دنبال شناخت دیگرانیم.ما خودمونو گم کردیم
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
موافقم . سپاس
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
دقیقا!
باران
باران
٩٢/٠٢/٠٧
٠
٠
هعی ...........
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
آه....
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠٢/٠٧
٠
٠
منم چقدر دلم چنین چیزی میخ اد!
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
رفتم به شمام میگم بیای...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٠٧
٠
٠
منم دلم برای خودم تنگ شده... /مممنونم نوشته زیبایی بود...
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
خواهش می کنم ... مرسی از شما
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٢/٠٧
٠
٠
واقعا همینطوره ممنون
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
ممنونم بخاطر نظرتون
Niva
Niva
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
خب کی حاضره بعد ازدواجش بره تو یه روستا کنار گل و بلبل زندگی کنه؟ اونجا هم آرامش هست... هم بوق و دود به این شدت نیست.. صبح علی الطلوع هم باید بیدار باشی.. کی حاضره بره؟
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
متاسفانه وابستگی هایی داریم که نمیشه ولی کی بدش میاد بعد از بازنشستگی یه مزرعه داشته باشه که بره اونجا و آرامش داشته باشه...البته اگه برسه به اون زمان...
♥
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
هجرت کن از خودت
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
سخته هنوز نمی شناسم خودمو چطور هجرت کنم؟!
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
طلوع خورشی و غروبشو به تماشا بشین:)))دغدغه های این دنیا تموم نشدنیه:)
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
تموم نشدنیه و آدم رو غرق میکنه ...
tanha
tanha
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
دلم می‌خواهد خودم را پیدا کنم، میان این همه شلوغی.....عالی بود!
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
ممنونم از شما
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
چند مدت درگیر بودم که حودم رو پیدا کنم! پیداکه نکردم هیچ گمتر هم شدم...!
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٨
٠
٠
نمیدونم چی بگم؟!!
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
خیلی زبیا
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
ممنونم از شما
No-Name
No-Name
٩٢/٠٢/٠٩
٠
٠
دلم می‌خواهد خودم را پیدا کنم، میان این همه شلوغی... چند جمله حرف دل...
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/١٠
٠
٠
چند جمله حرف دل...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
مسئله این است

پول دار یا بی پول!

٩٦/٠٢/٣٠
قرارمان فردا شب...

پشت سکوت تب دار ماه

٩٦/٠٣/٠٦
باران در ظهر آفتابی

بمان کنارم

٩٦/٠٣/٠٣
تبلیغات
تبلیغات