در منطقه و موقعیت ما یك وقت عراق زیاد آتش می‌ریخت، خصوصا خمپاره. چپ و راست می‌زد، بچه‌ها حسابی كفری شده بودند. نقشه كشیدند، چند شب از این ماجرا نگذشته بود كه دو، سه نفر از برادران داوطلبانه رفتند سراغ عراقی‌ها و صبح با چند قبضه خمپاره انداز برگشتند. پرسیدیم: این‌ها دیگر چیه؟ گفتند: آش با جایش! پلو بدون دیگ كه نمی‌شود.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/٢٢
١
٠
واقعا شهدا مردان بی ادعا بودن که عمل میکردند نه اینکه صرفا حرف بزنن..... اتشالله که شفیع ما هم باشن.....
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٢٢
١
٠
ان شااله ....
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
واقعا هم همینطوره.انشاا...
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
دعا میکنم ..
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
دمشون گرم عاشقشونم
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
واقعا ایول داشتن!حقیقتا مرد بود
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
واقعا!
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
جالب
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
بود.
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
می باشد.
parisa
parisa
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
خیلی حالب بود....................ممنون.............
Paeez
Paeez
٩٢/٠١/٢٢
٠
١
امنیت امروزمو مدیون اونام روحشون شاد...مستر کیانی منتظرم ببینم اسم6قلوها رو چی می ذارین:دی
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
ايول داشتن
mo_so
mo_so
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
مردان بی ادعا
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
هیچ جمله و کلمه ای قادر به توصیف شخصیتشون نیست.اجرشون با خدا:)))
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
حقا که مرد عمل بودن. تشکر.
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
جالبـــــــــــــــــــــــــ . سپاس
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
مرد به اینا میگفتن. واقعا دمشون گرم.
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
چیزهایی که برای ما خیال اونها واقعیش کردن..داستان نیست واقعیته ..ممنون ..شرمنده شان هستیم..تا همیشه..
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
آش با جاش :)) /انشاالـ... دست ما رو هم بگیرند...
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
ایولا ...
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
جالب بود!واقعا مردان خدا بودند!
mahdiarkermani
mahdiarkermani
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
شهادت قسمت ما میشد ای کاش...
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات