وارد نوشتن داستان می‌شویم
آموزش داستان نویسی. قسمت آخر

وارد نوشتن داستان می‌شویم

نویسنده : سایت جیم

در بخش‌های قبل (برای خواندن بخش‌های قبلی روی آن‌ها کلیک کنید. قسمت اول -  قسمت دوم قسمت سوم) در مورد موضوع داستان و ویژگی‌های یک داستان خوب و نویسنده آن صحبت کردیم در ادامه با هناصر داستان آشنا خواهید شد.

 

** پلات یا طرح (که به آن پی‌رنگ داستان نیز گفته می‌شود) چارچوب داستان است با تکیه بر روابط علی و معلولی. در طرح داستان خطوط کلی داستان به گونه‌ای فشرده و بر اساس منطق سببیت روایت می‌شوند. در واقع طرح پاسخی است به این پرسش: داستان درباره چه بود ؟

پلات یا طرح، محتوای داستان نیست بلکه مجموعه حوادثی است که در طول داستان اتفاق می‌افتد و داستان را پیش می‌برد. در داستان‌های بازاری پلات پر از صحنه‌های اکشن و سورپرایرز است چون هدف فقط سرگرمی خواننده است. اما نویسنده‌های ادبی از ساختار پیچیده‌تری برای پیش بردن داستان استفاده می‌کنند. فرق داستان های ادبی و بازاری را نیز ازهمین جا می‌شود فهمید، داستان‌های بازاری پر از هیجان و اتفاقات هستند در حالیکه در بطن داستان‌های ادبی معانی پیچیده‌ای نهفته است.

در نوشتن طرح به چند نکته باید دقت کرد:

1- زمان طرح همواره زمان حال اختیار شود

2- وقایع با رعایت توالی زمان مرتب شوند

3- به جزئیات پرداخته نشود.

4- طرح همواره باید به صورت سوم شخص نقل شود.

باید در نظر داشت که طرح یا پلات در مراحل اولیه کار برای راهنمایی و حفظ جهت داستان نوشته می‌شوند و برای همین تکیه بر موارد بالا کار شما را آسان‌تر می‌کند. بعد می‌توانید در جریان نوشتن داستان زمان اتفاق‌ها را عوض کنید و داستان را همان‌طور که می‌خواهید پیش ببرید.

یک بار داستان را با صدای بلند برای دیوار بخوانید! و ببینید داستان چه چیزهایی کم دارد. یادتان باشد باید فضا را توصیف کنید. بعضی از نویسندگان فقط فضاهایی را توصیف می‌کنند که شخصیت داستان به آن قسمت‌ها نگاه می‌کند. در هر صورت هر سبکی را که برای نوشتن انتخاب می‌کنید، نباید داستان را بدون فضاپردازی رها کنید. داستان نیز مثل نقاشی به قابی نیاز دارد تا همه عناصر در آن به وحدت هنری برسند.

خواننده نباید کور باشد (یعنی وقتی داستان رو می خونه فقط با دیالوگ و توصیف شخصیت ها روبه رو شه و عملن ندونه شخصیت ها در چه موقعیت و فضایی قرار گرفتن

 

** شخصیت‌های داستان دو نوع‌اند:

دسته اول شخصیت‌های ایستا نام دارند که در طول داستان ثابت باقی می‎مانند و شخصیت‌شان تغییری نمی‌کند

دسته دوم شخصیت‌های پویا نام دارند و در طول داستان دچار تغییر و تحول می‌شوند شخصیت‌ها در داستان در رفتار و گفتارشان باید ثابت باقی بمانند مگر این‌که دلیل قانع کننده‌ای برای تغییرشان وجود داشته باشد.

اگر محرک‌ها و انگیزه‌ای برای تغییر و جهش شخصیت وجود داشته باشد به گونه‌ای باید باشد که خواننده آن را بفهمد و باور کند. یعنی این تغییر باید منطقی باشد و زمان کافی برای تغییر موجود باشد. می‌شود در این زمینه به فیلم‌های تلویزیونی اشاره کرد که ناگهان شخصیت‌ها در آن از این‌رو به آن‌رو می‌شوند و به راه راست قدم می‌گذارند. اگر قرار است تغییری در شخصیت ایجاد شود باید باورپذیر باشد و مضحک جلوه نکند.

در بیشتر داستان‌ها به خاطر حوادث سخت زندگی تغییری در شخصیت اصلی داستان به وجود می‌آید، این تغییر در قلب داستان نهفته است و سطحی نیست.

این تغییر باید با شخصیت‌پردازی مطابقت کند و عوامل محیطی لازم برای این تغییر به وجود آیند و نیز زمان کافی برای چنین تغییری موجود باشد. این تغییر می‌تواند مثبت یا منفی باشد اما در رمان‌های بازاری این تغییر همواره (یا در بیشتر اوقات) در جهت مثبت و برای رسیدن به پایانی خوش است.

البته تغییرات کوچک عادات شخصیت‌ها جز این تغییر نیست (بیشتر به نحوه تفکر شخصیت و اعمال او برمی‌گردد). شخصیت داستان باید واقعی و محتمل باشد، نباید صرفا شیطان یا پاکدامن و عفیف باشد، باید به گونه‌ای باشد که این حس به خواننده دست بدهد که در حال خواندن رمان نیست و شخصیت در نظرش واقعی جلوه کند.

- نوع دیگری از تقسیم‌بندی به شخصیت‌پردازی ساده و جامع منجر می‌شود. شخصیت‌های ساده معمولا دو بعدی هستند و خصویات بارز کلیشه‌ای در آن‌ها به وفور دیده می‌شود. در داستان‌های بازاری به شدت این نوع شخصیت‌پردازی دیده می‌شود و شخصیت‌ها خصویات کلیشه‌ای (خوش تیپ، مهربان و زیبا) را با خود یدک می‌کشند. شخصیت‌پردازی در داستان‌های بازاری از پلات نیز بی‌اهمیت‌تر است. در واقع این نویسنده‌ها به دنبال شخصیتی هستند که بتواند حوادث پلات را بر دوش بکشد و می‌شود این شخصیت را از داستانی به داستانی دیگر منتقل کرد، مثل سریال‌های دنباله‌دار. در این داستان‌ها شخصیت فرد پیچیده و چند بعدی نیست و به راحتی می‌توان به آن برچسب خوب یا بد زد.

شخصیت‌های این‌گونه رمان‌ها اغلب جذاب هستند. معمولا صداقت، خوبی، خوش تیپی و مهربانی در اکثر آن‌ها دیده می‌شود. و حتی اگر ایرادی داشته باشد خواننده عادی به آن اهیمتی نمی‌دهد و حتی از آن ایراد خوشش می‌آید. مثل بی میلی جنسی در جیمز باند (در سری‌های قدیمی‌تر کاملا به چشم می‌آید) 

این شخصیت‌ها معمولا همگی به این نکته مشترک می‌رسند: قانون برای مردم عادی است و خودشان لازم نیست از قانون تبعیت کنند. اما حتی این مساله آن‌ها را دوست داشتنی جلوه می‌دهد چرا که قانون را زیر پا می‌نهند تا به هدفی برتر (جلوگیری از جنایت یا مجازات ) دست یابند.

 

- و اما رمان‌های ادبی؛ در رمان‌های ادبی شخصیت پردازی مهم‌ترین عنصر داستان است. رمان‌های ادبی نیز می‌توانند شخصیت‌های جذابی داشته باشند مثل هاکلبرفین یا جین ایر اما این شخصیت‌ها کمتر برچسب خوب یا بد بر خود دارند، حتی ممکن است به کلی مطرود و زبون باشند.

همان‌طور که در زندگی واقعی چنین است، و هیچ انسانی به طور کامل خوب یا بد نیست در این رمان‌ها، شخصیت‌ها آمیزه‌ای از هر دو رفتار خوب و بد را در خود نشان می‌دهند. این‌گونه شخصیت‌ها به دلیل واقعی بودن و ایجاد حس همزاد پنداری در خواننده بیشتر در ذهن او می‌مانند.

 

** موقع نوشتن انتخاب راوی و زاویه دید خیلی مهم است. مثلاً ممکن است شخصیت اصلی داستان‌تان خودکشی کند و بمیرد یا یک جور دیگر بمیرد، پس وقتی از زبان اول شخص شروع می‌کنید به نوشتن حواستان باشد که راوی مرده نباشد، یعنی چطور کسی که مرده و رفته زیر خاک می‌تواند حرف بزند و داستانش را برای‌تان تعریف کند؟!

اگر با اول شخص شروع به نوشتن کردید، یادتان نرود شخصیت‌تان مرده نباشد، اگر قرار است بمیرد پس می‌توانید یک راوی دیگر انتخاب کنید تا داستان را تعریف کند و مثلا دفترچه خاطرات فرد محتضر را پیدا می‌کند و خاطرات او را از زبان خودش می‌شنود، البته تا قبل از خودکشی یا مرگ طرف.

در انتخاب راوی بی‌حواس، بی‌حوصله و غیره نیز دقت کنید، اگر راوی بی‌حواس است پس باید این بی‌حواسی در داستان نشان داده شود، مثلا مدام بگوید چه داشتم می‌گفتم یا کجا بودیم؟ یا اگر راوی دیوانه است این دیوانگی باید در لحن راوی هم دیده شود. خلاصه حواستان به این نکات باشد راوی مرده! و روانی! انتخاب نکنید. (اگر راوی دیوانه‌ای دارید داستان‌های «ادگار آلن پو» الهام بخش خوبی است، می‌توانید از آن‌ها الهام بگیرید و یاد بگیرید که یک آدم دیوانه چطور باید حرف بزند و داستان را روایت کند.)

 

** مراحل داستان:

1- شروع: باید جذاب باشد و مخاطب را در مسیر داستان قرار دهد همچنین روان و جاری باشد.

2- ناپایداری: نباید روال عادی زندگی باشد. از تنش به آرامش و از راز افکنی به گره‌گشایی برسیم. 

3- گسترش: باوجود ناپایداری چراهایی بوجود می‌آید که مخاطب شوق ادامه داستان پیدا می‌کند.

4- تعلیق: رغبت ادامه داستان و این‌که نمی‌داند چه اتفاقی می‌افتد.

5- نقطه اوج: نقطه هیجان داستان است.

6- گره گشایی: سوالات و ناپایداری‌ها جواب منطقی می‌یابند. 

7- پایان: نتیجه‌گیری کل داستان است. می‌تواند به یکی از دو شکل زیر باشد. 

پایان باز: نافهوم باشد مخاطب خود انتخاب کند. 

پایان بسته : پایان مشخص و معلوم باشد. 

 

** داستان کوتاه : 

در داستان کوتاه ظرف زمان و مکان محدود است، شخصیت‌پردازی محدود یا حتی صفر است. شخصیت‌ها یک یا دو نفر هستند و زیاده گویی در آن وجود ندارد و در حوصله مخاطب نمی‌گنجد.

 

** عنوان داستان :

عنوان داستان  باید گیرا، بکر، آهنگین باشد. از کلمات محدود تشکیل شده باشد و به طرح داستان بخورد در عین حال داستان را لو ندهد. تازه باشد و بهتر است آخر انتخاب شود.

 

دو فوت کوزه گری: 

- عوض کردن فصل‌ها: هر گاه بخواهیم از یک زمان به زمان دیگر یا از یک موقعیت به موقعیت دیگر برویم فصل داستان را عوض می‌کنیم یا به طور کل برای عوض کردن صحنه‌ها .

- مشکل گشای غیبی: این مورد هم در داستان قابل استفاده است ولیرحق نداریم برای حل مشکلات داستان همیشه از آن استفاده کنیم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/١٦
١
٠
خیلی باحال بود!انشاالله استفاده کنیم!مچکر
parisa
parisa
٩٢/٠١/١٦
١
٠
خب سید نویسنده شدی یاا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/١٦
١
٠
هنوز که نه!ولی دارم سعیمو میکنم!ولی قسمتاش کم بود!بجای 4قسمت اگه 40قسمت بود حتما میشدم:)))))))
parisa
parisa
٩٢/٠١/١٧
١
٠
عاورین به پشتکار........
parisa
parisa
٩٢/٠١/١٦
٢
٠
خیلی خوب بود......
PAEEZ
PAEEZ
٩٢/٠١/١٦
٢
٠
یاد ادبیات مدرسه افتادم ادبیات داستانی !مرسی
Niva
Niva
٩٢/٠١/١٨
١
٠
من دوست ندارم داستان نویس بشم. بیشتر دوست دارم بنویسم. اینا با هم فرق میکنه دیگه؟
donya
donya
٩٣/٠٧/١٨
٢
٠
سلام منم می خوام داستان به اشتراک بزام ولی نمی دونستم چه جوری شما میدونید؟
donya
donya
٩٣/٠٧/١٨
١
٠
منم می خوام داستان بزارم ولی چه جوری
عسل
عسل
٩٣/٠٨/١١
٠
٠
سلام ممنون ميشم راهنمايي كنيد چجوري اين جا داستان بنويسيم!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣