بین گذر، چند نفر، یک مادر...
تقدیم به تو بانوی عالمین

بین گذر، چند نفر، یک مادر...

نویسنده : mahdiarkermani

درد سر، بین گذر، چند نفر، یک مادر

شده هر قافیه‌ام یک غزل درد آور

ای که از کوچه شهر پدرت می‌گذری

امنیت نیست از این کوچه سریع‌تر بگذر

دیشب از داغ شما فال گرفتم، آمد:

دوش می‌آمد و رخساره... نگویم بهتر!

من به هر کوچه خاکی که قدم بگذارم،

نا خودآگاه به یاد تو می‌افتم مادر

چه شده، قافیه‌ها باز به جوش آمده‌اند:

دم در، فضه خبر، مادر و در، محسن پر!

(كاظم بهمني)

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
دوش می‌آمد و رخساره... نگویم بهتر!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
خیلی قشنگ بود.مچکر
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
بر گلستان ولایت تاختند/غنچه را با لاله پر پر ساختند/غنچه زیر خار و خس افتاده بود/باغبان هم از نفس افتاده بود/ظلم و طغیان و جنایت زاده شد/این چنین مزد امامت داده شد/کاش از قلبم به قبرش راه داشت/کاش زهرا هم زیارتگاه داشت. *یا فاطمه اشفعی لی جنة* ممنون بابت شعر مناسبتی زیباتون:)))
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
مرسی از شعر شما هم عزیزم....
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
ممنونم...
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
چه دردی است بین در و دیوار!کمر شیعه را خم میکند!
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
سپاس
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٢٣
١
٠
جانم فدای مادر..مادر دو بخش است ما و در و ما هر چه می کشیم از بخش دوم است..السلام علیک یا فاطمه الزهرا..
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
چقدر قشنگ.....
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
صلی الله علیکِ یا فاطمة الزهرا (س) .....
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
سپاس
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
بسیار زیبا بود...ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
مرو شبانه، خداحافظی مکن مادر!/مرو ز خانه، خداحافظی مکن مادر!/مگو برای شما مادری ‌کند زینب/به این بهانه، خداحافظی مکن مادر!...شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد.
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
زیبا بود ممنون
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
یا فاطمه الزهرا!
Paeez
Paeez
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
مادر هر کاری کند بچه ها یاد می گیرند مثلا اگر شهید شود......یا فاطمه..دستم بگیر که دست آویز ندارم
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات