واقعا این رسم همسایگی است؟!
اندر باب همسایه آزاری!

واقعا این رسم همسایگی است؟!

نویسنده : mah-tkh

بچه که بودیم یک بازی در کامپیوتر دوستم بود به نام همسایه جهنمی! که یک آقایی همسایه محترم و بیچاره‌اش را الکی آزار می‌داد! حالا این شده نقل همسایه محترم‌مان!

اول که به لطف آپارتمان‌سازی این بساز و فروش‌های نامحترم، دیوارها مثل پوست گردو انواع و اقسام صداهای محیرالعقول را از خود عبور می‌دهند؛ از صدای دعواهای مادر محترم همسایه که چهار ستون تن بچه‌های خودش که بماند تن ما را هم می‌لرزاند! چنان فحش‌های آب نکشیده‌ای که نظیر آن را در 21 سال زندگیم نشنیده‌ام! 

یا آنکه نصف شب وقتی چشمانت گرم خواب شده است با چنان شدتی به در بالکن لگد می‌زنند که سکته ناقص را درجا می‌زنی! یا مثل یک موجود 4 پای سنگین وزن روی راه پله‌ها شلنگ تخته انداختن یا...

دردسرتان ندهم دیگر آسایش برایمان نگذاشته‌اند!

یک بار هم که مودبانه تذکر دادیم با لحنی بس مودبانه‌تر(!) گفتند:"4 دیواری اختیاری! پرابلم؟"

...

نه واقعا این رسم همسایگی است؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/٢٠
١
٠
ای بابا از این همسایه ها زیادن متأسفانه..... ما هم یه همسایه ای داریم که خدا به خیر بگذرونه اگه پنجره رو باز بذاریم یه فحشایی می ده.... یه جیغ های بنفشی می کشه که خدا می دونم... باز جای شکرش باقیه که دوجداره است و اگه پنجره ها بسته باشه چیزی متوجه نمیشیم....
sorme
sorme
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
بازی همسایه یجنمی و لذتش به کنار اما تو واقعیت واقعا آزار دهندس!
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
درک میکنم واقعا عذاب آوره....
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠١/٢٠
١
٠
وای که وقتی خسته ای نمیذارن بخوابی چه حالی میشی! خیلی عذابه
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٢٠
١
٠
آدم اینجور مواقع دلش میخواد بره همشون رو به رگبار ببنده!!
sahar-s
sahar-s
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
چه خشن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
هر چیزی اول باید فرهنگش بیاد بعد خودش ..اپارتمان نشینی هم مستثنی نیست..
mah-tkh
mah-tkh
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
کاملا موافقم!!!!چیکار کنیم دیگه!ِ میسوزیمو میسازیم!!!
sahar-s
sahar-s
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
عزیزم کاری به امکانات نداره طمع و پول دوستی خیلی هاست که اینطوری شده
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
بله درست است!
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٢١
١
٠
ما که دیگه عادت کردیم به این کارای همسایه هامون....میدونین کجای کار درد داره؟؟ اینکه از خونه ما کلا صدا درنمیاد هر سال هم مگه چی بشه که کل فامیل دسته جمعی بیان خونمون بعد منتظرن بچه های فامیل یکم سرو صدا کنن سریع میان تذکر میدن حتی اجازه نمیدن مهمونی تموم شه بعد ....هعییییییییییی
Niva
Niva
٩٢/٠١/٢١
٢
٠
خب یه پیشنهاد میدادی به همسایتون بیاد جیم عضو شه بلکم ادب و احترام رو اینجا ببینه یکم متحول شه :)
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
حالا آپارتمان نشینی که جای خود دارد . دیشب همسایه کناریمون آ« چنان جیغی کشید که من و مادر محترمه یه ضرب از جا پریدیم . حالا چی باید بریم به این همسایه ی مثلا محترم بگیم . سپاس
sahar-s
sahar-s
٩٢/٠١/٢١
١
٠
خوش بحال خودمون که همچین همسایه هایی نداریم اتفاقا انقد خوبن که تا یه مشکلی مریضی چیزی پیش میاد زود بدون هیچ منتی هرکاری از دستشون بربیاد انجام میدن...
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
واااای...یادش بخیر بازی همسایه جهنمی...خیلی بازی جالبی بود...!!!
سهره
سهره
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
اره من هروقت میرفتم خونه ی داییم با دختر داییم بازی می کردم.
Paeez
Paeez
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
همسایه خوب نعمتیه اصلا!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
ای بابا! ما یک همسایه داشتیم همیشه خدا ته ماشینش جلوی پل ما پارک بود! شاید بیشتر از 30 بار در خونشون رو زدیم بیاد ماشینش رو جا به جا کنه ! از آخرشم نفهمید...
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/٢٣
٠
٠
همسایه ما ساعت دو نصف شب حوس اواز خوندن میکنه!چی بگه اخه ادم!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨