رازسکوت27ساله «قلقلي»!
گفت‌وگو با «شهرام لاسمي» بازيگري که در تلويزيون حرف نمي‌زند

رازسکوت27ساله «قلقلي»!

نویسنده : سایت جیم

مریم ضیغمی

خیلی وقت‌ها گفت‌وگوهایی با اهالی سینما داریم که در زمان خودش فرصت انتشار آن‌ها پیش نمی‌آید یا در زمان چاپ چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرند، تعطیلات نوروزی فرصت خوبی است تا خواننده تعدادی از این مصاحبه‌ها باشید که کمتر به چشم آمده‌اند: 

يادش به خير زماني که کودک بوديم و تنها 2 شبکه بيشتر نداشتيم. وقتي از مدرسه به منزل مي‌آمديم پاي برنامه هاي کودک مي‌نشستيم. يکي از آن برنامه‌ها «بازي، شادي، تماشا» نام داشت که پسر بچه‌اي با کلاه و لباس‌هايي رنگارنگ در قاب تصوير ظاهر مي‌شد و در کنار عمو قناد که خيلي جوان بود، بازي مي‌کرد. البته آن زمان 21 ساله بود و نقش بچه را بازي مي‌کرد. نکته جالب اين‌جا بود که اين شخصيت دوست داشتني که «قلقلي» نام داشت، خيلي قلقلکي بود و با ايما و اشاره و حرکات دست و صورت پيام خود را منتقل مي‌کرد. او تا به امروز که 27 سال از آن دوران مي‌گذرد براي اين‌که اين شخصيت نشکند و ماندگار شود به هيچ عنوان حتي يک کلمه هم در برنامه‌هايش صحبت نکرده است. با «شهرام لاسمي» بازيگر نقش «قلقلي» که اکنون 48 ساله است، درباره شکل‌گيري اين شخصيت صحبت کرديم و از او پرسيديم که چرا سال‌هاي گذشته پر کار بود و اين اواخر کم کار شده است.

 

+ نخستين پرسشي که درباره بازيتان مطرح است اين است که شخصيت «قلقلي» چه طور شکل گرفت؟ 

- مرحوم «فريماه فرهي» کاري را با نام «بازي، شادي، تماشا» آماده کرد و از من دعوت کرد تا شخصيتي با نام «قلقلي» را بازي کنم که حرف نزند و با بازي با ميميک صورت و حرکات مفاهيم را به بچه‌ها آموزش دهد. اين شرايط برايم به وجود آمد و تاکنون که 27 سال از آن زمان مي‌گذرد، نقش «قلقلي» را بازي مي‌کنم.

 

+ اگر اشتباه نکنم «بازي، شادي، تماشا» را با «مجيد قناد» اجرا کرديد؟

- بله، ابتدا با او شروع کردم.

 

+ چه حسي داشتيد و در نخستين اجرا عکس العمل بچه‌ها را چگونه ديديد؟

- خيلي خوب بود، بچه‌ها از راه دور انگشت‌هاي‌شان را تکان مي‌دادند و من از دور به آن‌ها مي‌خنديدم و آن‌ها خيلي لذت مي‌بردند. بچه‌هاي آن دوره اکنون همگي بزرگ شده‌اند. آن دوره ارتباط خوبي برقرار کردند و اکنون هم بچه‌هاي آن‌ها ارتباط خوبي برقرار مي‌کنند که برايم افتخار بزرگي است.

 

+ اگر مرحوم «فريماه فرهي» نبود مسير بازيگري تان عوض مي شد؟

- بله، به طور قطع همين طور بود و مسير زندگي‌ام تغيير مي‌کرد. نمي‌دانم چه اتفاقي مي‌افتاد. اما اکنون در وادي بازيگري افتاده و با استادان بسياري آشنا شده‌ام و سعي مي‌کنم خود را بعد از 27 سال به روز کنم. کلاس‌ها و دوره‌هاي دوبلاژ مختلفي را گذراندم و اکنون کار جديدي براي شبکه آموزش به نام «گل آموز» انجام مي‌دهم و به جاي يک مداد صحبت مي‌کنم.

 

+ چه قدر شخصيت «شهرام لاسمي» به «قلقلي» شباهت دارد؟

- خيلي زياد، خيلي از دوستان به من مي‌گويند که چه‌قدر خوب و جوان مانده‌ام و اين به‌خاطر زنده نگه داشتن کودک درونم است و در اين زمينه موفق بودم. ارتباط بين «شهرام لاسمي» و «قلقلي» برقرار است؛ يعني يکي هستيم.

 

+ فکر مي‌کنيد چه قدر توانسته‌ايد با دنياي کودکان که مخاطبانتان هستند، ارتباط برقرار کنيد؟

- خيلي ارتباط برقرار کرده‌ام. مي‌دانيد که بازيگران بسياري آمدند و رفتند و همه آن‌ها ماندگار نبودند. معتقدم رمز ماندگاري و موفقيتم ارتباط برقرار کردن با کودکان است و بچه‌ها همچنان «قلقلي» را دوست خود مي‌دانند و به من اعتماد دارند. 

 

+ خانواده‌تان چه عکس العملي درباره «قلقلي» دارند؟

- آن‌قدر ارتباط خوبي بين بچه‌ها برقرار شد که دخترم وقتي کوچک بود به من مي‌گفت «بابا قلقلي»!

 

+ «قلقلي» شخصيتي دوست داشتني است و بدون کلام و با انجام حرکات، پيام خود را به بچه‌ها انتقال مي‌دهد؛ چگونه توانستيد بدون اين‌که حتي يک کلمه صحبت کنيد روي آنتن دوام بياوريد؟

- معتقدم خيلي سخن گفتن کارايي ندارد. يک جاهايي است که شايد لازم باشد با صورتت با طرف مقابل صحبت کني، شايد اگر بخواهيد فرزند خود را تربيت کنيد و به او جلوي مهمان بگوييد اين کار را انجام بدهد و آن کار را انجام ندهد تأثيري را که با صورت و اشاره انجام مي‌دهيد نداشته باشد و اين به طور دقيق در کار من اجرا مي‌شود، بچه‌ها خيلي وقت‌ها چيزي را که مي‌بينند زودتر درک مي‌کنند تا زماني که آن را مي‌شنوند. پيشنهاد بي‌کلام بودن «قلقلي» را «فريماه فرهي» به من داد.

 

+ و چرا نخواستيد هيچ زمان صحبت کنيد؟

- به دليل علاقه‌اي که نسبت به شخصيت «قلقلي» داشتم اين شرايط را پذيرفتم. خيلي‌ها به من گفتند که کليشه مي‌شوم و تيپ‌هاي جديد بگيرم و از بازيگران ديگر شخصيت‌هاي مختلف را بردارم اما گفتم که مي‌خواهم با «قلقلي» و بي‌کلام بودنش ماندگار شوم. اکنون موفق هستم اما به لحاظ شرايط اجتماعي و کاري برايم به صرفه نبود چرا که خيلي از موقعيت‌هاي خوب سينمايي را که قرار بود در آن‌ها بازي کنم و حرف بزنم از دست دادم، اما تحمل کردم و سختي‌ها را پذيرفتم تا «قلقلي» ماندگار شود. اميدوارم خداوند شرايط خوبي را برايم فراهم کند.

 

+ سؤال بعدي‌ام درباره اين مسئله است که چرا کمتر در سينما حضور داريد؟ در حال حاضر پاي بچه‌هاي فيتيله هم به سينما باز شده است.

- خودم خيلي علاقه‌مندم در سينما کار کنم اما متأسفانه اکنون شرايط سينما به لحاظ مالي مناسب نيست. اواخر سال گذشته با چند دوست معروف سينمايي‌ام نشستي داشتيم و به اين نتيجه رسيديم که با شرايط کنوني هزينه زيادي براي ساخت فيلم بايد صرف شود، در صورتي که نمي‌دانيم بازده آن چگونه است و آيا هزينه کل فيلم درمي‌آيد يا نه؟ به همين دليل صبر کرديم تا ببينيم در آينده چه اتفاقي مي‌افتد. خودم خيلي تمايل دارم که «قلقلي» را روي پرده سينما ببينم و اگر سرمايه داشتم به طور حتم اين کار را مي‌کردم.

 

+ بچه‌ها مي‌پرسند مگر شما حرف مي‌زنيد؟! وقتي اجراي برنامه به پايان مي‌رسد برخورد بچه‌ها با شما چگونه است؟ 

- تا جايي که بتوانم سعي مي‌کنم جلوي بچه‌ها صحبت نکنم تا آن فضا شکسته نشود مگر اين‌که براي هماهنگي و برنامه‌ريزي کار صحبت کنم که بچه‌ها تعجب مي‌کنند و مي‌پرسند که شما حرف مي‌زنيد؟ برايشان توضيح مي‌دهم کاري که مي‌بينيد يک نمايش است وگرنه من هم انسان هستم و مانند ديگر انسان‌ها صحبت مي‌کنم ولي شخصيت «قلقلي» را دوست دارم و آن‌ها را متقاعد مي‌کنم تا همچنان بيننده برنامه‌ام بمانند.

 

+ کتاب قصه هاي «قلقلي» چه زماني منتشر مي شود؟

- قرار است يک سري قصه‌ها منتشر شود و اکنون 5 جلد قصه آماده است. اجازه بدهيد درباره کتاب‌ها توضيح ندهم. تلاش مي‌کنيم تا زمان برگزاري نمايشگاه کتاب به چاپ برسد.

 

+ اگر روزي بخواهيد از «قلقلي» خداحافظي کنيد، چه احساسي خواهيد داشت؟

 - خيلي برايم سخت است مگر اين‌که شرايط جديدي برايم به وجود آيد که بتوانم عادت کنم چون در غير اين صورت از لحاظ روحي ضربه مي‌خورم.

 

+ آيا غير از بازيگري با توجه به مقوله دستمزد و امرار معاش شغل ديگري هم داريد؟

- خير؛ متأسفانه شغل ديگري ندارم. البته علاوه بر تلويزيون اگر براي اجراهاي ملي، مذهبي، مناسبتي، جشن‌هاي فرهنگي و اعياد از من دعوت کنند، مي‌روم که تعدادشان خيلي کم و به اندازه انگشتان يک دست شده است. امسال صحبت‌هايي شده که قرار است ارديبهشت در خدمت مردم خوب خراسان باشم. 17 سال است که بيمه خانه سينما هم هستم اما با توجه به تعطيلي خانه سينما نمي‌دانم چه اتفاقي مي‌افتد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
t.m
t.m
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
وااااااااااااااااای؛ من چقد بازیاشونو نیگا میکردم! موتور امداد مخصوصا!
wolf
wolf
٩٢/٠١/١٢
١
٠
من فکر میکردم نمیتونه حرف بزنه
f.nazemi
f.nazemi
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ همه می دونن می تونه صحبت کنه
wolf
wolf
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
نخیر سحر خانم هم همین فکر رو میکردن
Niva
Niva
٩٢/٠١/١٣
٠
٠
منم از همون بچگی تا الان فکر میکردم قلقلی نمیتونه حرف بزنه!
wolf
wolf
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
پس حرف میزنه
sahar
sahar
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
منم وقتی بچه بودم فکر میکردم ایشون نمیتونن حرف بزنن:)
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/١٢
١
٠
یادش بخیر!منم یه زمانی کوشولو بردم نگاش میکردم و دوسش داشتم!انشاالله همیشه سالم و سلامت و خوشحال باشه.
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
کجایی کودکی که یادت بخیر..
h_hamayeli
h_hamayeli
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
من عاشق برنامه هاش بودم
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
دوسش دارم
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
عجب من زیاد برنامه ایشون رونگاه نمیکردم
mo_so
mo_so
٩٢/٠١/١٣
٠
٠
دوران کودکی با برنامه هایش خاطرات زیادی دارم
Niva
Niva
٩٢/٠١/١٣
٠
٠
منم برنامه هاشو نگاه میکردم هنوز هم دوسش دارم. واقعا بازی بدون حرف زدن هنر میخواد
وصال
وصال
٩٢/٠١/١٣
٠
٠
من همیشه دلم میخواست یه بار توی تلویزین صدای قلقلی رو بشنوم
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠١/١٣
٠
٠
من دوسش داشتم....یادش بخیر
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/١٤
٠
٠
ای کاش یک صدایی ازشون میذاشتید منم خیلی دوست دارم صداشون رو میشنیدم،امیدوارم همیشه موفق باشند و مشکلاتشون حل بشه/ممنونم جیم.
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/١٤
٠
٠
من چندین سال پیش تو یک برنامه‌ای دیدم عمو قناد گفتن که صحبت می‌کنن...تشکر.
FILLY
FILLY
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
من که تازه الان هم فکر می کنم این حرفا رو با ایما و اشاره به خبرنگاره گفته .......باورش برام سخته که میتونه حرف بزنه
سهره
سهره
٩٢/٠٢/٣١
٠
٠
من وقتی بچه بودم واقعا فکر می کردم که خدا ی نا کرده ایشان لال هستند
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧