مادرانه دوستم داری
چه قدر ساده می‌شود خاک شد زیر قدم‌هایت

مادرانه دوستم داری

نویسنده : مهدیس خانووم

وقتی که سردیه شبنم روی گونه‌هایت را حس می‌کنم

می‌فهمم چه قدر دلواپس شکفتن منی

می‌فهمم وقتی که لذت زندگی‌ات را

می‌فروشی برای یک لحظه شاد بودنم

می‌دانم، حرف‌هایت ساده است، اما پر از سؤال

می‌دانم، آه تو برای نفس کشیدن من است

تو از مهر می‌گویی و من چه قدر بی‌رحمم

چه قدر ساده می‌شود خاک شد زیر قدم‌هایت

افسوس، من از سنگم

می‌دانم مادرم

صادقانه، مادرانه دوستم داری

و من مجنون این احساس بی‌رنگم

شعر شاعرانه‌ام را بر قلبت گذار

تا بدانی با تو در احساست هم رنگم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
با تو در احساست همرنگم...خیلی زیبا بود ...ممنون
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
ولی دو روز دیگه روز پدر هستش!!
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
عه.......راست میگیدا.......!!!!!!!!!
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
بسیار زیبا ممنون از شما
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
وااااااااااااااي چه قدر قشنگ!!!!!خوش به حال مامانت!!
ar_gholizade
ar_gholizade
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
هیچ وقت اونجوری که باید قدر مادرمو ندونستم، گاهی با عصبانیت باهاش صحبت می کنم ولی بعدش پشیمون میشم، پشیمونیاش خیلی درد آوره و معمولا روم نمیشه ازش معذرت خواهی کنم و این روم نشدن رو یه ضعف می دونم. نمک نشناسیم و خود را متخصص نمک میدانیم! ما آدم ها موجودات عجیبی هستیم
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
اوهوم منم همینطوریم....ولی مامانا خداروشکر دل دریایی دارنو یادشون نمیمونه کارای ما
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
خيلي قشنگو با احساس بود:))ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
مادرانه دوستت دارم... عالی بود ممنونم.
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
خیلی زیبا بود البته تو خط اخر بگیم با تو در احساس هم آهنگ بهتری داره تا با تو در احساست هم....ببخشید البته...
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
با تو در احساست هم رنگم . سپاس
wolf
wolf
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
ممنون
sahar
sahar
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
دوست گلم واقعا قلمت زیباست...موفق باشی
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
ممنون
nika
nika
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
زیبا بود ممنونم.............
Milad
Milad
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
میدونی خیلی با احساس نوشتی؟......واقعا عالی بود
باران
باران
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
ممنون
amir.agha
amir.agha
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
تنکس
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٢
٠
٠
ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات