ماهی عاشق...
او دلش را به دختر دریا باخته

ماهی عاشق...

نویسنده : saiideh70

کسی به فکر،

 ماهی کوچک مرداب نیست

چند وقتی است که نگاهش را، 

 میان آب‌های راکد می‌بینم.

آرام لب‌هایش را باز و بسته می‌کند

و آهسته ترانه دلتنگی را ،

زیر لب با دریا زمزمه می‌کند .

او دلش را به دختر دریا باخته.

و هیچ به فکر گل‌های مرداب نیست...

(سروده خودم)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahdiarkermani
mahdiarkermani
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
سلام خوب بود،ولی منظور از گل های مرداب چیه؟یعنی اون هم عاشق دختر دریان؟
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
منظورشون این بوده که گل های مرداب با اینکه قشنگن اما ماهی فقط دریا رو میخواد
maede_kashiyan
maede_kashiyan
٩٢/٠١/١٧
١
٠
آفرین.نوشته هات قشنگن سعیده جان:)
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
شرمنده میکنید
PAEEZ
PAEEZ
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
ماهی چه کاری می کنه واسه گلهای مرداب؟اولشم گنگ بود واسم..اما بازم ممنونم
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
وقت گلا عاشق میشن دیگه فرقی براشون نمیکنه که ماهی گنگ باشه یا اسم
PAEEZ
PAEEZ
٩٢/٠١/١٨
٠
٠
یعنی چی گنگ و اسم!منظورم واسم بود!
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠١/١٨
٠
٠
تشتباه لپی بود
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/١٧
١
٠
قشنگ بود...
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠١/١٧
١
٠
قشنگ نوشتی...
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
محتوا زیبا بود. هرچند که تعارض میان مرداب و دریا وجود داره.. گل مرداب .. ماهی قرمز مرداب.. ممنون
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/١٧
١
٠
زیبا بود دوست عزیز((((((:
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
ترشی نخورید یک چیزی می شید! :)
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
به به زیبا بود..ولی کمی قافیه نداشت یعنی خیلی امروزی و نو بود.............
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
آفرین عزیز . سپاس
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
آفرین سپاس
سهره
سهره
٩٢/٠٢/٣١
٠
٠
شعر های شما را که می خوانم یاد شعر های سهراب سپهری می افتم.........واقعا زیبا می نویسید.
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
ممنانیم
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
او دلش را به دختر دریا باخته. و هیچ به فکر گل‌های مرداب نیست... خیلی عالی بود اوجش این قسمت بود که نوشتم...تشکر
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات