دلتنگی...
شعری سروده خودم

دلتنگی...

نویسنده : saiideh70

هیچ وقت فکر نمی‌کردم 

دلم برای خنده‌هایت تنگ شود.

و یا حتی سادگی نگاهت!

می‌دانم بعضی وقت‌ها،

دلت را میان همهمه زمستان،

تنها گداشتم .

این‌جا بدون تو،

کسی است که نیمه شب‌ها 

از دلتنگی،

آرزوی دیدن رویایت را،

برای نسیم فریاد می‌زند.

بالاخره یکی از این شب‌ها 

می‌آیم .!

مراقب باش یک وقت،

چراخ خانه‌ات را خاموش نکنی ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
:) قشنگ بود سعیده جون ممنون ...
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
خیلی زیبا گفتید...به به...:)
sahar-s
sahar-s
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
قشنگ بود عزییزم افرییییییییییین
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
بسیار زیبا...ممنون...
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
قشنگ بود ممنونم
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
عالی .سپاس
mo_so
mo_so
٩٢/٠٥/٠٩
١
٠
خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
خیلی قشنگ بود مرسی
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
ممنون قشنگ بود
Golbarg
Golbarg
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
خیلی زیـــــبا بود! به دل میشست..ممنون..
sir.1364@gmail.com
sir.1364@gmail.com
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
مراقب باش یک وقت، چراخ خانه‌ات را خاموش نکنی ... بسیار زیبا
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
زیبا
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٥/٠٩
١
٠
حتی سادگی نگاهت..... آره چشمای قشنگش قبل قبلنا پر از سادگی بود پر از عشق پراز زندگی....اما بعد یه مدت رنگ چشماش عوض شد انگار رفت پیش چشم پزشک اما.... اما نه کار خودش بود نه چشم پزشک...ازون به بعد هم نگاهش هم حرفاش و همه چیزش عوض شد...ومن هنوز ابلهانه دنبال نشونی های سابقش بودم اما... اما الان چشاش پر شده از دروغ پر از بی تفاوتی...و چیزهایی که هیچ نشونی از مهربونی سابق نداره.... ای زندگی... ومن یکی ازین شبها می آیم....نه دیگه نمیام تا دروغ هاتو ببینم با اینکه زبونت چیز دیگه ای میگه....
پسر ایرونی
پسر ایرونی
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
زیبا بود
مهرداد غلامی مقدم
مهرداد غلامی مقدم
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
بسی زیبا
عاطفه
عاطفه
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
ممنون عزیزم.خیلی قشنگ بود.
نوشا
نوشا
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
وای چه عاشقانه....
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
قشنگه
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
ممنون خیلی قشنگ بود
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
عالی .مغسی
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
مرسی...آخرش عاااااااااالی بود
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
.............واقعانمیدونم چی بگم!!خیلی قشنگ بود.مرسی*
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٥/١٣
٠
٠
:-<
shanba
shanba
٩٢/٠٥/١٤
٠
٠
خیلی شاعرانه بود
sh_bagherian
sh_bagherian
٩٢/١١/١٧
٠
٠
سرشار از احساس...
saiideh70
saiideh70
٩٢/١١/١٧
٠
٠
:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١١/٢١
٠
٠
بلا دور :)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠