در خواست شهادت...
نقل قولی از همسر شهید برونسی

در خواست شهادت...

نویسنده : نسیم

توی خواب داشت گریه می‌کرد، بلند و با هق هق. حرف هم می‌زد. رفتم بالای سرش. کم‌کم فهمیدم دارد با حضرت صدیقه سلام الله علیها راز و نیاز می‌کند. اسم دوست‌های شهیدش را می‌بُرد. به سینه می‌زد و با ناله می‌گفت: اونا همه رفتند مادرجان! پس کی نوبت من می‌شه؟سر وصدایش هر لحظه بیشتر می‌شد. ترسیدم در و همسایه را هم بیدار کند.  چند بار اسمش را بلند گفتم تا از خواب پرید. صورتش خیس اشک بود. چند لحظه‌ای طول کشید تا به خودش آمد. گفت: «چرا بیدارم کردی؟» گفتم: «شما آن‌قدر بلند گریه می‌کردی و حرف می‌زدی که صدایت تا چند تا خانه آن‌ورتر هم می‌رفت. مثل کسی که گنج بزرگی را از دست داده باشد.» با ناله گفت: «من داشتم با خود بی‌بی درد دل می‌کردم؛ آخر چرا بیدارم کردی؟»

«ساکنان ملک اعظم2/ص85 به نقل از همسر شهید برونسی»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
شهید برونسی واقعا مخلص و بزرگوار بودن ..خاک های نرم کوشک خاطرات ایشونه..از وقتی این کتاب رو خوندم عاشق شخصیت این بزرگوار شدم امیدوارم که دست ما رو هم بگیرن ..ممنون نسیم جان..
PAEEZ
PAEEZ
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
............
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
چه قشنگ...خوشبحالشون.
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
ارادتشون به حضرت فاطمه زهرا(س) بي نظير بوده.... کتاب خاک هاي نرم کوشک خيلي کامل بيشتر خاطراتشونو نوشته... يه فيلمم در مورد ايشون تو سينما ها گذاشتن که ديدم اما اسمش يادم نيس...
وصال
وصال
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
واقعا خوش بحال همچین آدم های بزرگواری
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/١٦
١
٠
روحش شاد
s-shahkar
s-shahkar
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
baaaahhhh bahhhhh shoma koja inja koja???
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
خوش به سعادتشون...
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
خوش به حالشون...
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
چی بگم درمورد همچین مردی!روحش شاد
wolf
wolf
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
مرد..........
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
خوشا به حالشون به آرزوشون رسیدن... انشاالـ... خود بی بی دست همه ما را هم بگیرد...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
زندگی نامه ایشون رو که آدم میخونه میفهمه که شهدات الکی الکی نیست!
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
روحشون شاد و یادشون گرامی
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
آدم میمونه چی بگه.....
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
اصرار ازل را نه تو دانی و نه من

سجاده ی دوست داشتنی من

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

برای درگذشت سیاست مدار با اخلاق مان

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
تغییر نام و تحول در اوضاع و احوال کشور

غذا و سیمای ایران

٩٥/١٠/٢١
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
تبلیغات
تبلیغات