کودک، دنیا، بدون پدر و مادر!
کم کاری از ما بود یا کودک؟!

کودک، دنیا، بدون پدر و مادر!

نویسنده : sam.ariyaee

جاده را در قدم اول، همه را با مصالح ارزان زدیم رفت.
کارگران کم کاری کردند، پول گرفتند و رفتند.
مامور پلیس: اول ماه بود. رفته بودم، ببینم حقوق ریختند یا نه؛ تولد بچه‌ام بود.
چه پست‌هایی که راحت رها شد و معاینه فنی و غیره و غیره که انجام نشد.
خودرو از کارخانه آمد بیرون، بدنه چینی (ارزان)، قطعات چینی (ارزان)، مدیر کارخانه روز به روز پولدارتر، بهترین کار را کرد قطعات ارزان، تولید بالا، قیمت وحشتناک، کاش می‌فهمیدیم جواب آن کودک را چه خواهیم داد.
که ترمز چینی ماشین پدر نگرفت و سرعت مجاز را نتوانست کنترل کند و راننده کامیون بی‌‌خواب بود و آسفالت افتضاح بود و بدنه خودرو. همه و همه دست به دست هم داد تا کودک زنده بماند و از مادر و پدرش تنها یک نام در شناسنامه داشته باشد.
حال  جواب آن کودک را چه خواهیم داد با پول‌های تو جیب‌مان با پول‌هایی که در جایش، خرج نشد و رفت و شد نان سر سفره! شاید آن کودک فرزند شما باشد، شاید آن کودک ...
ولی آیا آن کودک حق ندارد آرام زندگی کند.
 آیا آن کودک که همه این کم کاری‌ها و زیاده خواهی‌ها و راحت طلبی‌ها، باعث شده مادر و پدری نداشته باشد .
آیا هیچ‌کدام از اشخاص بالا اگر مشکلی پیدا کرد؟
 اگر حمایت خواست؟
اگر محبت خواست؟
اگر خواست یک آرزو کوچک داشته باشد؛ کسی حمایتش خواهد کرد ؟!
کمی فکر کنیم و بدانیم چاله‌ای، که امروز پر نکردی و حقوق گرفتی، فردا اگر تو را نزند زمین، بچه‌ات را خواهد زد.
یادمان باشد مسئولیت‌پذیر باشیم !
بدانیم کجاییم و دنیا را به بازی نگیریم.
که تقدیر این دنیا را همان اعمال امروز ما خواهند ساخت.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
maryam
maryam
٩٢/٠١/١٦
١
٠
اول اول .............اووووووووووول
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
ممنونم از حضور شما
وصال
وصال
٩٢/٠١/١٦
١
٠
فوق العاده گفتین آقای اریایی
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
لطف دارید شما ممنونم
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/١٦
١
٠
کاش هرکسی به تنهایی تاوان کاراشو میداد.آخه چرا همیشه یه عده تو آتیش اشتباهات یه نفر دیگه میسوزن؟آخه این چه قانونیه که این دنیا داره....
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
درد جامعه ما رو الان فقط میشه تو چشمای اون کودک دید که اسیر بی قانونی شده :(
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
ممنون از حضورت دوست عزیز
maede_kashiyan
maede_kashiyan
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
آره ولی کلا تو زندگی خیلی از ماها هم این قضیه(خوردن چوب بی مسئولیتی دیگران)اتفاق میفته.
wolf
wolf
٩٢/٠١/١٦
١
٠
واقعا ممنون مشکل جامعه ما همینه
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩٢/٠١/١٦
١
٠
ممنونم از شما از حضورتون از وقتی که گذاشتی ... پیروز باشی و شاد
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/١٦
٣
٠
افرین سام.مرسی واقعن واقعن زیبا بود.بیشتر مطلب بنویس
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩٢/٠١/١٦
١
٠
پروفسور نفرمایید شما که ماشالله استادید و 800 تا از این مدل درد ها دیدی و خواندی و نوشتی متوجه تر از منی و بهتر از من رفتار میکنی ! با این حال این فروتنی شما رو می رسونه که میای و به من بی فکر تشکر میکنی لطف شما بی جواب دوست نازنین امیدوارم شادی باشی و سلامت :)
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/١٦
١
٠
تا پروفسور شدنم البته در درس ها 10 سالی مانده است تقریبا.دوست من اگر بی فکر بودی همچین نکاتی ب ذهنت نمی امد .مرسی
s-shahkar
s-shahkar
٩٢/٠١/١٦
١
٠
albate manam movafeqammm... sadeo amiq... tabrik migam b in qalam...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
یادمان باشد مسئولیت‌پذیر باشیم ! و وجدان کاری داشته باشیم!... ممنونم به نکات خوبی اشاره کردید، ولی...
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
ولی کاش اصلا لازم نبود به نوشتن من کاش می فهمیدیم کاش اصلا داستان بود رمان بود کتاب رو که می بستی همه درد ها تموم میشد ... ممنونم از حضور شما دوست عزیز امیدوارم موفق باشی
وصال
وصال
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
آره واقعا چی میشد اگه همش یه داستان بود
PAEEZ
PAEEZ
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
مسئولیت پذیر باشیم تقدیر انسانها در راستای تدبیر آنهاست
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
توی بلاگتم خونده بودمش سام!مثل همیشه عالی!
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
درد را از هر طرف که بنویسی درد است..
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
اگه هر کسی به فکر کارایی که میکنه و عاقبت اون کارا باشه دیگه وضع جامعمون این نمیشه...کاش بتونیم ولی خیلی سخته...ممنون
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
ای اش روزی برسه که شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم.... تشکر.
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
باید به روایت‌ها چون حکایت‌ها احترام گذاشت؟

حکایت اندر روایت

٩٥/١١/٢٦
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
حرف هایی که شبیه دروغ هستند

واقعیت های دروغ نما

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

جنگ غرور

٩٥/١١/٢٦
تبلیغات
تبلیغات