فصلی از باران
معرفی چهارمین کتاب از مجموعه عیدانه گروه ادب و هنر جیم

فصلی از باران

نویسنده : سایت جیم

الهام یوسفی

فصلی از باران (گزیده داستان جنگ)– جمعی از نویسندگان


از جنگ گفتن و نوشتن سخت است، هر جایش را هم که توصیف کنی باز یک جایی هست که ناگفته می‌ماند، «فصلی از باران» سیزده روایت است از سیزده نویسنده که قلم‌شان را برای جنگ به کار انداخته‌اند. برگزیده‌ای از داستان‌های جنگ که‌ ابراهیم حسن بیگی گردآوری‌شان کرده است. آثاری از سید مهدی شجاعی و علی موذنی و دیگران. داستان‌هایی که می‌بردمان به آن‌ سال‌هایِ دورِ نزدیک.

* فروشنده تاکید کرد: «عرض کردم که خانم، یک کلام مقطوع؛ هفت‌صد تومان!»
مریم به مادرش نگاه کرد که مردّد با رگه‌ای از شرمی سرخ به صورت، پابه‌پا می‌کرد. فروشنده به او زُل زده بود،. او هم با دست کوچکش، جعبه کفش‌ها را پس زد: «نه آقا... خیلی گرونه!»
فروشنده نگاه سردش را به او دوخت و لب تیره‌اش را به دندان گزید: «اوه...اوه...نه اصلاً خوب نیست کوچیک‌ترا، تو کار بزرگترا دخالت کنن، مامانت می‌فهمه که من گرون نمی‌گم...»
مریم، قهرآمیز و با حرکتی تند، سرش را به سمت مادرش برگرداند: «می‌دونید چیه آقا... اصلاً من از کفشاتون خوشم نمی‌آد...»
و به مادرش نگاه کرد که رها از تردید، سعی می‌کرد به ظهور اشک از چشمانش، اجازه خروج ندهد. آهسته گفت: «پس چرا وایستادی مامان، بریم همون کفشارو بخریم، دو تا پروانه هم همون‌طور که گفتی واسم روشون بدوز... باشه مامان؟!»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
زیبا بود ..ممنون ..
- کاکتوس مهربان
- کاکتوس مهربان
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
تو رو خدا متن کوتاه انتخاب کنید که بشه خوند .ولی جال بود ...
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
از این کوتاهتر؟؟؟؟تلگراف که نیست!!!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/١٠
٠
٠
آره دیگه این به این کوتاهی!! شما دقیقا بگو چند خط مناسبتِ من فشردش رو بدم خدمتتون :))
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
آخی چه ناز بود....ممنون
شاهدخت
شاهدخت
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
من خوندمش . اون داستان تپه شماره نمدنم چی چی خیلی توپ بووووووود.
mahshid
mahshid
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
زیبا
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
خیلی قشنگ بود!مچکر
hamta
hamta
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
مویم هم.خواندمش.قیشنگه.
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
بچه‌ی فهمیده به این می‌گن! تشکر.
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
آی بدم میاد از این فروشنده هایی که احساس میکنن طلبکارن از مشتری ! باید کتاب جالبی باشه . ممنون .
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
به به!چه کتابیه یعنی!!البته من بیشتر از همه از قلم شجاعی خوشم میاد!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/١٠
٠
٠
کتاب خوبی/حتما می گیرمش/ممنونم جیم :)
nika
nika
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
زیبا بود................
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨