حتی جلوتر از پیش نماز!
دوست دارم مهم شوم

حتی جلوتر از پیش نماز!

نویسنده : لاکپشت

چقدر دلم می‌خواست در صف اول نماز جماعت باشم. ولی الان دوست دارم نه تنها صف اول، بلکه جلوتر از صف اول جای باشم. حتی جلوتر از پیش نماز! همه به من اقتدا  کنند!

فکر کن...

چقدر مهم می‌شوم، نماز تمام می‌شود همه به سمتم بیایند، روی دست بلندم کنند

وای...

چقدر عزیز می‌شوم، چند قدمی حرکتم می‌دهند، یکی فریاد می‌زند:

بلند بگو اشهد ان لا اله الا الله...

اشهد ان محمد الرسول الله...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
wolf
wolf
٩٢/٠١/١٥
٠
٠
عالی بود
wolf
wolf
٩٢/٠١/١٥
٠
٠
خیلی خیلی جالب بود!!!!!!!!!!!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/١٥
٠
٠
واقعا قشنگ بود!نوشته خودت بود لاکپشت؟؟؟؟
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/١٥
٠
٠
من دوست ندارم مهم بشم!جالب بود لاک پشت.مر30
mahshid
mahshid
٩٢/٠١/١٥
٠
٠
جالب بود
PAEEZ
PAEEZ
٩٢/٠١/١٥
٠
٠
همه به من اقتدا کنند!
gol-h
gol-h
٩٢/٠١/١٥
٠
٠
دیر یا زود!!!!!شتریه که دمه خونه همه می خابه...
Niva
Niva
٩٢/٠١/١٥
٠
٠
بسیار خلاقانه. تا حالا از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم. ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/١٥
٠
٠
عجب! اینجوری مهم شدنم مکافاتیه!! نوشته جالبی بود/ممنونم/
Nika
Nika
٩٢/٠١/١٥
٠
٠
بسیار خوب استتتتتتتتتت
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/١٥
٠
٠
فقط خدا کنه با روی سفید بریم اون جلو و بقیه بهمون اقتدا کنن.... تشکر.
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/١٥
٠
٠
کاش زودتر این اقفاق بیفته....ممنون لاک پشت جان
parisa
parisa
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
واییییییییییی چه وحشتناک...........
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
چرا وحشتناک؟؟؟
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
این اتفاقیه که برای همه میوفته.....پس آرزو نکن......
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
خیلی قشنگ نوشته بودی ممنون لاکی جون..
لاکپشت
لاکپشت
٩٢/٠١/١٦
٠
٠
خواهش می کنم دوستان قابلی نداشت بعله واسه وبلاگ مشترک منو دخمل عمومه
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
فوق العاده جالب بود.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣