اندر بهار خیزد و ایاک نستعین
گزارش تصویری از المان‌های شهری ویژه نوروز / قسمت ششم

اندر بهار خیزد و ایاک نستعین

نویسنده : سایت جیم

حالا که حرف از «حول حالنا»ست مگر می شود، دست بر زانو گذاشت و نیت یک سال نو و حال نو را کرد اما «یا علی» نگفت. مگر می شود گفت: بهاری در من جوانه می زند، اما از او مدد نگرفت، به زمزمه یا فریاد؛«ایاک نستعین» طلب نکرد.

بهاری که از درون ما آغاز می شود، بهانه آن شده تا هنرمندی؛ آستین بالا بزند و اثری حجمی بسازد که ساختار مفهومی آن جوانه زدن زندگی و انتشار آن در روح و جسم افراد باشد.

«محمد حسین ماموریان» این اثر مفهومی را «اندر بهار خیزد و ایاک نستعین» عنوان داده است.

این اثر حجمی 4متری که به گفته سازنده اش، چنان وسواسی خرج آن شده که می تواند به عنوان یک کار ماندگار حالا حالاها پیش چشم مشهدی ها باشد، در قلب میدان «دانش» جانمایی شده است.

«اندر بهار خیزد و ایاک نستعین» صورتی به ظاهر سنگی را نمایش می دهد که سبزی و طراوت زندگی از درون به بیرون آن تراوش یافته است.

***
***
***
***
***
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
جالبه!دیدمش.دست طراح هنرمندش درد نکنه.
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
المان جالبیه ....
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
خداییش خیلی زحمت میکشند ...
m - O
m - O
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
چه بامزه ـس :) ایول طراحی !!
s.a
s.a
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
دستشون درد نکنه....... ندیده بودم...... هوووووووووم........ البته ترجیح میدادم دماغش کوچیکتر می بود :)))))))))))))))))))))))
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٨
١
٠
خیلی هم دماغش اندازه است ...
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٨
١
٠
جالبه....ولی هنوز ندیدمش
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٨
١
٠
ایبل چیز جالبی بود!خوشمان بیامد.مچکر
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠١/٠٨
١
٠
چی جالب!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
اگر مثل مدلش می بود خیلی بهتر بود اون سبزه ها رو میگم:))
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
خیلی موافقم...البته بنظرم می رسه توش گیاه کاشتن و تا سبز بشه زمان می بره!!!! دی:
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
قشنگه اما به پای طرح‌های دیگه نمی‌رسه!
چرا ناشناس مهشیدم
چرا ناشناس مهشیدم
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
جلبه>:
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات