مداد سفید
مینیمال

مداد سفید

نویسنده : aseman773

همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسی به او کار نمی داد...همه

می گفتند: تو به هيچ دردی نمی خوری ... يک شب که مداد رنگی ها...توی سياهی کاغذ

گم شده بودند...

مداد سفيد تا صبح کار کرد ... ماه کشيد ... مهتاب کشيد ...

و آن قدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توی جعبه ی مداد رنگی...

جای خالی او...با هيچ رنگی پر نشد !...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
taba_sa
taba_sa
٩١/٠٨/١٦
١
٠
زیبا.....
f.haghighat
f.haghighat
٩١/٠٨/١٦
٠
١
قشنگ بود... ولی اصولاً مداد سفید به هیچ دردی نمی خوره مگر اینکه همه ی دنیا کاغذا سیاه سیاه بشه و نیاد اون روز...
٩١/٠٨/١٦
٠
٠
جدال رنگها - بله قبول دارم٫ زندگی بیرنگ نمیشه! - بله زندگی مثل رنگین کمونه!ولی چه رنگی؟ - سرخ ٫ آبی ٫ زرد؟ - نارنجی ٫ سبز ٫ نیلی؟ - خاکستری ٫ نقره ای ٫ مشکی؟ - نه مشکی نه! - چرا؟ - مشکی تلفیقی از تمام رنگهاست! - اگه زندگی رنگارنگه پس مشکی هم هست! - نه قبول کن مشکی نیست! - چرا؟ - چون مشکی رنگه عشقه٫ رنگ دیوانگی.برای لیلی و مجنون شدن نه برای زندگی! (اینو وقتی 16 سالم بودو یه باکس خودکار 12 رنگ گرفتم پشت دفتر خاطراتم نوشتم.دقت کن 12 خط هر کدوم یه رنگ.هنوزم بعد 5 سال دارمش.) کپی پیسته ولی ارزش داره :)
saiideh70
saiideh70
٩١/٠٨/١٨
٢
٠
کی میگه مداد سفید به درد نمیخوره بچه که بودم باهاش سر کوها برف میکشیدم
m_sepehri
m_sepehri
٩١/٠٨/١٨
٢
٠
مداد سفید به ما میگه با همه چند رنگی دنیا بازم میشه یکی رو پیدا کرد که یک دست و پاک باشه...
کلاهدوز
کلاهدوز
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
خیلی خوشگل بود.
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠