و اینک مهمان ناخوانده!
رستگاری در 13 روز / قسمت چهارم

و اینک مهمان ناخوانده!

نویسنده : مهدیه جوادی

یکی از بزرگترین ضد حال‌های دوران عید نوروز این است که همه اعضای خانواده لباس‌های عیدشان را پوشیده‌اند و آماده رفتن به خانه یکی از اقوام هستند که یکهو یکی از بستگان تماس می‌گیرد و می‌گوید که دارد به خانه شما می‌آید. از آن جایی که همیشه می‌بایست علاج واقعه قبل از واقعه کرد، این توصیه‌ها را آویزه گوش‌تان کنید.

 

تلفن ممنوع

می‌بایست دقت نظر داشته باشید که از هرگونه پاسخگویی تلفن، پیامک و یا دیگر وسایل ارتباطی مثل کبوتر نامه‌رسان و غیره، حدود نیم ساعت قبل از حرکت به سمت مقصد نوروزی قویا اجتناب نمایید.

 

آیفون، نجات بخش همیشگی

هیچ وقت آیفون را دست کم نگیرید. مخصوصا اگر تصویری باشد، قبل از این‌که گوشی آیفون را بردارید و جمله سوالی کیه؟ را بپرسید. از نبودن مهمان پشت در اطمینان حاصل کنید.

 

پس از مرگ سهراب

اگر اشتباهی رخ داد و در نهایت با توجه به همه نکات سوتی دادید و یا مهمان از آن مهمان‌های حرفه‌ای بود، نگران نباشید. خونسردی خود را حفظ کنید. اتفاق خاصی نیفتاده است. این شتری است که گه گاه به هر خانه‌ای ممکن است سر بزند.

 

راه کار اول

در مرحله اول شرمنده کردن میهمان یا ایجاد این حس در آن‌ها که گویا بد موقع مزاحم شده‌اند، می‌تواند بسیار مفید باشد. مثلا بگوییم: اع اتفاقا، پیش پای شما ما هم می‌خواستیم بریم بیرون فلان جا! ولی اشکالی نداره دیگه نمی‌ریم، چون تنها وقت خالی‌مون الان بود! حالا بفرمایین توو!! دم در بده!

 

راه کار دوم

می‌توانیم به بهانه این‌که قراراست به زودی میهمانی برای‌مان بیاید که بسیار رودر بایستی داریم باهاش و این که خانه کثیف است، جارو برقی را روشن نموده و بیفتیم به جان منزل!

نکته مهم آن است بیشتر نیروی خود را در جاهایی متمرکز کنیم که میهمان‌ها نشسته‌اند! جارو کردن زیر میهمان‌ها فراموش نشود.

 

راه کار سوم

قرار دادن پسته و فندق‌های در بسته در آجیل به میزان قابل توجهی از محبوبیت منزل شما برای اقامت مهمان کم خواهد نمود. در صورت اعتراض نمودن مهمان‌ها که چرا این پسته‌ها همه در بسته‌اند؟! می‌توانید بگویید مثلا هشت به بعد باز می‌کنند.

داشتن بچه‌هایی چموش و سر تق و بی‌ادب که از سرو کول مهمان‌ها بالا بروند تا حدود زیادی از استقامت و مقاومت میهمان‌ها کم خواهد نمود.

در حالت کلی اگر مهمان شما باز هم مقاومت کرد، شما دیگر مقاومت نکنید و با اندکی خرج کردن و تهیه یک شام خوب هم خودتان و هم مهمان حرفه‌ای را شاد کنید. خوش باشید عید است دیگر!

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s.a
s.a
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
اینقدر بدم میاد از مهمون ناخوانده! مخصوصا یه عده از اقوام ما عادت دارن، میگن الان سر کوچتون داشتیم رد میشدیم، گفتیم یه زنگ بزنیم اگه خونه هستین بیایم....... ای خدااااااااا........ آخه من تو این چند دیقه چه جوری این همه آت و آشغالی که تو خونه ریختم جمع کنم؟!!!!!!!
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
لایک کردم چون برای اولین بار یه حرف درست زدید ...
s.a
s.a
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
:|
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
آره دایناسور راست میگه ... منم خوشم نمیاد سر زده بیان ...
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
اصلا یهو میان تو بند و بساطمون لو میره خب ... زشته دیگه آبرومون میره خب ...
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
اوف همشون يه كاري ميكنن كه به قول عموم آخرش مجبور بشي بگي : مهمانا آتار.باشه گه قتار..... واللا :))))
wolf
wolf
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
مهمون سرزده وخونه ریخت وپاش.......اه اه اه اه مخصوصا اگه اقوام دور باشه و رودربایستی داشته باشی!!!!!!!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
یکی از تومخی ترین اتفاقا مهمون ناخوانده اس!کلا از اتفاقای یهویی استقبال نمیکنم
چرا ناشناس مهشیدم
چرا ناشناس مهشیدم
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
هروقت مهمون بیادقدمش رو چشم .....اما از یکی دو روز قبل خبر بده
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
ما که اکثرا فامیلامون اینجا نیستن بنابراین نه انچنان عید دیدنی ای میریم نه کسی انچنان عید دیدنی ای میاد!!!!اونم سرزده.
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
من این فاجعه رو زیاد تجربه کردم...خداااا نصیبتون نکنه...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات