ماجراي يک زيارت با عطر گلاب!
گپ‌وگفت با رضا ايرانمنش بازيگر سينما و تلويزيون

ماجراي يک زيارت با عطر گلاب!

نویسنده : سایت جیم

 مریم ضیغمی

خیلی وقت‌ها گفت‌وگوهایی با اهالی سینما داریم که در زمان خودش فرصت انتشار آن‌ها پیش نمی‌آید یا در زمان چاپ چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرند، تعطیلات نوروزی فرصت خوبی است تا خواننده تعدادی از این مصاحبه‌ها باشید که کمتر به چشم آمده‌اند: 

«رضا ايرانمنش نوکر و خادم مردم است و اميدوارم خداوند به من اين توان را بدهد تا همان کسي باشم که مردم تصور مي‌کنند و تا آخرين نفس براي مردم و خاکم زندگي کنم و جانم را فداي خاک و مردمم کنم». اين ها حرف‌هاي از سر صفا و صميميت رضا ايرانمنش است که آن را با ما در ميان مي‌گذارد. ايرانمنش را اغلب با نقش‌هايش در فيلم‌هاي دفاع مقدسي مي‌شناسند. او که علاوه بر بازيگري، فيلم نامه‌نويسي و کارگرداني چند اثر را هم در کارنامه دارد چند سال قبل که به دليل عوارض شيميايي جنگ سر و کارش به بيمارستان افتاده بود ميان مردم جايگاه ويژه تري يافت. گپ و گفت ما با او بيشتر رنگ و بوي رضوي دارد.

 

+ تاکنون در آثار بسياري بازي کرده ايد و يا کارگرداني شان را برعهده گرفته ايد. دوست نداريد فيلمي درباره امام رضا (ع) بسازيد؟

- اتفاقاً علاقه مندم فيلمي درباره آقا بسازم و طرحش را هم با نام «شفا» دارم، نيمي از فيلم نامه را هم نوشته ام و دوست دارم از فيلم نامه نويسي حرفه‌اي دعوت کنم تا روي اين موضوع کار کنيم. من 2 سال قبل داوري جشنواره فرهنگي هنري امام رضا (ع) را برعهده داشتم و فيلم هايي از جوانان ديدم که خيلي لذت بردم. آن ها با سن و سال کم آثاري بسيار زيبا و باورپذيري درباره معجزاتي که در حرم اتفاق افتاده بود، ساخته بودند. همان زمان جرقه نگارش فيلم نامه «شفا» در ذهنم خطور کرد و شروع به نگارش آن کردم ولي در نيمه راه متوقف شد. همان گونه که گفتم بايد يک فيلم نامه نويس قدر نظرش را بدهد تا فيلم نامه باورپذيرتر شود. معتقدم هر کجا که باشي مي تواني دلت را روانه حرم آقا علي ابن موسي الرضا (ع) بکني و آقا آن قدر کرامت دارد که پاسخ مي دهد. وقتي در تهران و از آقا دور هستم، آقا را به نام و جان جوادش قسم مي دهم تا جوابم را بگيرم و اين خيلي برايم ارزشمند است.

 

+ آيا تاکنون در فيلمي با موضوع امام رضا (ع) بازي کرده ايد؟

- بله. فيلمي با نام «زائر» بود که دوستان سينماي جوان مشهد از من دعوت کردند تا در آن بازي کنم و من هم به دليل علاقه ام به آقا(ع) با جان و دل پذيرفتم.

 

+ وقتي به زيارت آقا علي ابن موسي الرضا (ع) مي آييد در خلوتتان چه چيزي از ايشان مي خواهيد؟

- نکته‌اي را مي‌خواهم براي تان بگويم. اتفاق خيلي جالبي افتاد. من هر زمان به زيارت آقا مي آيم حاجتي دارم و هميشه از آقا خواسته ام وقتي به پابوسش مي آيم، دستم به ضريحش برسد و هميشه دوست داشتم اين اتفاق بيفتد و هر زمان به زيارت آقا مي رفتم راه باز مي شد و جلو مي رفتم و دستم را بدون فشار و سختي به ضريح مي‌زدم. سال گذشته قسمت شد با يکي از دوستانم به زيارت آقا بياييم و من هم اين موضوع را که هميشه راه زيارت برايم باز مي شود برايش تعريف کردم. وقتي با يکديگر رو به روي ضريح قرار گرفتيم جمعيت زيادي براي زيارت آمده بودند و شلوغ بود. به گونه اي که جا براي سوزن انداختن نبود. گفتم آقا پيش رفيق مان ما را خراب نکن. به ناگهان يکي از خادمان عزيز دستم را گرفت و ما را به پشت در ضريح برد و گفت مي‌خواهيم با گلاب ضريح آقا را عطرافشاني کنيم سپس در بزرگ را بستند و ضريح را تخليه کردند و تنها من و آن دوستم مانديم. آن خلوت خيلي برايم عجيب بود و چه قدر آقا کرامت دارد و من شايستگي ندارم.

 

+ در حرم آقا بودن چه حسي دارد؟

- هميشه يک حس رهايي دارم. من نه تنها در حرم مطهر آقا بلکه وقتي در آن فضا قرار مي گيرم رها مي شوم و همه جا آقا را حس مي کنم؛ يعني وقتي وارد مشهد مي شوم انرژي خاصي به من بخشيده مي شود؛ انرژي اي که احساس مي کنم آن جا يک پشتوانه است و مرکزش حرم آقاست.

 

+ «رضا ايرانمنش» بازيگر، کارگردان ، فيلم نامه نويس و يک جانباز شيميايي است. کدام يک را بيشتر دوست دارد؟

- «رضا ايرانمنش» نوکر و خادم مردم است و اميدوارم خداوند به من اين توان را بدهد تا همان کسي باشم که مردم تصور مي کنند و تا آخرين نفس براي مردم و خاکم زندگي کنم و بدنم را فداي خاک و مردمم کنم

 

+ اوقات فراغتتان را چگونه پر مي‌کنيد، فيلم مي‌بينيد، کتاب مطالعه مي‌کنيد يا موسيقي گوش مي‌دهيد؟

- بيشتر موسيقي و گاهي هم مي نويسم و کمتر پيش مي آيد بيکار باشم. مشکلات و بيماري ام اين فرصت را به من نمي دهد که کتاب مطالعه کنم. شب گردي هايي که جانبازان دارند و من هم از آن مستثني نيستم تلنگرهايي مي زند که کمتر گناه کنم.

 

+ اگر برگرديد و فعاليت بازيگريتان را مرور کنيد، از مسيري که آمده ايد راضي هستيد؟ آيا دوباره بازيگري را انتخاب مي کنيد؟

- بله. دوست دارم دوباره بازيگري را انتخاب کنم چون عمري در اين راه زحمت کشيده، تجربه کسب کرده و علاوه بر آن در اين رشته تحصيل کرده ام. به يکي از دوستانم «محمد درمنش» گله کردم که من را بازيگر نمي داني و در فيلم هايت بازي نمي دهي، حاج محمد گفت: تو تهيه کننده شده اي و کارگرداني مي کني. پاسخ دادم؛ باور کن اين طور نيست و از بد حادثه به اين روز افتاده ام چون کسي به من بازي نمي دهد و شايد تهيه کننده و کارگردان دغدغه اين را داشته باشد که «رضا ايرانمنش» هميشه مريض است و وسط کار مريض مي شود و کارمان عقب مي افتد براي همين پيشنهاد نمي دهند؛ بنابراين در غربت خاص و هم چنين در بي مهري مسئولان تلويزيون هم قرار گرفته ام. به همکارانم مي گويم به من کار بدهيد تا مشغول باشم و بيماري ام کمتر اوت کند و کمتر درد را حس کنم ولي اين کار را نمي کنند و فضا باج و باج گيري شده است! من هم اهل رشوه نيستم و يک لقمه نان حرام بر سر سفره نبرده ام.

هميشه به بازيگري علاقه مندم و دوست دارم بازي کنم و ضمانت مي‌کنم سرگرمي بازي سبب مي شود که سرحال تر باشم از مسئولان خواستم کمکم کنند و در خارج از تهران که آب و هواي بهتري دارد قطعه زميني به من بدهند تا سرپناهي داشته باشم و آن زمان هنر و بازيگري را کنار بگذارم و آن جا تا زماني که زنده ام به پرورش گل و گياه و علايقم بپردازم تا اگر لياقتش را داشته باشم به شهدا بپيوندم. اميدوارم هر چه که تقديرم باشد همان برايم رقم بخورد و از خداوند مي خواهم که من را عاقبت به خير کند

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
خیلی هم عالی ... خیلی آدم جالبیه ...
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
ادم متواضع و با ( ایمانیه). و البته جانباز بودنش هم مزید برعلت شده..خدا حفظش کنه..
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
ایمان رو خوب گفتین ... فقط ایـــــــــــــــمان ...
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
محض خاطر شما ایمان رفت تو پرانتز ..
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
ممنون ...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
یه حس خوبی دست میده به آدم وقتی با این جور افراد صحبت می کنه یا باهاشون آشنا میشه:) ممنونم جیم:))
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
خیلی کم رنگ شده تو سینما و تی وی ! چرا ؟ فیلمای دفاع مقدسش خوب بود ...
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦