دعایم کن...
دل نوشت

دعایم کن...

نویسنده : aseman773

دعایت می‌کنم روزی خودت را گم کنی، پیدا شوی در او، دو دست خالیت را پر کنی از حاجت و با او بگویی، بی تو این معنای بودن، سخت بی‌معناست.
دعایت می‌کنم، روزی نسیمی خوشه اندیشه‌ات را گرد و خاک غم بروباند... کلام گرم محبوبی تو را عاشق کند بر نور دعایت می‌کنم، وقتی به دریا می‌رسی با موج‌های آبی دریا به شادی آیی و از جنگل سرسبز، درس رویش آموزی.
به سان قاصدک‌ها با پیامی، نور امیدی بتابانی، لباس مهربانی بر تن مسکینی بپوشانی، به کامی پر عطش، یک جرعه آبی بنوشاني.
دعایت می‌کنم روزی بفهمی در میان هستی بی‌انتها باید تو می‌بودی... بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا.
دعایت می‌کنم، روزی بفهمی ای مسافر رفتنی هستی... ببندی کوله بارت را. تو را در لحظه‌های روشن با او...
دعایت می‌کنم ای مهربان همراه. تو هم ای خوب من گاهی دعایم کن...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
taba_sa
taba_sa
٩١/٠٨/٢٤
٠
٠
دعایم کن..... آمین.....
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/٠٨/٢٤
٠
٠
دعا کردم یادت نره دعایم کنی :)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٢٦
٠
٠
دعا با امید و ایمان برایتان ارزومندم
پربازدیدتریـــن ها