هفت سين را کنار حوض چيد!
مجموعه‌ای از کاریکلماتورهای عیدانه گروه ادب و هنر

هفت سين را کنار حوض چيد!

نویسنده : سایت جیم

* دل سفره هفت سين مثل سير و سرکه مي‌جوشد.

* صورت باغچه با ديدن بهار گل انداخت.

* ماهي قرمز از دريا به تنگ تبعيد شد.

* سکه سفره هفت سينش را صدقه داد.

* زمستان رفت و رو سياهي به حاجي فيروز ماند!

* روي هفت سين بيابان کاکتوس سبز مي‌شود.

* کاش به جاي کيف و کفش کمي روزهاي‌مان نو مي‌شد در نوروز.

* ابر بهاري از شوق ديدن نوروز گريست.

* زمين با ديدن بهار گل از گلش شکفت.

* پاييز کابوس شکوفه‌هاي بهاري است.

* دامن زمين با آمدن بهار گلدار شد.

* حاجي فيروز بار رو سياهي همه را به دوش مي‌کشد.

* ساعت بهار همه را از خواب زمستاني بيدار مي‌کند.

* زمين مرده را زنده کرد؛ ريکاوري بهار.

* سين هفتم را پيدا نکرد با "سکوت" سالش تحويل شد. 

آمنه کريمي(چکامه)

* بچه‌ها سر سفره ۷سين آن‌قدر سماق مکيدند تا عيدي گرفتند.

* مراسم تحويل سال نو، بدون اخذ رسيد برگزار شد.

* ماهي قرمز کوچولو، به احترام ماهي سبزي پلو که خورده شد، يک دقيقه بي‌حرکت ماند.

* زمستان تمام مي‌شود و به جاي زغال، بيچاره حاجي فيروز رو سياه مي‌شود .

* لحظه سال تحويل، به جاي خود، ديگران را تحويل بگير.

* سفره هفت سين، دو سين کم داشت، سس گذاشتند.

* نوروز يعني روز از نو، روزي از نو!

کاريکلماتورهايي از عليرضا جمشيدي

* به خاطر ماهي قرمز حوض، هفت سين را کنار حوض چيد.

* چشمان سبزش کمبود سين در سفره هفت سين را جبران کرد.

* ماهي خجالتي در موقع تحويل سال قرمز شد.

* خوش به حال درختان که لباس نويشان را رايگان از بهار مي‌گيرند!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
ممنوووووونم زيبا بود
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
ممنانیم ...
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
خیلی قشنگ بود.... ممنونم
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
زیبا بود!مچکر/"سين هفتم را پيدا نکرد با "سکوت" سالش تحويل شد."
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
سين هفتم را پيدا نکرد با "سکوت" سالش تحويل شد. قشنگ بود....
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

نام تو

٩٦/٠٥/١٩
دیوان خنده های تو

بفهم

٩٦/٠٥/٢١
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
آن‌ها از تپش هماهنگ قلب‌هایمان چه خبر دارند؟

نامه هایی به همسرم / نامه سوم

٩٦/٠٥/١٩
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
مردم این چیزها را باور نمی کنند!

موی سفید

٩٦/٠٥/٢١
تا دل به بودنش خوش باشد

کاش دل هم خانه داشت

٩٦/٠٥/١٩
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

عشق و تبسم

٩٦/٠٥/١٩
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
از آرزوهای خوب

کمی وقت شناسی

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

موج خروشان قلم

٩٦/٠٥/٢١
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
تبلیغات