پرواز به اوج
دل نوشت

پرواز به اوج

نویسنده : مهدیس خانووم

صدای بم تنهایی شب پرده‌ی نازک احساسم را می‌شکافت

من در این ظلمت باز محو یک نورم

نوری از عمق وجود که می‌گوید: من نزدیکم

دو قدم مانده به پای ملکوت و چه کوتاه و چه طولانیست این دو قدم

و چه راهی است راه شریعت

و چه آسان و چه دشوار می‌شود تا به اوج پرواز کرد

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
هرکی
هرکی
٩٢/٠١/٠٦
٢
٣
اول اول اول
t.m
t.m
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
نع خعیر...من اولم
t.m
t.m
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
الان ادمین با کمر بند میاد!
هر کی
هر کی
٩٢/٠١/٠٦
١
١
کی به من امتیاز منفی داده(گریه....................)
wolf
wolf
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
نمیدونم ولی حتما از اول بودنت حالش گرفته است!!!!!!یه امتیاز مثبت بهت دادم برو حال کن!!!!!!!!
هرکی
هرکی
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
فدای روی تو ای ولف زیبارو ماتازه واردا باید هوای همو داشته باشیم پشتتو خالی نمیکنم.......
t.m
t.m
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
و چه آسان و چه دشوار می‌شود تا به اوج پرواز کرد...آرتمیس خودتون نوشتینش؟
آرتمیس
آرتمیس
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
بعله
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
ممنونیم ...
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
قابلی نداشت!!خخخخخخخخخخخخخخخخخ
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
من از خودم تشکر کردم خب ... مطلب خودمه به هیشکی هم نمیدمش ...
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
البته اگر پر پروازت رو نشکنن!
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
ممنون.... شعر از کیه؟خودتون آیا؟
آرتمیس
آرتمیس
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
بعله
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
قشنگ بود!مچکر
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
عالی بود... "دو قدم مانده به پای ملکوت و چه کوتاه و چه طولانیست این دو قدم"
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
جالب بود/ممنونم.
mahshid
mahshid
٩٢/٠١/٠٧
١
٠
ممنون زیبا بود
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
ممنون..
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
باید پرواز کرد ...
sahar
sahar
٩٢/٠١/١٠
٠
٠
به به...دیگه خودت خول میدونی که عاشق این شعرتم :)
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
دلنشین بود!
جنجال
جنجال
٩٢/٠١/١٣
٠
٠
جالب بید ..
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠١
٠
٠
من در این ظلمت باز محو یک نورم.............بسیار زیبا بود ممنون
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات