گل همیشه عاشق!
راز شقایق...

گل همیشه عاشق!

نویسنده : mashhadiboy

شقایق گفت با خنده نه تبدارم، نه بیمارم

گر سرخم چنان آتش، حدیث دیگری دارم

گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی

نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی

یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود

و صحرا در عطش می‌سوخت تمام غنچه‌ها تشنه

و من بی‌تاب و خشکیده تنم در آتشی می‌سوخت

ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته

و عشق از چهره‌اش پیدای پیدا بود

ز آن‌چه زیر لب می‌گفت شنیدم، سخت شیدا بود

نمی‌دانم چه بیماری به جان دلبرش

افتاده بود اما طبیبان گفته بودندش

اگر یک شاخه گل آرد از آن نوعی که من بودم

بگیرند ریشه‌اش را و بسوزانند

شود مرهم برای دلبرش آن دم شفا یابد

چنان‌چه با خودش می‌گفت بسی کوه و بیابان را

بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده

و یک دم هم نیاسوده

که افتاد چشم او ناگه به روی من

بدون لحظه‌ای تردید شتابان شد به سوی من

به آسانی مرا با ریشه از خاکم جداکرد و

به ره افتاد و او می‌رفت و من در دست او بودم

و او هر لحظه سر را رو به بالاها

تشکر می‌نمود اما پس از چندی

هوا چون کوره آتش، زمین می‌سوخت

و دیگر داشت در دستش تمام ریشه‌ام می‌سوخت

به لب‌هایی که تاول داشت گفت: اما چه باید کرد؟

در این صحرا که آبی نیست

به جانم هیچ تابی نیست

اگر گل ریشه‌اش سوزد که وای بر من

برای دلبرم هرگز دوایی نیست

و از این گل که جایی نیست

خودش هم تشنه بود اما

نمی‌فهمید حالش را چنان می‌رفت و

من در دست او بودم و حالا من تمام هست او بودم

دلم می‌سوخت اما راه پایان کو؟

نه حتی آب، نسیمی در بیابان کو؟

و دیگر داشت در دستش تمام جان من می‌سوخت

که ناگه روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر او کم شد

دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد، آن‌گه

مرا در گوشه‌ای از آن بیابان کاشت

نشست و سینه را با سنگ خارایی

ز هم بشکافت! ز هم بشکافت!

اما ! آه صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می‌کرد

زمین و آسمان را پشت و رو می‌کرد

و هر چیزی که هرجا بود با غم رو به رو می‌کرد

نمی‌دانم چه می‌گویم؟ به جای آب، خونش را

به من می‌داد و بر لب‌های او فریاد

بمان ای گل که تو تاج سرم هستی

دوای دلبرم هستی بمان ای گل

و من ماندم نشان عشق و شیدایی و با این رنگ و زیبایی

و نام من شقایق شد

گل همواره عاشق شد!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Niva
Niva
٩٢/٠١/١٨
١
٠
وای چه قشنگ بود. از کی بود؟ خیلی لذت بخش بود ممنون
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/١٨
١
٠
تا شقایق هست ...زندگی باید کرد
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/١٨
١
٠
زیبا بود ســـــــــــــــــــــــــــــــــــپاس
maryam
maryam
٩٢/٠١/١٨
١
٠
زيبا بود سپاس
maede_kashiyan
maede_kashiyan
٩٢/٠١/١٨
١
٠
واقعیتش خیلی جالب نبود!
PAEEZ
PAEEZ
٩٢/٠١/١٨
١
٠
داغ شقایق ،نشانه دلدادگی ست .یه شعر بود هرچی فکر می کنم یادم نمی آید،مرسی مستر
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/١٨
١
٠
شقایق گل همیشه عاشق...تشکر.
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/١٨
١
٠
قشنگ بود ولی زیادی شاعرانه بود..هییی کو عشق و عاشقای واقعی..
mahdiarkermani
mahdiarkermani
٩٢/٠١/١٨
١
٠
شقایق...دوای دلبرم هستی بمان ای گل.
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠١/١٨
١
٠
خیلی قشنگ بود...خیلی...
h-ghasedak
h-ghasedak
٩٢/٠١/١٨
١
٠
خیلی قشنگ بود .....ممنون
mahshid2
mahshid2
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
عاااااااااااااااااااااااااااااااااللللللللللللللللللللللللللللییییییییییییییییییییییییییییییییی
sorme
sorme
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
خیلی قشنگ بود.
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
شقایق ، گل همیشه عاشق..... خیلی زیبا....
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
مسئله این است

پول دار یا بی پول!

٩٦/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

درد شادی

٩٦/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

عاصی شده ام

٩٦/٠٣/٠٣
دنبال تو می گردم

امیدوارترین عاشق این حوالی

٩٦/٠٣/٠٤
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
تبلیغات
تبلیغات