احمد ياوري شاد: به جاي دستمزد ساندويچ دادند
گپ و گفتي اختصاصي با بازيگري که بيش از ۳۸ سال در سينما کار کرده است

احمد ياوري شاد: به جاي دستمزد ساندويچ دادند

نویسنده : سایت جیم

مریم ضیغمی

 خیلی وقت‌ها گفت‌وگوهایی با اهالی سینما داریم که در زمان خودش فرصت انتشار آن ها پیش نمی آید یا در زمان چاپ چندان مورد توجه قرار نمی گیرند، تعطیلات نوروزی فرصت خوبی است تا خواننده تعدادی از این مصاحبه ها باشید که کمتر به چشم آمده اند.  

باور کنيد تا حالا براي پيدا کردن شماره تلفن هنرمندي اين چنين کلاف سردرگم نشده بودم زيرا با عنايت همکاران خبرنگارم و همکاري روابط عمومي فيلم و هنرمنداني که من را مي‌شناسند شماره را به راحتي به دست مي‌آورم. با هر کس تماس مي‌گرفتم احمد ياوري شاد را نمي‌شناختند اين گمنامي هنرمندي که حدود ۴ دهه سابقه هنري دارد عيار تعجبم را بيشتر کرده بود. بالاخره پس از ۱۷ ماه طلسم شکست بلافاصله با او تماس گرفتم در نخستين زنگ تلفن گرم و صميمي جواب مي‌دهد. قرار گفت‌وگوي تلفني را با وي مي‌گذارم او پس از يک روز پرتلاش در پشت صحنه فيلم سينمايي «ساکن خانه چوبي» ساعت ۲۳ شب با حوصله و خونسرد به سوال‌هاي تلفني‌ام پاسخ مي‌دهد.گفت وگوي ما را با يکي از فعالان و زحمت‌کشان سينما که در اوج گمنامي مشغول خدمت به مردم است تقديم حضورتان مي‌کنم. گفت‌وگويي که تا به حال در هيچ سايت يا نشريه‌اي نديده و نخوانده‌ايد.

 

- بهتر است از اين جا مصاحبه را شروع کنيم که من حدود يک سال و نيم است دنبال شماره‌تان بودم تا مصاحبه کنم اما هيچ‌کس شما را نمي‌شناخت! به چند کارگردان، تهيه کننده، روابط عمومي و بازيگر که در چند اثر اخيرتان با شما همکار بودند زنگ زدم اما بي فايده بود! مي‌دانيد چرا با اين همه فعاليت هيچ کس شما را نمي‌شناخت؟

 

+ شما با «پرويز پرستويي»، «رضا کيانيان»، «آتيلا پسياني» و «حميد جبلي» تماس گرفتيد؟ قبل از فيلم «ساکن خانه چوبي» سر کار مجموعه «ميلياردر» علي رضا اميني بودم و قبل از آن سر کار «خانه اجاره اي»، «شب مهتاب»، «دنياي بهتر» و «قلب يخي» بودم و در همه اين آثار نقش خوب دارم پس چه طور هيچ کس من را نمي شناسد؟!

 

- به هر حال پي گيري هايم جواب نداد! مي خواستم بدانم با اين شرايط که کسي تلفن همراه تان را ندارد چه طور به پروژه ها دعوت به کار مي شويد؟

+ ببينيد به طور مثال «اکبر عبدي» به من گفته شماره اش را به کسي ندهم! شايد به اين دليل است که کسي شماره ام را به شما نداده تا من دلخور نشوم! روي اين حساب ندادند زيرا من مرتب کار مي کنم. يعني يک عمر است در اين سينما فعاليت مي کنم و حقيقتش را بخواهيد به هيچ جا نرسيده ام! چون آن چيزي که دلم مي خواست، نشد! اکنون 51 ساله هستم. دوست داشتم نقش هاي خوب به من بدهند البته در نقش هاي خوب زيادي هم بازي کرده ام اگر توقع داشتن کار بهتر را دارم به اين دليل است که خيلي تلاش مي کنم. در مجموعه «ميلياردر» ديالوگ دارم و شب تا صبح نخوابيدم و ديالوگ حفظ مي کردم. براي کارم خيلي ارزش قائل هستم.

 

- پس دوست داريد به جاي اين که تدارکاتچي باشيد، بازيگر خوبي باشيد؟

+ من به عشق بازيگري، تدارکاتچي شدم. از دوران بچگي به بازيگري علاقه مند بودم. تمام زندگي ام را براي سينما گذاشتم، اکنون هم براي تدارک اثري مي روم تا نقشي بگيرم.

 

- چه طور شد که به سينما آمديد و چه کسي شما را معرفي کرد؟

+ ابتدا آپاراتچي بودم. سال 53 «امير عرب» که دستيار فيلم بردار بود مرا به باجناقش که در سينما بود معرفي کرد. منزلم در همان حوالي بود به آن جا رفتم و آپاراتچي شدم. 

 

- چگونه نخستين نقش به شما پيشنهاد شد؟

+ به خاطر دارم «اسدا... نيک نژاد» که مي خواهد «لاله» را بسازد در سال 53 براي تز دانشگاهي اش مي خواست فيلمي به نام «چنگال» بسازد که در آن «پرويز پرستويي» و «بهرام وطن پرست» بازي مي کردند و من در آن فيلم به عنوان سياهي لشکر بازي کردم و به ياد مي آورم به جاي دستمزد به ما يک ساندويچ دادند! اکنون هم که «حسينعلي ليالستاني» نقش خوب به من داده، نمي دانيد چه قدر خوشحالم. بايد عاشق اين کار باشي که بداني من چه مي گويم.

 

- براي هر نقشي چه قدر مي گيريد؟ راضي هستيد؟ يعني چرخ زندگي تان با اين دستمزدها مي چرخد؟

+ چون من 5 روز سر يک فيلم و 10 روز سر فيلم ديگري هستم، دستمزدم راضي کننده است. چندي پيش «لبخند در مراسم ترحيم» را بازي کردم. منظورم اين است که فيلم تلويزيوني، سريال و سينمايي کار مي کنم و دوست و آشنا زياد دارم که تماس مي گيرند و سر کار مي روم. يعني نقش هاي 3 تا 5 يا 10 روزه را به من مي دهند البته بيشتر به دليل علاقه ام بازي مي کنم. در بعضي فيلم ها خوب پول مي دهند بعضي ها خير اما «مهران مديري» دستمزد خوبي به من داد، او انسان حرفه اي و نان رسان خوبي است.

 

- با توجه به اين که مردم هم دوست دارند که بدانند يک نفر تدارکاتچي در سينما چه مي کند اگر مي شود توضيحاتي درباره اين شغل دهيد؟

+ کار سخت تدارکات را هر فردي نمي تواند انجام دهد چون هر اتفاقي در سينما بيفتد گردن تدارکات مي اندازند. کار سخت ما اين است که 4 صبح و از همه زودتر بيدار مي شويم و سر صحنه مي رويم. مسئول تدارکات بايد حواسش به همه چيز باشد تا کسي ناراضي نباشد، صبحانه، ناهار و شام همه را تهيه مي کند، لوکيشن، ابزار و وسايل صحنه را آماده مي کند، علاوه بر آن بايد حواسش باشد تا فردي با هنرپيشه و ديگر عوامل برخورد نکند و تمام سنگيني کار و در واقع تمام بدبختي و گرفتاري ها روي دوش اوست ولي کار او هيچ زمان ديده نمي شود، در صورتي که کار تمام عوامل ديده مي شود. ما شب خواب نداريم. مثلاً گاهي اوقات مي پرسند که با آن فرد صحبت کردي که مغازه را براي استفاده در کار اجاره دهد! فيلمي کار مي کردم که صدابردار به من مي گفت برو گنجشک هاي روي درخت را ساکت کن! شما در يک کوچه کار مي کني و زن و شوهري با يکديگر دعوا مي کنند و از من مي خواهند که آن ها را آرام کنم! تدارکات بايد راه ها را ببندد و جلوي خودروها را در زمان فيلم برداري بگيرد. سر فيلم «دو زن» جلوي خودرويي را گرفتم که منزلش همان حوالي بود، آقا پايين آمد و با مشت به دهانم زد که پر خون شد!

 

- با کدام کارگردان راحت تر هستيد و به چه کارگرداني علاقه داريد؟

+ به «بهمن فرمان آرا»، «تهمينه ميلاني»، «رخشان بني اعتماد»، «مهران مديري»، «علي رضا داوودنژاد»، «شاهد احمدلو»، «بهروز شعيبي»، «مجيد جوانمرد»، «ايرج طهماسب» و «حميد جبلي» علاقه مندم و «جبلي» را خيلي دوست دارم. من از سال 1360 در دفتر «جهانگير کوثري» بودم و با او خيلي راحت هستم و هر اثري را که ساخته است، من در آن بودم. با «بهمن فرمان آرا» خيلي راحت هستم و دفتر او گويي منزلم است و سر صحنه احساس دلتنگي و ناراحتي نمي کنم چون او خيلي انسان بزرگ و فهميده اي است و آدم ضعيفي مثل من را درک مي کند. از بازيگران «پرويز پرستويي»، «اکبر عبدي» و «رضا کيانيان» را دوست دارم. با «محمد رضا داوودنژاد» دوست هستم. خدا به او سلامتي بدهد.

 

- چه طور شد که «حميد جبلي» تصميم گرفت تا فيلم مستند زندگي شما را بسازد؟

+ من در برنامه نوروز «کلاه قرمزي» کار مي کردم که به او پيشنهاد ساخت فيلمم را دادم که پذيرفت و خيلي براي ساخت اين فيلم زحمت کشيد و 400 ساعت فيلم گرفت! که اين فيلم بازتاب خوبي هم داشت. البته در «قهوه تلخ» هم نقش صاحب خانه را داشتم که آن هم بازخورد خوبي داشت.

 

- بيشترين نقشي که بازي کرديد چه بود؟

+ من در «قهوه تلخ»، «قلب يخي» و «خانه اجاره‌اي» نقش صاحب خانه را بازي کردم و در ديگر آثار نقش هاي آبدارچي، سرايدار و مستأجر را به من مي سپردند. البته در مجموعه «گاو صندوق» مازيار ميري نقش زيادي داشتم.

 

- از سال 53 که تاکنون فعاليت مي کنيد مي دانيد که در چند فيلم و مجموعه بازي کرده ايد؟

+ تعدادش را نمي دانم. در آثاري هم چون «از فرياد تا ترور»، «رواني»، «بانوي ارديبهشت»، «مرد عوضي»، «دو زن»، «موميايي 3»، «زير پوست شهر»، «هم کلاسي»، «خانه اي روي آب»، «خاک آشنا»، «گرداب»، «سه زن»، «نسل جادويي»، «حيران»، «ميزاک»، «به هدف شليک کن»، «گلوگاه»، «تابع قانون»، «معجزه خنده»، «کلانتري غيرانتفاعي»، «فرزند افيون»، «عاشقانه هاي تجريش»، « فرزند خوانده»، «باغ بلور»، «رعنا»، «سربداران»، «چند مي گيري گريه کني» و يک فيلم روسي که زندگي عمر خيام بود به تهيه کنندگي «محسن علي اکبري» در نقش «سلطان» بازي کردم و پول خوبي به من دادند، البته نقش من در ايران تمام شد. اما «شاپور کلهر» را به مدت چند ماه به روسيه بردند.

 

- دوست داريد در چه نقش‌هايي بازي کنيد؟

+ بيشتر علاقه‌مند بازي در نقش‌هاي کمدي هستم.

 

- تا حالا شده به کارگرداني پيشنهاد بدهيد که نقش مهمي به شما بدهد؟

+ «حسن هدايت» قرار بود نقش مهمي به من در فيلم «گرداب» بدهد ولي پشيمان شد و گفت چون قدت کوتاه است به نقش نمي‌خوري و مي‌ترسم نقش خراب شود. نقش کوتاهي به من داد البته اغلب به عنوان تدارکاتچي در اثري مي‌روم و بعد از چند روز کار سر از همه چيز درمي‌آورم و مي‌فهمم که اين‌جا يک نقش دارند که کسي نيامده است که به کارگردان پيشنهاد مي‌دهم.

 

- شما به لحاظ چهره، آدم به نسبت مشهوري هستيد اما مي‌دانم که وقتي عوامل سينما شما را نمي‌شناسند پس مردم هم به طور حتم وقتي شما را مي بينند به نام نمي‌شناسند. اين شما را ناراحت نمي‌کند؟

+ برايم مهم نيست چون براي خودم زندگي مي کنم. دوست دارم خودم لذتش را ببرم، البته خيلي از مردم من را مي شناسند و با من عکس مي گيرند.

 

- تا حالا چند بار با مردم عکس گرفته ايد و آيا امضا هم داده‌ايد؟

+ مردم در مترو، خيابان و کوچه از من عکس مي اندازند. به طور مثال وقتي مشهد رفتم مردم در خيابان من را به هم نشان مي دادند حتي وقتي وارد يکي از هتل هاي اين شهر شدم به محض ورود من را شناختند و گفتند شما صاحب خانه «سيامک انصاري» بوديد چرا او را بيچاره کرديد؟! من هم از اين مسئله لذت مي برم. من آبدارچي سينما بودم و اکنون من را براي بازي دعوت مي کنند و با احترام به دنبالم مي آيند و سر صحنه مي برند البته به من لطف دارند. هر کجا که احترام بگذارند به آن ها خدمت مي کنم.

 

- دوست داريد که اسم شما هم مانند عوامل اصلي در تيتراژ ابتدايي بيايد؟ چون اسم تان هميشه در تيتراژ پاياني در قسمت ساير بازيگران مي آيد؟

+ در تيتراژ اول خيلي اسمم آمده است به طور مثال در فيلم «يکي از ما دو نفر» تهمينه ميلاني، «سه زن» و «زير پوست شهر» هم تيتراژ اول بود. البته ما جزو ديگر بازيگران هستيم يعني گنجشک روزي هستيم به همين دليل است که قانع هستيم. فقط در کار بودن براي مان کفايت مي کند. من فقط مي خواهم حضور داشته باشم اسمم را ننوشتند مهم نيست.

 

- آقاي «ياوري شاد» اين همه براي سينما زحمت کشيده ايد، در ماه چند بار به اتفاق خانواده به سينما مي رويد؟

+ ما هميشه هر فيلم خوبي که اکران مي شود در نخستين روز در سينما آن را مي بينيم چون معتقدم آن لذتي که فيلم ديدن در سينما دارد، قابل مقايسه نيست. من «خوابم مي آد» را 6 مرتبه ديدم چون فيلم خوبي بود و «عطاران» را هم خيلي دوست دارم به من محبت دارد و احترام را نگه مي دارد ولي با او تا به حال کار نکرده ام.

 

- دوست داريد فرزندان تان وارد سينما شوند؟

+ دوست دارم پسرم وارد سينما شود ولي مانند من ورود پيدا نکند بلکه با پشتوانه علمي و تحصيلات آکادميک وارد شود.فيلم هاي «دنياي بهتر»، «فرزند خوانده»، «عمليات کرکس» و «روز ملاقات» را در نوبت اکران و پخش دارم. اين نکته را بگويم که 2 تا 3 سال پيش در فيلم «روز ملاقات» به کارگرداني «مهرداد غفارزاده» بازي کردم و نقش «دايي» پژمان بازغي را داشتم، اما دستمزدم را نمي دهند و هر روز تماس مي گيرم ولي تهيه کننده اش «مهدي قندياري» پولم را نمي دهد و مي خواهم در سيما فيلم از او شکايت کنم.

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٤
٢
٠
ممنونم از خانوم ضیغمی/
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/٠٤
١
٠
منم همين حرف عليرضا..
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٤
١
٠
همین حرف علیرضا !
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٤
٢
٠
همین حرف علیرضا و عماد ...
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
بعله منم همینطور
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
^_×
saeed_p
saeed_p
٩٢/٠١/٠٤
١
٠
زحمت كشيدي.عالي بود...
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/٠٤
٣
٠
منم همين حرف عليرضا، عماد، ايمان و سعيد....
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
^_×
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
منم حرف همه بچه ها:)))))
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
آقا منم حرف علیرضا و عماد و سعید و مصطفی و مهتاب خانوم ...
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
(((((((((:
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
^_*
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠