مادر فقط یک چیز می‌خواهم بگویم...
برو برای مامانت بخون

مادر فقط یک چیز می‌خواهم بگویم...

نویسنده : مائده کاشیان

مادر اگر چشمان سرخ پر غمت را

از اشک گاهی سیر می‌کردم ببخشید

گاهی اگر دلواپسی ساده‌ات را

بی‌منطقی تعبیر می‌کردم ببخشید

مادر اگر چشمت به کوچه خیره می‌شد

و من همیشه دیر می‌کردم ببخشید

مادر اگر گاهی برایت توی قصه

روباه‌ها را شیر می‌کردم ببخشید

مادر فقط یک چیز می‌خواهم بگویم:

تنها شما را پیر می‌کردم ببخشید

راضیه رسولی

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠١/٠٧
٢
٠
هییییییی...چه کارا که نمی کنیم...مادرم ببخشید...ممنون
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٧
٢
٠
آره خیلی از این عذرخواهیا به مامانمون بدهکاریم.....خواهش میکنم.
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٧
١
٠
ممنونم ... زیبا بود ...
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
خواهش میکنم.
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٠٧
١
٠
مرسی .زیبا
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
خواهش
mahshid
mahshid
٩٢/٠١/٠٧
١
٠
زیبا
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
مرسی
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/٠٧
١
٠
مادر فقط یک چیز می‌خواهم بگویم:/ تنها شما را پیر می‌کردم ببخشید/ خیلی زیبا.. ممنون..
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٧
١
٠
بله واقعا ما بچه ها همینطوریم....خواهش میکنم.
وصال
وصال
٩٢/٠١/٠٧
١
٠
قشنگ بود نیمرو جان
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
ممنون وصال جان!نیمرو؟!؟!:))))))))))))))))))))))بامزه گفتی:))
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
" گاهی اگر دلواپسی ساده‌ات را / بی‌منطقی تعبیر می‌کردم ببخشید " اين تيكه ش واقعا درمورد من صدق ميكنه :(( اميدوارم مامانم منو به خاطر اينكه دل كوچيكشو آزرده م ببخشه :(
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
آره واقعا اکثرمون همینجوری هستیم...مادرا روحشون بزرگه میبخشن...
٩٢/٠١/٠٧
١
٠
خدایا.....جایی بهترازبهشت هم داری؟؟؟؟؟؟؟؟ برای زیرپای مادرم می خواهم!!!!
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٧
١
٠
خیلییییییییییییی قشنگ بود.مرسی
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
خاهش.قابلی نداش....
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٠٧
١
٠
زیبا بود..متشکرم کاشیان..
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
مرسی ازنظرت.خواهش میکنم.اسمم مائده ست خواستی مائده صدام کن:)
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٧
١
٠
واااااای خیلی زیبا بود.... شرمنده مامانم شدم الان)))))):
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
مرسی.میتونی بری واسه مامانت بخونی ازش عذرخواهی کنی...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
بهشت زیر پای مادران است.../ممنونم زیبا بود.
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
واقعا...خواهش میکنم.
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
خيلي نوكرتم مامان جونم
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
:)
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
بسیار زیبا!مچکر
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
خواهش!
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
دم مامانا گرم که همه اینا با یه ببخشید حل میشه و کینه ب دل نمیگیرن ...
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
از بس که خوبن..از بس که دلشون دریاس..از بس که روحشون بزرگه......
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
چقـــــــــــــــــــــــــــــدر زیبا بود، ممنون...
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
خواهش میکنم.
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
زیبا بود
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/١٤
٠
٠
مرسی
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٨
٠
٠
آخی!
nika
nika
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
واقعا زیبا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
مادر اگر.... خدا مادرامونو برامون نگه داره واقعا مرسی از شما ک ی تلنگر بما زدین ک قدر این عزیزان رو بدونیم مرسی
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات