تاریخ پیدایش امتحانات
به بهانه شروع شدن امتحانات میان ترم

تاریخ پیدایش امتحانات

نویسنده : taba_sa

دوران ماقبل تاریخ

خوشبختانه در زمان انسان های اولیه، هیچ امتحانی وجود نداشت و هر کس هر کاری دلش می خواست، انجام می داد و نه خبری از مدرسه بود و نه درس و کتاب و معلم. این دوره را می توان عصر طلایی دانش آموزان نامید و حد اکثر کاری که بچه ها انجام می دادند، این بود که بپرند جلوی ماموت ها و برای آن ها شیرین کاری کنند تا حواس ماموت پرت شود و سایر اعضای خانواده بتوانند سر فرصت شکارش کنند. بر خلاف ادعاهای مطرح شده، طرح های یافت شده بر روی دیواره های برخی غار های قدیمی، هیچ ربطی به امتحان کتبی نداشته و مربوط به دفترچه ی خاطرات یک نوجوان عصر حجری است که استعداد کاریکاتور کشیدن داشته و حتی به قیمت کشیده شدن گوشش توسط بابا و عمو ها و دایی ها و ماموت ها، باز هم قلم را کف غار نگذاشت!

دوران نوسنگی

پس از کاربرد گسترده ی سنگ در زندگی بشر و اختراع خط میخی، پای اولین امتحان ها هم به زندگی انسان باز شد. در مدارس این دوره، امتحان دادن با قلم و چکش روی لوح های سنگی خودش نصف سال تحصیلی طول می کشید و نصف دیگر سال هم زمانی بود که معلم سرش به صحیح کردن ورقه ها، کندن خط دور غلط ها و حک کردن نمره  پای لوح سنگی، گرم می شد!

در این دوره بود که عده ای از معلم ها و دانش آموزان زرنگ که از شدت کوبیدن قلم و چکش روی برگه ی امتحانی، مچ درد گرفته بودند، امتحان شفاهی را ابداع کردند که هنوز هم پس از هزاران سال، مورد توجه معلمان و دانش.آموزان قرن ۲۱ است!

دوران کشف آتش

کشف آتش، بازار امتحان را حسابی داغ کرد و بشر که از این کشف بسیار هیجان زده شده بود، از صبح تا شب چیز های مختلف را روی آتش می گرفت تا ببینند پس از پخته شدن چه تغییراتی می کند. در این دوره بود که کباب چنجه، گِل پخته برای آجر و کوزه، ماهی دودی، تخمه ی بو داده و غیره … در سایه ی همین امتحان ها اختراع شد. این دوره برای دانش آموزانی که از زنگ اول چیز های مختلف را روی آتش می گرفتند و بعد از پخته شدن مزه مزه می کردند، دوران نقره ای نام گرفت.

دوران اختراع بخار

کشف نیروی بخار، با بخار شدن امتحان های مدارس هم زمان شد. شرط معدل برای ورود به برخی مدارس و آموزشگاه ها و باز شدن پای امتحان بزرگ (کنکور خودمان!) به زندگی بچه های مردم از خصوصیات این دوره بود! در این دوره، انسان با کمک نیروی بخار توانست؛ موتور محرکه و اختراع های زیادی به وجود آورد که همه ی این ها فقط به کشف فرمول های تازه ی ریاضی و فیزیک و حرکت و سکون منجر شد و کار دانش آموزان قرن های بعد را هر روز مشکل و مشکل تر کرد!

عصر الکتریسیته

مرحوم ادیسون با اختراع برق کمک زیادی به بشریت کرد هر چند که در برخی موارد به ضرر دانش آموزان تمام شد که از جمله ی این موارد می توان به اختراع چراغ مطالعه برای مطالعه تا پاسی از شب و خراب شدن شب هایی که تا قبل از  آن به خواب و استراحت و شنیدن قصه و خوردن آجیل پای کرسی می گذشت، اشاره کرد. حالا این ها یک طرف، مثال زده شدن خود ادیسون برای دانش آموزان که: “یاد بگیر! نصف تو بود، ۵۰۰ تا اختراع کرده بود و پدر و مادرش می توانستند پُز بچــه ی مخترع شان را جلوی در و همسایه بدهند!” در شب های امتحان و روز های گرفتن کارنامه و مشاهده ی نمره های متوسط و پایین، یک طرف دیگر!

دوران اینترنت و کامپیوتر

در عصر کامپیوتر اگرچه با ظهور بازی های کامپیوتری و سایت ها و وبلاگ های جالب و آموزنده وزنه کمی به نفع دانش آموزان سنگین شد اما ارائه تحقیق های اینترنتی و تایپ شده و روی CD رایت شده هم به امتحان های آخر سال اضافه شد، که خلاصه تا حدودی ضد حال بود! اما در مجموعه از این دوران می توان به عنوان دوران برنزی دانش آموزان جهان یاد کرد چون هرچه باشد بهانه خراب شدن مانیتور کامپیوتر و سوختن هارد و CPU برای نرساندن تحققیق ها هنوز هم کاربرد دارد.

دوران نانوتکنولوژی

این عصر هم معایب و مزایای خاص خودش را دارد. از طرفی دانش آموزان با استفاده از مداد، خودکار، پاک کن، خط کش و ماشین حساب و تخته ی وایت برد و حتی تقلب هایی که به کمک تکنولووژی نانو تهیه شده، به جنگ امتحان ها می روند و از طرف دیگر، معلم ها و دبیران محترم هم موقع طرح سؤال های امتحان از نکته های بسیار ریز و نانوی کتاب ها سؤال در می آورند که این همه نانو بینی حتی از انیشتین هم برنمی آید!

 

 

 

 

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
شريف حميدي
شريف حميدي
٩١/٠٨/٢١
١
٠
هز زحماتبي شايبه ومخلصانه ومطالب دلچسب و آموزنده سپاس گزاريم توفيق رفيق تان باد.
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٠٥
٠
٠
ممنونم.
radmehr
radmehr
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
خیلی قشنگ نوشته بودی
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
ممنون..............
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣