مرد و زن اين قدر متفاوت!
تـفاوت های زنـان و مـردان در خیـلی چیـزها ...

مرد و زن اين قدر متفاوت!

نویسنده : شکوفه گیلاس

یکی از شگفتی های آفرینش، وجود تفاوت ها بین زنان و مردان است. بیولوژیست ها و پژوهش گران، پس از بررسی و تحقیق‌های متعدد، به این نتیجه دست یافتند که رفتارهای ذهنی و فکری زنان و مردان در پاره‌ای از صفت‌های اصلی به صورت ذاتی، با هم فرق داشته و تحت تاثیر جنسیت، به گونه‌ای متفاوت از یکدیگر، عمل می‌کنند. بخشی از تفاوت‌های مردان و زنان را به صورت زیر می‌توان عنوان نمود.

- آینده:
یـک زن تــا زمانیکه ازدواج نکرده نگران آینده است. یک مرد تا زمانی‌که ازدواج نـکرده هرگز نگران آینده نخواهد بود.

- دست خط:
مردها زیاد به دکوراسیون دست خطشان اهمیت نمی‌دهند. آن‌ها از روش «خرچنگ قورباقه» استفاده می‌کنند. زنان از قلم‌های خوشبو و رنگارنگ استفاده کرده و به «ی»ها و «ن»ها قوس زیبایی می‌دهند. خواندن متنی که توسط یک زن نوشته شده، رنجی شاهانه است. حتی وقتی می‌خواهد ترک‌تان کند، در انتهای یادداشت یک شکلک می‌کشد.

- اسامی مستعار:
اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین، عسل و رویا صدا خواهند زند. اگر بابک، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را هرکول، بادام زمینی، تانکر و لاک پشت صدا خواهند زد.

- خواروبار:
یک زن لیستی از جنس‌های مورد نیازش را تهیه نموده و برای خریدن آن‌ها به فروشگاه می‌رود. یک مرد آن‌قدر صبر می‌کند تا محتویات یخچال ته بکشد و سیب‌زمینی‌ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خرید می‌رود. او هر چیزی را که خوب بنظر برسد می‌خرد.

- بیرون رفتن:
وقتی مردی می‌گوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی برای بیرون رفتن حاضر است. وقتی زنی می‌گوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی 4 ساعت بعد وقتی آرایشش تمام شد، آماده خواهد بود.

- گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان می‌گویند گربه‌ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آن‌ها را به بیرون پرتاب می‌کنند.

- آینه:
مردها خودبین و مغرور هستند، آن‌ها خودشان را در آینه چک می‌کنند. زنان بامزه‌اند، آن‌ها تصویر خود را در هر سطح صیقلی بازدید می‌کنند. آینه، قاشق، پنجره‌های فروشگاه، ته دیگ و ماهیتابه، حتی سر طاس آقای زلفیان.

- تلفن:
مردان تلفن را به عنوان یک وسیله ارتباطی برای ارسال پیام‌های کوتاه و ضروری به دیگران در نظر می‌گیرند. یک زن و دوستش می‌توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسیدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت دیگر با هم شروع به صحبت کنند.

- آدرس یابی:
وقتی یک زن در حال رانندگی احساس می‌کند که راه را گم کرده، کنار یک فروشگاه توقف کرده و از کسی که وارد است آدرس صحیح را می‌پرسد. مردان این را به نشانه ضعف می‌دانند. آن‌ها هرگز برای پرسیدن آدرس نمی‌ایستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان می‌چرخند و چیزهایی شبیه این می‌گویند: «فکر کنم یه راه بهتر پیدا کردم،» و «می‌دونم که باید همین نزدیکی باشه»، اون مغازه طلا فروشی رو می‌شناسم.

- پذیرش اشتباه:
زنان بعضی اوقات قبول می‌کنند که اشتباه کردند. آخرین مردی که اشتباهش را پذیرفته 25 قرن پیش از دنیا رفته است.

- فرزند:
یک زن همه چیز را در مورد فرزندش می‌داند: قرارهای دکتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزدیک و صمیمی، قرارهای رمانتیک، غذاهای مورد علاقه، اسرار آرزوها و رویاها. یک مرد بطور سربسته و مبهم فقط می‌داند برخی افراد کم سن و سال هم در خانه زندگی می‌کنند.

- لباس شیک پوشیدن:
یک زن برای رفتن به خرید، آب دادن به گل‌های باغچه، بیرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستی لباس شیک می‌پوشد. یک مرد فقط هنگام رفتن به عروسی و یا مراسم ترحیم لباس رسمی برتن می‌کند.

- شستن لباس‌ها:
زنان هر چند روز یک بار لباس‌هایشان را می‌شویند. مردها تک تک لباس‌های موجود در کمد، حتی روپوش و اونیفرم جراحی هشت سال پیش خود را می‌پوشند و هنگامی که لباس تمیزی باقی نماند، یک لباس کثیف بر تن نموده و کوه ایجاد شده از لباس‌های چرک خود را با آژانس به خشک شویی منتقل می‌کنند.

- عروسی:
هنگام یاد کردن از عروسی‌ها، زنان در مورد «مراسم جشن» صحبت می‌کنند، اما مردان درباره «میهمانی‌های دوران مجردی»!

- سبیل:
بعضی از مردان مانند هرکول پوآرو با سیبیل خوش تیپ می‌شوند. هیچ زنی وجود ندارد که با سبیل زیبا بنظر برسد.

- اسباب بازی:
دختران کوچک عاشق عروسک بازی هستند و وقتی به سن 11 یا 12 سالگی می‌رسند علاقه‌شان را از دست می‌دهند. مردان هیچگاه از فکر اسباب بازی رها نمی‌شوند. با بالا رفتن سن آن‌ها اسباب بازی‌های‌شان نیز گران قیمت‌تر و پیچیده‌تر می‌شوند. نمونه‌هايی از اسباب بازی‌های مردان: تلویزیون‌های مینیاتوری و کوچک، تلفن‌های اتومبیل، مخلوط کن و آب میوه‌گیری، اکولایزرهای گرافیکی، آدم آهنی‌های کنترلی، گیم‌های ویدئویی، هر چیزی که روشن و خاموش شده، سر و صدا کند و حداقل برای کار کردن به شش باتری نیاز داشته باشد.

- پرداخت صورتحساب میز:
وقتی صورتحساب را می‌آورند، با این‌که کلا 15هزار تومان شده، بابک، سامان، آرش و مهرداد هر کدام 10 هزار تومان روی میز می‌گذارند. وقتی دختران صورتحساب را دریافت می‌کنند، در ابتدای دست به کیف شدن اول ماشین حساب‌های خود را بیرون می‌آورند.
 




برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
taba_sa
taba_sa
٩١/٠٨/٢٠
١
٠
خیلی با حال بود.... ولفعا هم همین طوریه ها!!!!!!!
saeed_p
saeed_p
٩٢/٠١/٠١
٠
٠
باور كن توي عمرم به هيچ گربه اي لگد نزدم!! نكته اخلاقي(:
bye
bye
٩١/١٠/١٣
٢
٠
خیلی جالب بود دوست خوبم ! بعضیاشو نخونده بودم
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٤
٠
٠
خهههلی جالب بود.............واقعا همین طورم بود.........
رها
رها
٩٢/٠٣/٣١
٠
٠
سلام خوب بود.میخواستم در مورد حسابداری بیشتر بدونم.کاردانی حسابداری چند واحده؟چه طور رشته ای هست خوبه ؟سخته؟ ممنون میشم جواب بدی.
رها
رها
٩٢/٠٤/٢٩
٠
٠
مرسی از جوابتون
s_sedaghat
s_sedaghat
٩٢/٠٦/٠٧
٠
٠
خیلی قشنگ بود ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨