روزگار...
این‌‌ها هنر دل شکستن از تو آموختند

روزگار...

نویسنده : لاکپشت

ای روزگار عریان

مرا توبه چه حیایی می‌خوانی

از چه رو حجاب بر دهانم می‌گذاری

مرا به خویشتن داری دعوت می‌کنی!

از چه!

از این نسل کشی...

قلب‌های شیشه‌ای را کشتن و به دار آویختن

اینان قلب‌های خود را از فولاد آبدیده ساخته‌اند

به هر بهایی از تو لذت می‌خرند

شکایت به کجا برم که مقصر توی

اینان نزد تو هنر دل شکستن را آموختند...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahshid2
mahshid2
٩٢/٠١/٣١
٠
٠
بسیار زیبا....بسیار ممنون
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠١/٣١
٠
٠
لذات بردم ممنون
Niva
Niva
٩٢/٠١/٣١
٠
٠
به به ... زحمت کشیدین.. بسیار خوب
Paeez
Paeez
٩٢/٠١/٣١
٠
٠
مرسی..تا توانی دلی به دست آور دل شکستن هنر نمی باشد
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/٣١
٠
٠
سپاس
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٣١
٠
٠
زیبا بود:)
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٣١
٠
٠
قشنگ بود. تشکر.
e_shin
e_shin
٩٢/٠١/٣١
٠
٠
به هر بهایی از تو لذت می‌خرند... ممنون
blue girl
blue girl
٩٢/٠١/٣١
٠
٠
خییییییییییلی قشنگ بود به قول سید«مچکر»
radmehr
radmehr
٩٢/٠١/٣١
٠
٠
ممنون
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠١/٣١
٠
٠
زیبا بود....ممنون.
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠١/٣١
٠
٠
اینان از تو هنر دل شکستن آموختند!!! ممنونم بسیار زیبا بود..
shahrzad_z
shahrzad_z
٩٢/٠١/٣١
٠
٠
زیبا بود مرسی.خالی بستم!خخخخخخخخخخخخ
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٣١
٠
٠
زیبا بود!مچکر
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٣١
٠
٠
زیبااااااااا...ممنونم
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
ممنون زیبا بود
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠