ماجرای کش شلوار!
یک نکته مهم درباره مدیران

ماجرای کش شلوار!

نویسنده : persian-girl

یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا توی اتوبان می‌رفته، یکهو می‌بینه یک موتور گازی ازش جلو زد! خیلی شاکی می‌شه، پاش رو می‌گذاره روی گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد می‌شه.

یک مدت واسه خودش خوش و خرم می‌ره، یهو می‌بینه متور گازیه غیییییژ ازش جلو زد! دیگه پاک قاطی می‌کنه با دویست و چهل تا از موتوره جلو می‌زنه. همین‌طور داشته با آخرین سرعت می‌رفته، یکهو می‌بینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!!

طرف کم میاره، می‌زنه کنار به موتوریه هم علامت می‌ده. خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده می‌شه، میره جلو موتوریه، می‌گه: آقا! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی روی ما رو کم کردی؟!

موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان می‌گه :

والله … داداش… خدا پدرت رو بیامرزه وایستادی!…کش شلوارم گیر کرده به آیینه بغلت!

 

نتیجه اخلاقی

اگر می‌بینید بعضی‌ها در کمال بی‌استعدادی پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای دارند، ببینید کش شلوارشان! به کدام مدیر گیر کرده است.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
جالب بود..شلوار ما کش نداره چی کار کنیم پیشرفت کنیم!!!
لاکپشت
لاکپشت
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
تکراری بود
من
من
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
آره منم شنیده بودم
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٠٩
١
٠
شلوارش شبیه شلوارهای ایمان بوده لابد..
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
عجب ...
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
اصن شاید خود ایمان بوده
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
نتیجه اخلاقیش خیلی باحال بود.مر30.واقعا همینطوریه!اینجور مواقع ماجرا برمیگرده به کش شلوار!!!
s.a
s.a
٩٢/٠١/٠٩
١
٠
کش شلواااااااااار! هووووووووووم......... دیگه شلوار لی نمی پوشم! :))))))))))))))))))))))
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
باید از ایمان یکی از شلواراشو بگیری:))))))))
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
ایول!خعلی باحال بود!
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
کشش مرغوب بوده ... باید صاحب شلوار رو پیدا کنم ...
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
خیلی جالب بود. ممنون
mahshid
mahshid
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
ههههههههههه
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
هر چی هست زیر سر همنی کشای شلواراس!
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
قششششششششششششششششنگگگ بود مرسی
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
من یکبار دیگه اینو خونده بودم فک کنم تو همین سایت بود.
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
ههههههههههه خیلی باحال بود.....دلمان بسی شاد شد...ممنون
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
کش شلوار کردی چی می شه
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
نتیجه اخلاقیش زیاد نتیجه نبودااا !!!!!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
خیلی با حال بود نصف شبی کلی خندیدیم/پیام اخلاقیشم خیلی توپ بود /ممنونم به شدت :))))
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/١٠
٠
٠
قبلا مطالب تکرادیو کپی توی جیم نبود!
nika
nika
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
مرسی...............
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨