یاس و میخک...
لولا فاطمه لما خلقتکما

یاس و میخک...

نویسنده : h-hidarpoor

هر چه فکر می‌کنم، می‌بینم این اسم بیش‌تر از هر اسم دیگری در خانواده ما تکرار شده! از خانواده عمو و دایی و خاله بگیر تا همین خانواده خودمان و خواهر و خواهرزاده و مادرمان. همه یک جورایی خواسته‌اند نام شما در خانواده‌شان باشد؛ چه مادرمان که «فاطمه» خالص است و چه خواهرزاده یک ساله‌مان که «نازنین» هم قبلِ «زهرا»یش گذاشته‌اند... مَخلص کلام این‌که «فاطمه»‌های ما همه فاطمه شده‌اند و هیچ کدام «فاطمه» نشده‌اند!! «فاطمه»‌ای که پاره تن نبوت باشد و مادرِ پدرش!

 

این روزها بیش‌تر به این موضوع فکر می‌کنم. به این‌که چرا حتی اسم مبارکتان هم تکراری و دِمُدِه نشده! این‌که طبق آخرین آمار اداره ثبت هنوز خیلی از مردم دلشان می‌خواهد یک فاطمه یا زهرا در خانه‌شان داشته باشند! تازه این را هم کشف کرده‌ام که نام شریفتان جزو معدود نام‌هایی است که ترکیب نمی‌شود! یعنی نمی‌شود کنار نام دیگری گذاشتش! باید همان جوری که هست روی مولود گذاشتش، «فاطمه». تنهای تنها. درست مثل خودتان بعد مرگ پیامبر... بین در و دیوار... درست مثل خودتان زمانی که پشت در خانه‌های مهاجرین و انصار برای اثبات ولایت رفته بودید... درست مثل زمانی که در کوچه ... نه در کوچه تنها نبودید... حسن دید رفتن محسن را!

 

.... کوثرِ قرآن را زیر لب زمزمه می‌کنم. هر چند که قد فهم‌مان به این‌که «کوثر» را درک کنیم نمی‌رسد اما این روزها این آیه بیش‌تر از همه برای‌مان دلبری می‌کنند! «انّا اعطیناک الکوثر...» می‌گویند در قرآنش هر موقع خواسته عظمت و شرافت نعمتش را بیان کند یا آن‌جاهایی که کاری را با واسطه انجام داده؛ ضمیر جمع برای خودش به کار برده، مثلا هنگام نزول بارانش فرموده «و انزلنا من السماء ماءً ». این‌جا هم برای شما ضمیر جمع آورده. گویی باران تازه‌ای بوده‌ای بر زمین خشک رسالت! تازه فقط چهار بار سوره‌هایش را با همین «انّا» شروع کرده؛ زمانی که از فتح بزرگ می‌گوید؛ آن‌جا که نوحِ اولوالعزم‌اش را یاد می‌کند و در آن‌جایی که از نزول قرآن عظیم در شب قدر خبر می‌دهد در همه این‌ها «انّا» آورده و برای شما هم! جز این هم انتظار نمی‌رفت از عظمت شما... مگر نه این است که شما فتح بزرگی هستید که رسالت را تداوم می‌بخشد؛ مگر نه این است که «... لولا فاطمه لما خلقتکما» برای شما و اولوالعزمی‌تان آمده، و مگر نه این است که صادق‌تان- که درود خدا بر او باد- فرمود: درک عظمت شما همانا درک شب قدر است! ... – نقل به مضمون-

 

«انّا» می‌آورد و «کوثر» می‌خواندتان... خیر و برکت کثیر... فراوان... زیادِ زیاد... و شما به تنهایی «کثیر» و «کوثر» می‌شوید! مگر می‌شود پاره تن پیامبر که نه، پاره تن وحی باشی و کوثر نشوی؟ مگر می‌شود پدر که نه، پیامبر در مقابلت تمام قد بلند شود و شما کوثر نباشی؟ مگر می‌شود خطاب «... لولا فاطمه لما خلقتکما» باشی و خیر و برکت فراوان نباشی؟ مگر می‌شود مومنان از نهر بهشتی کوثر سیراب شوند و «فاطمه» کوثر نباشد! به قول شوی‌تان... – شوی‌تان که نه، به قول ولی‌تان- ... هیهات! ... نمی‌شود...

 

در همین فکرها هستم که از گل فروشی «میخک» می‌گذریم... بدون این‌که خار و میخی به دست و پهلویم برود! دخترک همان‌طوری که موهای زرد طلایی‌اش را با یک دست بالا می‌زند و دست دیگرش در دستان مادرش است ؛ با همان لحن کودکانه‌اش می‌گوید: «مامان ببین چه گل‌های قشنگی» ... و من به این فکر می‌کنم میخک‌ها قشنگ‌اند یا یاس‌ها ...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
محشر بود آقای حیدرپور...خیلی عالی بود...دستتون درد نکنه...
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
(( لو لاک لما خلقت الفلاک و لو لا علی لما خلقتک و لو لا فاطمه لما خلقتکما))
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
چقـــــــــــــــــــــــــــدر زیبا نوشتین، ممنون... اجرتون با خود فاطمه زهرا (س)... اللهم عجل لولیک الفرج
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
اگر تو نبودی افلاک را نمی آفریدم...اگر علی(ع) نبود تو را خلق نمی کردم...و اگر فاطمه(س) نبود شما دو تا را خلق نمی کردم...
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
خیلی خیلی زیبا بود آقای حیدرپور.....
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
سپاس
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
واقعا قشنگ بود.مرسی
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
خیلی قشنگ بود...ممنون
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
ممنونم عالی بود
Nika
Nika
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
عالی بود 2000000000000000
javad agha
javad agha
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
ایولا خیلی خیلی خوب بود معرکه بود نیرو محرکه بود
Paeez
Paeez
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
چه قدر عالی......معرکه بود یک فاطمه تنهای تنها مرسی لذت بردم با یک بار خوندن سیر نشدم
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٢٥
٠
٠
تفسیر نور ... ممنونم.خیلی جالب نوشته بودید...
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦