بغض...
شعری برای اشک‌هایم

بغض...

نویسنده : saiideh70

سکوت که می‌کنی،

بغض‌هایت جمع می‌شوند.

بعضی وقت‌ها از چشمانت می‌آیند 

بعضی وقت‌ها هم،

می‌رسند به دلت و خانه می‌کنند

خانه‌ای،

میان حفرهای احساس!

خانه‌ای که دیوار هایش،

 از بلور اشک‌هایم است .

آری، خانه بغض‌هایم شیشه‌ای است 

مراقب،

 تلنگرهایت باش...

(شعری از خودم)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
ممنون سعيده جون خيلي قشنگ بود
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
لطف دارید دوستان...
گمنام
گمنام
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
بابا شاعر یه شعردر توصیف فضایل ادمین هم بگو
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
حتما...
ati200
ati200
٩٢/٠١/٠٦
١
١
قشنگ بود
وصال
وصال
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
چرا بغض آخه ......شاعر جان امیدوارم موفق باشی
golara-h
golara-h
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
ممنون
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
بسیار زیبا!واقعا کیف میکنم بچه ها شعرای خودشونو میذارن!آفرین و مچکر
t.m
t.m
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
هعی خدای من:((((((((( دلم گرف!
maryam
maryam
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
خيلي زيبا بود.......مرسي
negin
negin
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
واقعا شاعرانه بود. همه چیز رو کاملا رعایت کرده بودی . ممنونم
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
خیلی زیبا بود/ شعر های زیبایی می گید ....
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
جدی از خودتون بود! خیلی معرکه بود...ممنون
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
قشنگ بود دوست من."مراقب تلنگرهایت باش..............."
F-jafari
F-jafari
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
مرسی عالی بود.
wolf
wolf
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
خودت گفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟عالی بود
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
شک داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
آره....بعضی وقتا....
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
ممنون ... خیلی هم زیبا ...
mahshid
mahshid
٩٢/٠١/٠٧
١
٠
عالی و زیبا
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/٠٧
١
٠
زیبا بود.. مراقب تلنگرهایت باش..
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
شکستنی ؛ با احتیاط رفتار شود ...
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
چه استعدادهای در جیم نهفته است!
سهره
سهره
٩٢/٠٢/٣١
٠
٠
واای چه بگویم .......زیبا.!
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
عالی...ممنون
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
آری، خانه بغض‌هایم شیشه‌ای است مراقب، تلنگرهایت باش... خیلی زیباست مرسی... اینکه هم احساسی و هم حاوی معانی ..متشکرم بازم
پربازدیدتریـــن ها
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات