مشت شما بزرگتره!
تو برایم شکلات بردار!

مشت شما بزرگتره!

نویسنده : sasa10

دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت:

مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش...

بقال کاغذ را گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت:

چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می‌دی، می‌تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری.

ولی دختر کوچولو از جای خودش تکان نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات‌ها خجالت می‌کشد گفت: "دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار"

دخترک پاسخ داد: "عمو! نمی‌خوام خودم شکلات‌ها رو بردارم، نمی‌شه شما بهم بدین؟ "

بقال با تعجب پرسید:

چرا دخترم؟ مگه چه فرقی می‌کنه؟

و دخترک با خنده‌ای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لاکپشت
لاکپشت
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
اووووووووووووووووووووووووووووووووول
mahshid
mahshid
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
دوممممممممممممممممممم باحال بود
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
چه زیرک و چه تحیلی گر!..دمش گرم!
لاکپشت
لاکپشت
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
عکست تو حلقم
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
ماشالله بچه باهوش..
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
آفرین!بچه به این میگن!مشخصه در آینده به یه جایی میرسه.مچکر
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
مثل بچگی های خودم بوده ...
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
به این می‌گن بچه‌ی زبل!خخخخخخخخخخخخخخخخ
Khal ghezi
Khal ghezi
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
چه بچه کلکی......هزار ماشاا....
m - O
m - O
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
:| نسل جدید ماشالله خیلی تو اینجور چیزا فکرشون بازه !
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
هزار ماشاالله!!!
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
جالب بود
fatemeh moradi
fatemeh moradi
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
یاد شیطنت های گذشته به خیر...............!!!!!!!!!!!
fatemeh moradi
fatemeh moradi
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
یاد شیطنت های گذشته به خیر...............!!!!!!!!!!!
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
!!!!!!!!!!!!!!!!!
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
آره دیگه اینم از بچه های این دوره زمونه....
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
خوب بود.
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٩
٠
٠
ای آدم زرنــــــــــــــــگ:)))
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/١٠
٠
٠
بچه که نیستند!دراکولان!
nika
nika
٩٢/٠٣/١٣
٠
٠
جالب بود................
ارمان
ارمان
٩٢/٠٣/١٧
٠
٠
چه ÷رو
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات