تو چی فکر می‌کنی؟
یک شبیه سازی از کفر و ایمان!

تو چی فکر می‌کنی؟

نویسنده : sasa10

- هی داداش به نظر تو زندگی بعد از تولد وجود داره؟

- آیا تو به وجود مامان اعتقاد داری؟

- نه من به این چیزها اعتقادی ندارم؛ من یک کافرم؛ مگه تا حالا مامانو دیدی؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Z_Yaghoobi
Z_Yaghoobi
٩١/١٢/٢٩
٠
٠
آفرین :))))
Z_Yaghoobi
Z_Yaghoobi
٩١/١٢/٢٩
١
٠
مث اینکه من اول شدم ولی برام مهم نی :)
v-qavam
v-qavam
٩١/١٢/٢٩
٠
٠
من اينو تو وبلاگم گذاشتم... حدود سه هفته پيش... خودم اينو تو سايت گيزميز ديدم... جالب بود...
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٢٩
٠
٠
باريکلا به شما.. حالا نميشد نگي ؟!!
نسیم
نسیم
٩١/١٢/٢٩
٠
٠
آقا مصطفی راست می‌گن اگر صد بار هم تکراری باشه به هر حال زحمت کشیدن براش.
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٢٩
٠
٠
چه اثبات جالب و زیبایی ... ممنونم.
v-qavam
v-qavam
٩١/١٢/٢٩
٠
٠
هي داداش ...به نظر تو بعد از تولد مامان با هر دومون يک جور رفتار ميکنه؟؟؟
sahelmehrabani
sahelmehrabani
٩١/١٢/٢٩
٠
٠
چه دید جالبی :) واقعا با هر دو یکجور رفتار میشه؟
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/٢٩
٠
٠
هااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟جالب بود!مچکر.ولی هنوز هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/٢٩
٠
٠
خخخخخخخخ چی جالب بودن
S_maryami
S_maryami
٩١/١٢/٢٩
٠
٠
ههههههههههههههههههههههه ای بابا بیا بچه هم بچه های قدیم کافر تو که ندیدیش لمسش که میکنی دیگه پس کی بهت غذا میده اصلا از گشنگی تلف شو اونجا
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٢٩
٠
٠
زيبا بود.. يه جورايي ميشه شبيه سازي دنيا در برابر آخرت کرد.. مامان هم نقش خداي بچه هاي درون رحم رو دارن.. وضعيت ما آدمها تو اين دنيا شبيه وضعيت اين دو برادر است..ممنون
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٩
٠
٠
بندگان خدا ...!! نمیدونن این بیرون چ خبره ...
نسیم
نسیم
٩١/١٢/٢٩
١
٠
بچه‌های پرووووووووو! گنده تر از خودشون حرف می‌زنن!!!خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
Z_Yaghoobi
Z_Yaghoobi
٩٢/٠١/٠٢
٠
٠
شما آرامش خودت رو حفظ کن :))))
farvardin
farvardin
٩١/١٢/٢٩
٠
٠
خیییییییلی عالی!!!!!!
Z_Yaghoobi
Z_Yaghoobi
٩٢/٠١/٠٢
٠
٠
آخی سبا جون تو این پست رو گذاشتی عزیزم ؟ دلم برات تنگ شده هرجا که هستی :((((
sasa10
sasa10
٩٢/٠١/٠٨
٠
٠
چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!
باران
باران
٩٢/٠١/٠٢
٠
٠
خووووب
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
تبلیغات
تبلیغات