رویشی که رویش نداشت
یادداشتی بر برگزاری هشتمین جشنواره رویش در مشهد و تفاوت عجیب آن با دوره های قبل؛

رویشی که رویش نداشت

نویسنده : وحید تفریحی

هفته ای که گذشت هفته ای پر از اتفاقات فرهنگی و هنری برای مشهد بود؛ از افتتاح بنیاد فرهنگی هنری امام رضا(ع) و برپایی نمایشگاه دوسالانه تذهیب بگیرید تا مهمترین آن یعنی برگزاری هشتمین دوره جشنواره فیلم کوتاه دینی رویش با حضور جمع زیادی از سینماگران جوان و البته چهرهها و شخصیت های تاثیرگذار سینمای ایران در پردیس سینمایی هویزه مشهد.

موضوعی که در این مجال خواستم اشاره کوتاهی به آن داشته باشم، برگزاری جشنواره فیلم رویش است؛ جشنواره ای که در این سال ها با مشهد شناخته می شود و بسیاری از هنرمندان و چهره های مطرح سینما را به عشق زیارت امام رضا (ع) به این جشنواره می کشاند.

ماجرا از این جا شروع می شود که دوستان(!) و مسئولان این جشنواره تصمیم می گیرند برای تمرکز کار و البته افزایش کارایی، تمام فعالیت ها و اقدامات مختلف جشنواره را از تهران و توسط تهرانی ها مدیریت کنند. کارهایی که در گذشته به کمک مشهدی ها و تهرانی ها انجام می شد در هشتمین دوره انحصاری شد و البته آن طور که انتظار می رفت نتایج خوبی هم برای رویش و دست اندرکارانش نداشت و آن کارایی مورد نظر مسئولان را به ارمغان نیاورد.

مسئولان برگزاری جشنواره رویش به حدی در این تصمیم خلق الساعه شان اصرار داشتند که حتی اجازه برگزاری نشست خبری به دبیر اجرایی رویش که همان رییس حوزه هنری خراسان رضوی باشد را ندادند و اعلام کردند تمام اقدامات اطلاع رسانی و رسانه ای توسط تیم ستاد خبری که از تهران به مشهد آمده بودند انجام می شود؛ ستادی که به شدت در انجام کوچکترین وظایف رسانه ای اش ضعیف عمل کرد و باعث شد که جشنواره رویش در هشتمین سال برگزاری اش و در حالی که همه منتظر بودند از سال گذشته که بسیار خوب و فاخر برگزار شد بهتر شود، در سکوت خبری آغاز به کار کند.

ضعف های رسانه ای این جشنواره که البته جای نقد بسیاری دارد را که کنار بگذاریم می توان تبلیغات ضعیف در سطح شهر را یکی دیگر از ضعف های این جشنواره دانست؛ در دوره های قبل، مشهد همزمان با برگزاری جشنواره رویش با یک شور و هیجان متفاوت همراه می شد که امسال از این شور و هیچان خبری نبود.

ناهماهنگی های بین عوامل و مسئولان تهرانی جشنواره با مسئولان مشهدی جشنواره، تکرار شخصیت ها و چهره های شرکت کننده در رویش هشتم(که البته خود جای نقد بسیار دارد چرا که مدتی است شرکت کنندگان جشنواره رویش هر سال تکرار می شوند و گویی رویشی در این جشنواره وجود ندارد)، ناهماهنگی شدید ستاد خبری رویش با رسانه ها بر خلاف دوره های گذشته (فقط خبرگزاری رسمی سازمان تبلیغات گویا ارتباط خوبی با ستاد خبری جشنواره داشت!)، برخی بی نظمی ها در نشست های نقد و بررسی فیلم ها و البته از همه مهمتر برگزاری اختتامیه ای به مراتب ضعیف تر از سال های قبل، تنها برخی از مواردی است که نشان داد رویش هشتم بسیار عقب تر از دوره های پیشینش بود.

به هر روی رویش هشتم هم گذشت و البته تجربه ای بود برای مسئولان تهرانی این جشنواره که به جای انحصارطلبی و واگذاری تمامی امور به دوستان تهرانی به سمت تجربه موفق کار گروهی و همکاری عوامل مشهدی و تهرانی بروند، تجربه ای که در سال های پیشین رویشی خاطره انگیز و البته موفق را رقم زده بود.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
morvarid199170@yahoo.com
morvarid199170@yahoo.com
٩١/٠٨/١٧
١
٠
وقتی به تهرانی ها بسپارین همین دیگه . وقتی جشنواره در مشهد بوده باید مشهدی کارهاشونو میکردند نه تهرانی ها .
v_tafrihi
v_tafrihi
٩١/٠٨/١٨
٠
٠
البته باید واقع نگر بود. این که فقط مشهدی ها هم کارهای جشنواره رو انجام میدادن بازهم ممکن بود همین مشکل پیش بیاد. باید مثل دوره های گذشته کار گروهی انجام میدادن؛ ترکیبی از تهرانی ها و مشهدی ها... امسال طوری بود که حتی نگهبانا و راهنماهای داخل سینما رو هم از تهران آورده بودن!!! یه جورایی دیگه شورشو درآوده بودن . . .
morvarid199170@yahoo.com
morvarid199170@yahoo.com
٩١/٠٨/١٧
١
٠
همین میشه دیگه ...وقتی جشنواره در مشهد بوده دلیلی نداشته تهرانی دخالت کنند ...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات