تنفس رنج...
داستان آژیری که برای برخی ها هر روز تکرار می شود

تنفس رنج...

نویسنده : میثم

شنوندگان عزیز توجه فرمایید

توجه فرمایید: این صدای آژیر کبود است؛ انفجار سرفه مردی‌ست که هنوز تاول را تکثیر می‌کند. در حلقومش جا مانده است تهاجم نارنجک، تورم نارنج و تنفس رنج.

با پاره‌ای از خاطرات خاکی که هر شب تا صبح بالا می‌آورد خستگی‌اش را...

شنوندگان عزیز: این صدای سرفه است؛ رسالت منور مردی که آخرین گلوله هایش را با گلویش شلیک می‌کند...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
t.m
t.m
٩٢/٠١/٠٦
٢
٠
خعلی خعلی خعلی قشنگ بود
t.m
t.m
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
من نوته های آقا میثم رو خعلی دیدم ولی خودشون اصن نیستن! {نمیان سایت منظورمه}
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
منکه هیچی نمیتونم بگم الان ))))))):
هرکی
هرکی
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
بعععععععععععععععععععععله.....
وصال
وصال
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
توی تلویزیون از یکی از جانباز های عزیز شنیدم که میگفت اگه یه دستگاه بود که درد رو حس میکرد به بدنش متصل میکردند منفجر میشد از بس که درد میکشید واقعا گفتنش هم سخته چه برسه به تحملش اجرشون با سیدالشهدا
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
زيبا بود :)
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
عالـــــی بود احسنت ...
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
خدا حافظشون باشه...
mo_so
mo_so
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
چه بگویم
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
بسیاااااااااااااااار زیبا وعالی!مچکر
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
نمیتونم جمله ای پیدا کنم..... :((((
mahshid
mahshid
٩٢/٠١/٠٧
١
٠
زیبا و تاثیر گذار
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
... ! همین !
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات