نوروز جان سلام!
نامه‌ای به نوروز

نوروز جان سلام!

نویسنده : sh_pkhorasani

نوروز عزیز سلام !

اگر از احوالات ما بخواهی ما همه خوبیم .هنوز هم سخت مشغول خانه تکانی هستیم . داریم دل‌هایمان را خانه تکانی می‌کنیم. قصد داریم کینه‌ها را دور بریزیم و با یک دل صاف و ساده به دیدار سال نو بیاییم. دیگر این‌که، در سال جدید قصد داریم بیشتر همسایه خدا باشیم  و همیشه عاشق باشیم. عاشق خدایی که در این نزدیکی ست. در این بهار دل‌انگیز برای برآورده شدن آرزوهایمان دعا کن و بیشتر دعا کن که همسایه خوبی برای دوست خوبمان خدا باشیم ...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Z_Yaghoobi
Z_Yaghoobi
٩١/١٢/٢٩
٠
٠
:)))))))))))))
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٢/٢٩
٠
٠
سلام نوروز...ما داریم با کوله باری از شادی و امید میام به مهمونیت.ممنون دوست عزیز.سال نو پیشاپیش بر شما مبارک.
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٢٩
١
٠
امیدوارم همه در سال جدید بیشتر و خیلی بیشتر از قبل عاشق خدایی شوند که همیشه عاشق بندگانش بوده عاشقی که هیچ مانندی ندارد...
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/٢٩
٠
٠
بسیار زیبا.مچکر.سال نو شما هم پیشاپیش مبارک
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/٢٩
١
٠
خیلی زیبا ... امیدوارم همگی سال خوبی داشته باشین واستون بهترین ها رو آرزو میکنم
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٢٩
١
٠
خيلي زيبا بود.. شما هم سال خوبي داشته باشيد.. اهالي جيم سال نو مبارک..
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٩
٠
٠
همسایه خوبی برای دوست خوبمان خدا باشیم ... ! ایول ...
نسیم
نسیم
٩١/١٢/٢٩
١
٠
قشنگ بود. تشکر.
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠