نامعادله
دست نوشته ای که هنوز هم تازگی دارد

نامعادله

نویسنده : S_maryami

چه کسی می تواند این معادله را حل کند؟

چه کسی می‌داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می‌درد؟

چه کسی می‌داند جنگ یعنی سوختن، یعنی آتش، یعنی گریز به هر جا، به هر جا که اینجا نباشد، یعنی اضطراب که کودکم کجاست ؟ جوانم چه می‌کند؟دخترم چه شد؟

به راستی ما کجای این سوال ها و جواب ها قرار گرفته ایم؟

کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس های جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود، از قصه دختران معصوم سوسنگرد با خبر است؟ آن مظاهر شرم و حیا را چه کسی یاد می‌کند که بی شرمان دامنشان را آلوده کردند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.

کدام پسر دانشجویی می‌داند هویزه کجاست؟ چه کسی در هویزه جنگیده؟ کشته شده و در آنجا دفن گردیده؟ 

چه کسی است که معنی این جمله را درک کند:

«نبرد تن  و تانک؟!» اصلا چه کسی می‌داند تانک چیست؟ چگونه سر 120 دانشجوی مبارز و مظلوم زیر شنی‌های تانک له می‌شود؟

آیا می‌توانید این مسئله را حل کنید؟

گلوله‌ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه‌ی خود از فاصله هزار متری شلیک می‌شود و در مبدا به حلقومی اصابت نموده و آن را سوارخ کرده و گذر می‌کند، حالا معلوم نمایید سر کجا افتاده است؟ کدام گریبان پاره می‌شود؟ کدام کودک در انزوا و خلوت اشک می‌ریزد؟

وکدام کدام…؟ توانستید؟؟ اگر نمی‌توانید، این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید:

هواپیمایی با یک ونیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متری سطح زمین، ماشین لندکروزی که با سرعت در جاده مهران-دهلران حرکت می‌نماید، مورد اصابت موشک قرار می‌دهد، اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود. معلوم کنید کدام تن می سوزد؟کدام سر می پرد؟ چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده بیرون کشید؟چگونه باید آنها را غسل داد؟

چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟

چگونه می توانیم در شهرمان بمانیم و فقط درس بخوانیم؟

چگونه می توانیم درها را به روی خود ببندیم و چون موش در انبار کلمات کهنه کتاب لانه بگیریم؟

کدام مسئله را حل می کنی؟

برای کدام امتحان درس می خوانی؟ به چه امید نفس می کشی؟ کیف و کلاسورت را از چه پر می کنی؟

از خیال، از کتاب، از لقب شامخ دکتر یا از آدامسی که هر روز مادرت در کیفت می‌گذارد؟

کدام اضطراب جانت را می‌خورد؟ دیر رسیدن به اتوبوس، دیر رسیدن سر کلاس، نمره گرفتن؟

دلت را به چه چیز بسته ای؟ به مدرک، به ماشین، به قبول شدن در حوزه فوق دکترا؟

«صفایی ندارد ارسطو شدن، خوشا پر کشیدن، پرستو شدن»

آی پسرک دانشجو، به تو چه مربوط است که خانواده‌ای در همسایگی تو داغدار شده است؟ جوانی به خاک افتاده است؟

آی دخترک دانشجو، به تو چه مربوط است که دختران سوسنگرد به اشک نشانده‌اند؟ و آنان را زنده به گور کردند؟ هیچ می دانستی؟ حتما نه....!

هیچ آیا آنجا که کارون و دجله و فرات بهم گره می خورد، به دنبال آب گشته‌ای تا اندکی

زبان خشکیده کودکی را تر کنی  و آنگاه که قطره ای نم یافتی با امید های فراوان به بالین آن کودک رفتی تا سیرابش کنی اما دیدی که کودک دیگر آب نمی‌خورد؟!

اما تو اگر قاسم نیستی، اگرعلی اکبرنیستی، اگر جعفر و عبدالله نیستی، لااقل حرمله مباش!

که خدا هدیه حسین را پذیرفت و خون علی اکبر و علی اصغر را به زمین پس نداد. من نمی دانم که فردای قیامت این خون با حرمله چه خواهد کرد...

شهید احمدرضا احدی - رتبه یک کنکور پزشکی سال 64 - ساعاتی قبل از شهادت

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
من ميدنم چون دارم با يك ي از همين ادماي اون موقه زندگي ميكنم باباجون خيلي دوست دارم
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
خدا حفظشون کنه..
farvardin
farvardin
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
ما هم میجنگیم اما امروز با درس خوندنمون!!!!
farvardin
farvardin
٩٢/٠١/٠٣
٢
٠
چیزی که الان مهمه زنده نگه داشتن یاد شهدا کنار درس خوندنمون!!!
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
لايک
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
بسیااااااااااار زیبا بود!مچکر
وصال
وصال
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
بسیار تاثیر گزار و زیبا بود ممنونم...............چند وقت قبل حدودا یک هفته پیش یکی از جانبازان به مقام شهادت رسید در مراسم تشعیع پیکرش یکی از دوستان ان شهید میگفت هر روز دعا میکرده که زودتر برود تا هزینه ای برای بیتالمال نداشته باشد //////////////////واقعا ما کجاییم ............
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
واقعا اونا کجاي و ما کجاييم.. ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است..
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
خسرو جان ازت راضیم آفرین ... وقتی من راضی باشم همه راضین ... باور کن ... اصلا شک نکن ... به بیژن سلام برسون ...
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/٠٣
٢
٠
هااااااااااااااااااااا.. با مويي؟؟!!
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
ای بابا تا آدم میخواد یکم حس بگیره و بره تو خودش نظرای شمارو میخونیم دنیامون عوض میشه خو مستر
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
من شخصا پوزش میطلبم ...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٤
١
٠
امان از دست ایمان:)))))
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٣
١
٠
چی بگم بجز "شهدا شرمنده ایم"
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٤
١
٠
من خیلی دوست دارم شهدا ازمون راضی باشن من خودم دارم تلاشم رو می کنم..../ممنونم خانوم.
S_maryami
S_maryami
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
از همتون ممنونم مرسی از نظراتتون
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٥
١
٠
قبلا خونده بودمش ، اما می ارزه که بارها و بارها بخونیش ...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨