محیر العقول مثل ازدواج
به مناسبت روز خانواده / يادداشت طنز

محیر العقول مثل ازدواج

نویسنده : محمد حسین وکیلی

در گذشته دور مردم؛ جنگجوها و ژنرال‌ها را افراد پر دل و جرئت زمان خود می‌دانستند، زمان گذشت و پهلوان‌ها با پاره کردن زنجیر و طناب و... مشخص مي‌شدند، و اما امروز،  دیگر هرکسی که در حال ازدواج باشد باید حتم دانست که او دل شیر داشته و اراده‌ای مستحکم!
دور از انتظار نیست دفاتر ازدواجی که این روزها کارشان کساد شده، برای مرفهین بی‌درد اشانتیونی رو کنند، مثلا «با هر ازدواج دائم یک ازدواج موقت هدیه بگیرید» به هر حال دو طرف سود مي‌برند این‌گونه هیچکس تنها نیست حتی همسر اول!
اما اگر بخواهیم فرض کنیم پسران دست به حرکتی محیرالعقول یعنی ازدواج بزنند چند حالت قابل فرض است.
حالت اول: آن پسر، پسر حاج آقا (از نوع بازاریش) می‌باشد که کافی است انگشت مبارکش را بچرخاند و دست روی دختر مورد علاقه خود بگذارد تا حاج آقا به خواستگاری برود (پسر حاج آقا همان مرد رویاهای خانوم‌ها می‌باشد که سوار بر مازراتی سفید ز دور می‌آید!)
حالت دوم: پسر عاشق پیشه به سختی و مشقت‌های فراوان در گرما و سرما با حداقل امکانات! برای خود پولکی پس‌انداز می‌کند ولي زمانی‌که بفهمد پیش از رسیدن به همسرش (به قول امروزی‌ها عشقش) باید از هفت خان ازدواج یعنی کار، خانه، ماشین، سرویس جواهرات همسر، تالار، رسم و رسومات و دست آخر پدر زن عبور کند دیگر جایی برای تشکیل خانواده‌اش نمی‌ماند و فرار را برقرار ترجیح می‌دهد.
حالت دیگر هم این‌گونه است که پسر هیچ حالی برای ازدواج ندارد، اصلا توانی هم ندارد، دقیق‌تر که نگاه می‌کنیم می‌بینیم هیچی ندارد.
امروز بیست و پنجم ذی‌الحجه می‌باشد روزی که آیه شریفه «هل اتی» که شان نزول آن پیرامون خانواده است بر پیامبر نازل شد. اما شاید 5 سال پیش که بزرگداشت روز خانواده را در تقویم رسمی ثبت کردند، نمی‌دانستند که این روزها پدرها که حالا شاید بازنشسته هم شده باشند فرزندان خود را از ازدواج و تشکیل خانواده نهی می‌کنند و می‌گویند فعلا ازدواج «جیز» است و حداقل فاصله 2 متر!
همان پدارني که سال‌ها عمر خود را صرف کرده و در هر قالبی به مردم خدمت کرده‌اند، (البته شاید گاهی و یا کمی بیشتر از گاهی، مثلا اغلب اوقات از زیرکار خود در رفته‌اند ولی حالا با زن نشسته (بازنشسته) شده‌اند) دیگر آن شور و حرارت‌های جوانی را که منجر به تشکیل خانواده و انواع انجام کارهای خوب و گاهي کارهای  بیـــــــــــــــــــــب مي‌شد، ندارند و به‌جایش تجربه‌ای بدست آورده‌اند که حاصل تمام روزهای گذشته‌شان است، همراه با اشتباهات و شیرینی‌های زندگی و انتخاب‌های مختلف.
امروز بزرگداشت و یادآوری اولین گروهی است که رازها و خاطرات‌مان را پیوند زدند، گروهی که همیشه با پشتوانه آن‌ها قدم‌های بزرگ زندگی را برمی‌داشتیم و هم اکنون درک می‌کنیم که برای تشکیل یک خانواده چه اندازه باید زحمت کشید و تلاش کرد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
taba_sa
taba_sa
٩١/٠٨/٢٠
٣
١
دقیقا همینه!!!! مگه میشه الان ازدواج کرد؟؟؟؟؟؟! والا بعضیام که مثه ما عقد کردن فعلا ترجیح میدن خونه باباشون باشن!!!!! چون با این اوضاع و احوال نمیشه جهیزیه و غیره و ذلک تهیه کرد.......... معلوم نیست چند سال طول می کشه این اوضاع؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!! خدا بخیر بگذرونه....
زهره
زهره
٩١/٠٨/٢١
٣
١
الان هم باید اون سختی رو کشید .کلا ازدواج سخته چه اون زمان چه الان ..هی.......
v-qavam
v-qavam
٩١/٠٨/٢١
٣
٠
ازدواج؟ کلمه غريبي است...
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
ازدواج....جوونا میگن از مد افتاده دوستی مد شده!!!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات