بوی رفتن...
برای اولین بار رفتم فرودگاه

بوی رفتن...

نویسنده : kimia7712

دیشب بعد از سه سال برای اولین بار رفتم فرودگاه.

آن‌جا همه چیز بوی رفتن می‌داد. از چهره‌های بقیه می‌توانستی بفهمی که بغض توان حرف زدن را از آن‌ها گرفته است. همه حرف دلشان چیزی جز این نبود: کاشکی همیشه این‌جا بودید .

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hamta
hamta
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
شایدم میرفتن دیار خودشون خوشال بودن!
ناشناس
ناشناس
٩٢/٠١/٠٥
١
٠
سفری ک مهمه سفرابدیته...مهم اینه ک اونجابغض نکنیم و ازقبل اماده رفتن باشیم!
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
خیلی عالی گفتید...هیچ سفری مهم تر و سرنوشت ساز تر از سفر ابدی نیست...کاش زمان آغاز این سفر ، چشمانمون گریان نباشد و حسرت عمر از دست رفته رو نداشته باشیم...خداوندا ما را ببخش و بیامرز وعاقبت بخیر گردان...آمین
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
لــآیک
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
حالا کجا رفتی ؟ ...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
اگر مثل من باشن که میرن اونجا بعد پروازشون به دلایلی لغو میشه دست از پا دراز تر برمیگردن!
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
سلام امدن و رفتن هر دو غصه دارد..
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
ادم دلش ميگيره... ممنون
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
ای بابا!هعععععععععییییییییی
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
اگه مثل من باشن همه که از هواپیما بترسن اونجا زیر گریه هم میزنن:)))))))))))
نفس
نفس
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
آدمه اگه بره فرودگاه و خودش پرواز داشته باشه خوبه ولي اگه مثل ما هعي برا پرواز بقيه بري... :(
MOEINR
MOEINR
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
خیلی قشنگ بود.
maryam
maryam
٩٢/٠١/٠٥
١
٠
رفتن سخته..
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات