خدای خودم...
سفری که برای خدا نیست

خدای خودم...

نویسنده : Eli-soltani

به مکه که رفتم خیال می‌کردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است، غافل از این‌که تمام گناهانم، گناه نبوده و تمام درست‌هایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود.

در مکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته و انسان‌ها به دور خویش می‌گردند، در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست، دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید.

غافل از این‌که آن دوره گرد، خود خدا بود، در مکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی را طی کنم تا به خانه خویش برگردم و در همان نماز ساده خویش خدا را در کمک به مردم جست‌وجوکنم.

آری شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ایست که برای خدا نیست ... .

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
اون
اون
٩٢/٠١/٠٦
٤
٠
آه خدای من....
s.a
s.a
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
گاهی وقتا آدم نمیدونه چی باید بگه......... کاش میشد به مطلبای ارسالی هم + داد!
وصال
وصال
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
کعبه ی سنگ نشانست که ره گم نشود/حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست
ati200
ati200
٩٢/٠١/٠٦
٢
١
لایک
هرکی
هرکی
٩٢/٠١/٠٦
٠
١
چه لوس........
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
همین طوره...
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
واقعا قشنگ بانو الی.واقعا قشنگ
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
خدا کنه من اینجوری نشم.... :(
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
چیزی نتونستم بگم ....فقط به همه مثبت دادم
wolf
wolf
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
داری میگی دیگه!!!!!!!!!!!!!
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
شاد کردن دل مردم رو خیلی دوست دارم ...
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
احسنت...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات