خیابان باشیم!
خیابان‌ها را دیده‌ای؟!

خیابان باشیم!

نویسنده : m-roohangiz

خیابان‌ها را دیده‌ای؟!

وسیع، طولانی، پیچ در پیچ، گاهی در دست تعمیر، گاهی در حال ساختن، از نو تمام می‌شوند اما نمی‌برند!

ادامه دارند همچنان، از خیابانی به خیابان دیگر، از اصلی به فرعی، گاهی هم اصلی‌ای دیگر!

توقف ندارند انگار، می‌برندت تا خود مقصد. 

خیابان باشیم، همراه، همدل، تا خود خود مقصد؛ تا خدا...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٢
٠
٠
اون مطلب جاده های دراز خوراک کار شماست ...
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٢
٠
٠
:))))))))))) ای ایمان.امان از دست تو:)))))))
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/٠٢
٠
٠
:)))))))))
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٢
١
٠
بسیار زیبا!مچکر
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/٠٢
٠
٠
مطلب قشنگی بود.ممنون:)))
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/٠٢
٠
٠
ممنون خيلي زيبا بود..
g_hosseinian
g_hosseinian
٩٢/٠١/٠٣
٠
٠
میسی.
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/٠٣
٠
٠
مرسی
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
خیلی جالب میشه اگر بتونیم مثل خیبان باشیم ... خصلت های خوبش را داشته باشیم و خصلت های بدش را کمتر.../ممنونم
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
تا خدا ...
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٨
٠
٠
OH
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨