مبارزه من و روزگار
وقتی من و روزگار در رینگ گیر افتادیم

مبارزه من و روزگار

نویسنده : m_ghorbanzadeh

آهای روزگار!

اگر می‌خواهی به سفارش‌های من گوش بده، زودتر برنده می‌شوی!

توی رینگ...

گاردت رو باز بگذار! بگذار بفهمم آن‌قدر حقیرم که ارزش گارد بالا بردن هم ندارم. من به حقارت عادت دارم. سعی کن همه چپ، راست‌هایت را بزنی توی صورتم! عاشق لحظه‌ای هستم که ضربه می‌خورد به چشمم، به بهانه چشم درد، سریع دو، سه قطره اشک می‌ریزم تا کمی خالی شوم.

 

سعی کن آپرکاتت دقیق بخورد زیر چانه‌ام، بگذار برای چند ساعت هم شده، نتوانم خوب صحبت کنم، اشکال ندارد آخر، راستش را بخواهی کسی را ندارم با او حرف بزنم.

هوکت را دقیق بزن توی گیجگاهم! شاید واسه چند لحظه هم که شده، فراموشی گرفتم. آخر می‌دانی؟ خاطره‌های گذشته بدجور عذابم می‌دهد، کمکم کن فراموش‌شان کنم.

سعی کن ضربه پایت وسط سینه‌ام بنشیند، بگذار روی تشک بالا بیاروم ولی عوضش این بغض‌هایی که در گلویم است می‌ریزد بیرون، بد جور خرابم این روزها.

 

ضربه‌های ساقت را بخوابان روی ران ِپایم، بگذار بفهمم وقتی پول در جیبم نیست، باید گوشت و استخونم از درد بترکد. اگر آمدم پای ِراست به تو بزنم، خودت را بکش عقب پایت را بکش زیر ِپای چپم، بگذار بخورم زمین. من به رکب خوردن عادت دارم.

 

الان دیگر بُریدم، با صورت ِخونی به داور می‌گویم که نمی‌خواهم ادامه بدهم، تو دلت خوش باشد که من را ناک‌اوت کردی.

ولی... وقتی داور آمد دستت را ببره بالا، توی رویت می‎گویم: این بار تو بردی!

ولی می‌دانی الان با گذشته چه فرقی کرده؟ الان دیگر کامل حس کردم روزگار چقد نامرد است! از این بعد برنده منم...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
٩٢/٠١/٠٢
٠
٠
:))))
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠١/٠٢
٢
٠
انشاءا٠٠٠
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/٠٢
٠
٠
عجب کتک خوره ات خوبه.. اينطوري از بازي بعد هميشه برنده از رينگ خارج ميشي... هي روزگار..
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٢
٢
٠
پاشو بتـــــــــــــــکون گرد و خاکتو بتــــــــــــــرکون جهان سرد و ساکتو ... پــــــــــــــــــــــاشـــــــــــــــــو ...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
بازم خوشا به مرام یاس ....
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٢
١
٠
نگو از هوک که یدفه چنان هوکی خورد به ملاجم که کلم پرت شد خورد تو ستون باشگاه و خون بود که میریخت به همراه عرق شرم من:)))))) ولی بسیار زیبا بود!مچکرم
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٢
٢
٠
چقد زیبا بود...خعلی خوشم اومد... ممنونم
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠١/٠٣
٠
٠
عجب مبارزه ی سنگین و بی باکانه ای!... آفرین به طاقتتون!... کسی می گفت: "روی تشک مسابقه، مهم نیست چقدر محکم می زنی. مهم اینه که چقدر می تونی ضربه بخوری و براهت ادامه بدی."
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
عجب عکس با حالی داری شما :)))
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
استدعا می کنم......... :)))
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٣
٠
٠
بعله بعله
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٤
٠
٠
هیییییییی روزگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــار...
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٥
٠
٠
آهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای روزگار نامروت ...
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/١٤
٠
٠
چ باحال مبارزه میشه کرد با روزگار:-)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨