ماجراهای آبنبات قیچی قسمت(چهارم) :  پول داغ !
یادداشتی انتقادی در مورد گرانی

ماجراهای آبنبات قیچی قسمت(چهارم) : پول داغ !

نویسنده : f_maveddat

اي معني انتظار، يک لحظه بايست ! ديوانه شدم به خاطرت کافي نيست ؟ برگرد و نگاهم کن و يک جمله بگو ، تکليف جیب های پر از خالی  چيست ؟؟؟از آن جایی که در اين اوضاع اقتصادي فقط مانده به دستگاه عابر بانک التماس کنيم.(تير خلاص که ميگن يعني اينا!) آبنبات قیچی تصمیم گرفت حداقل این قضیه را برای خودش ریشه یابی کند! همین‌ طور که می دانیم نرخ تورم و همچنین تورم انتظاری، از عوامل تأثیرگذار بر سرعت گردش پول می باشند. با افزایش سطح عمومی قیمت ها و همچنین ذهنیت مردم مبنی بر افزایش سطح قیمت ها، سرعت گردش پول نیز افزایش می یابد، چراکه کاهش قدرت خرید پول، تمایل به نگهداری پول را کاهش می دهد.لذا سرعت دست به دست شدن پول در جامعه افزایش می یابد که از این موضوع در اقتصاد، اصطلاحاً به ”پول داغ“ تعبیر می شود. در این مواقع، تنها از طریق ارتقای انضباط مالی و ظرفیت های تولیدی در اقتصاد به جای سیاست غلط چاپ پول می توان جلوی افزایش تورم داخلی را گرفت. به علاوه، برای اجرای موفق سیاست های پولی، سرعت ثابت گردش پول از امتیازات است! برای اولین بار، ایروینگ فیشر با تقسیم تولید ناخالص ملی بر حجم پول، سرعت گردش پول را به دست آورد. این ثابت بودن سرعت گردش پول است، که برای ما حائز اهمیت هست! اما امروزه عملاً می بینیم خلاف این نظر اتفاق می افتد، چراکه با تحولات حوزه های مالی، بانک ها و مؤسسات تسهیلاتی و حتی فعالیت های رانت جویانه که باعث می شوند خیلی ها در کنار طلا و ملک کم کم پول های نقدشان را به قالب های پنیر و بسته های نیم کیلویی چای هم تبدیل کنند (به خدا اگه منظورم احتکار باشه....) به هیچ وجه شاهد ثبات قیمت ها نمی شویم! خب معلوم است همه ما ترجیح می دهیم مادامی که از قدرت خرید پولمان کاسته نشده آن را به سرعت تبدیل به کالا کنیم! واین یعنی نابسامانی اقتصادی! یعنی کمک هرچه بیشتر به گرانی! البته مسلما هیچ کدام از مسئولان راضی به گرانی و لرزان شدن پایه مدیریت شان نیستند اما چه شود که گاهی کم توانی مدیریتی و رانت خواری لباس مسئولیت بر تن می کنند و گرانی را بهانه ی جیبشان می کنند. که البته دلال های منفعت طلب و بازاریان خود بین هم باعث تشدید گرانی می شوند. حالا بماند که واقعا هم گاهی ما گرانی نداریم و گرانفروشی داریم در حقیقت وقتی اوضاع این طور می شود خیلی از منفعت طلب ها ظهور می کنند وکارشان هم شیشه کردن خون مردم هست. البته آبنبات قیچی امیدوار است دولت در این یک سال باقی مانده در تلاش باشد تا عملکرد بدی از خودش باقی نگذارد.....

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f.haghighat
f.haghighat
٩١/٠٨/١٤
١
٠
خوشبختانه خیلی کمتر از یک سال از عمر دولت باقی مونده...
f_bi3daa
f_bi3daa
٩١/٠٨/١٤
٥
٠
این نیز بگذرد!!!!
f.haghighat
f.haghighat
٩١/٠٨/١٤
١
١
راستی من شعر اول متن رو هرجور می خونم آهنگین جور در نمیاد؟
f_bi3daa
f_bi3daa
٩١/٠٨/١٤
٤
٠
خب حالا شمام! داری غیر مستقیم میگی تابلوئه که تو شعر دست بردم!؟؟ قبول دارم عادت بدیه! چکار کنم از وقتی مهران مدیری با لیست مخارج ماهیانش شعر گفت(پول آب را میدهیم ٫ پول برق جدا!!!) دست بردن توی شعر به نظرم کار خلاقانه ای اومد! از نظر منکه خوبه! یه بار دیگه بخونید! اي معني انتظار، يک لحظه بايست ! ديوانه شدم به خاطرت کافي نيست ؟ برگرد و نگاهم کن و يک جمله بگو ، تکليف جیب های پر از خالی چيست ؟؟؟
f.haghighat
f.haghighat
٩١/٠٨/١٥
٠
٠
تکلیــــــف این جیب پر از خالی چیست... بیشتر جور درمیاد "ی" تکلیف رو بکشید!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠