روزهایی که هوا آفتابیه.
حال و هوای یک جیمی از خیابان های شهرمان در ایام نوروز

روزهایی که هوا آفتابیه.

نویسنده : e_shin

روزایی که هوا آفتابی است حال و هوای من هم بهتر است.

خوبی جیم جان؟

امروز دوباره جرات به خرج دادم و رفتم توی شهر یک چرخی زدم ... شهر؟

هه هه کاش می‌توانستم برات تجسم کنم اینجا چه شکلی هست!

خیابان‌های کوچک، پیاده‌روهای داغان... توی بهترین و مثلا با کلاس‌ترین بازارهاش پر از دست فروش است!  تازه مغازه‌های همان خیابان‌های با کلاس جنس‌هاشان را بیرون مغازه هاشان می‌چینند.

من مال اینجا نیستم. برام این چیزها بیشتر از این که خنده دار باشد عجیب است! اینجا همه عجیبن... خدایا!!!!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
هرکی
هرکی
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
وا!!!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
???????????????????????
هرکی
هرکی
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
ایول که همه هم نظریم!
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/٠٦
١
٠
هووووووووووووووم؟؟؟؟؟ ولی راست میگه ها اگه یکم دقت کنیم همه چی عجیبه تو این دنیای مسخره
imanhkt
imanhkt
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
نکته هنوز پیدا نشده ... لطفا صبور باشید ...
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
کدوم شهر دوست عزیز؟ مشهد؟!!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
از این بهتر !!!!!!!!!!!!!!!
mahshid
mahshid
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
چی؟
e_shin
e_shin
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
هه هه... نه مشهد نیست .. نمیگم کجا که دعوا نشه
e_shin
e_shin
٩٢/٠١/٠٧
١
٠
..... تعجب ناک شدنتون رو کاملا حس کردم تو نظراتتون.... اینجا واقعا عجیبه
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
چي بگم؟؟؟
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
چی بگم والا...
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/٠٧
٠
٠
چ میشه کرد آیا ؟؟؟
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
چی مبهم!
h_solayman
h_solayman
٩٢/١١/١٥
٠
٠
سلام باید ساخت.........
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات