اين روزها اين شعرها به حقيقت نزديك شده اند
رابطه‌هاي خياباني از پنجره شعر

اين روزها اين شعرها به حقيقت نزديك شده اند

نویسنده : atefeH.mz

دختری از کوچه باغی می‌گذشت
یک پسر در راه ناگه سبز گشت
در پی‌اش افتاد و گفتا او سلام
بعد از آن دیگر نگفت او یک کلام
دختر اما ناگهان و بی‌درنگ
سوی او برگشت مانند پلنگ
گفت با او بچه پروی خفن
می‌دهی زحمت به بانوی چو من؟
من که نامم هست آزیتای صدر
من که زیبایم مثال ماه بدر
من که در نبش خیابان بهار
می‌کنم در شرکت رایانه کار
دختری چون من که خیلی خانمه
بیست و شش ساله -مجرد- دیپلمه
دختری که خانه‌اش در شهرک است
کوی پنجم-نبش کوچه- نمره شصت
در چه مورد با تو گردد هم کلام
با تو من حرفی ندارم والسلام!!!


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-nik110
m-nik110
٩١/٠٨/٢٠
٠
٠
روحمان شاد شد! خیلی بانمک بود!
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/١٢
٠
٠
:)
taba_sa
taba_sa
٩١/٠٨/٢٠
٠
٠
کلی خندیدم. ممنون....
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/١٢
٠
٠
خواهش:)
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/٠٨/٢١
٠
٠
خوب اینم یکجورشه دیگه.......!
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/١٢
٠
٠
:)
f.haghighat
f.haghighat
٩١/٠٨/٢١
٠
٠
این عنوانتون یعنی دخترا دنبال پسرا افتادن؟... آخر عنوان بود حالا همه، همه جوره در پی تحقیر کردن دخترا هستند. شما هم روش
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/١٢
٠
٠
بابااااا من خودم دخترم! تحقیر چیه!؟ حساس نشین طنزه فقد:)
anis
anis
٩١/٠٨/٢١
٠
٠
داریم اصــــــــــــــــلا؟!!!!
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/١٢
٠
٠
نـــع بابا!:)))
کلاهدوز
کلاهدوز
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
تکراری اما نه برای همه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/١٢
٠
٠
:)
sh_freeboy
sh_freeboy
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
مرسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسی
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
خواههههههههههههههههههههههههههههش
S_Alami
S_Alami
٩٢/١١/١٨
١
٠
خدا وکیلی عین حقیقت بود.مرسی بانوی استقلالی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
سلام:قشنگ بود.نماد عینی بادست پس زدن وبا پا پیش کشیدن از نظراتتون مارا محروم نکنید
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات