روانشناسی از روی ماشین
عکس نوشت

روانشناسی از روی ماشین

نویسنده : ati

این عکس‌ها نشون میده چطوری آدم‌ها به ماشین‌هاشون وابسته هستند!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/١٢
١
٠
خخخخخخ:))) خیلی با حال بود/ ممنونم
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
(((((((((((: خیلی جالب بود....این 405 که واقعا درسته به بابای من میاد عجیب
t.m
t.m
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
مرسی دمت گرم!
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
خنده دار بود ممنون
sahar
sahar
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
خخخخخخخخخ
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
ایول!خعععععععلی باحال بوود!حالا منکه تو آرزوهام اون گوشه موشه ها زانتیا دوس میدارم ینی اونجوریم؟؟:))))
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
خخخخخخ خوب منم 206 وماتیزو دوست دارم یعنی اونجوریم؟
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
حالا 206 که بهتون نمیخوره ولی ماتیز چرا تقریبا!چون من هردختری دیدم ماتیز داشته همه جاشو زده بود اینور اونور!البته میشه گفت کلا هرماشینی دست خانوما هس وضعش همینه:))))))
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
سیدددددددددددددددد!این الان از شدت خشم بود رو "د "موند خخخخخخخ
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
شما هم سید بی خیال اون زانتیا شین...همون پیکان جوانان گوجه ایو بچسبین خیلی صفا داره ((((:
parisa
parisa
٩٢/٠١/١٣
٠
٠
زانتیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ati200
ati200
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
خواهش میکنم
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
ممنون آتی جان....خیلی خنده دار بود
wolf
wolf
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
ارهههههههههههههههههههههه
h-ghasedak
h-ghasedak
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
من که جز اون ها نبودم!!!!!
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
خیلی خوب بود . کاش یه سمند هم می بود !
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
207 نداشت ؟؟؟
parisa
parisa
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
خیلی باحال بود.............
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
خخخخخ...درستم بود همش ها!!
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
خنده دار بود
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/١٣
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ. تشکر.
radmehr
radmehr
٩٢/٠١/٢٧
٠
٠
خیلی جالب بود
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
خیلی خندیدم ..ممنون
zahra
zahra
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
خخخخ با حال بود:)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات